دانلود رمان جدید pdf جذاب و پرطرفدار | انلاین رمان

انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

دانلود رمان

جدیدترین رمان های روز ایرانی و خارجی را در انلاین رمان دانلود کنید...

رمان رگ پنهان

رمان رگ پنهان

خلاصه داستان : الین به دور از حاشیه با دنیایی صورتی و دلپذیر که در شرف ازدواج با مرد مورد علاقه‌ش مهرداد هست! اما دقیقا تو شبی که لباس عروس پوشیده، مهرداد اون رو به چیزی متهم می‌کنه که الین گناهی نداره! یک خال که روی ممنوعه‌ی الین وجود داره و حتی خودِ الین از این موضوع خبر نداره اما... مهرداد اون رو از خونه بیرون می‌کنه و خیلی ناخواسته پاش به زندگی یه مرد باز میشه که عرب زبان هست و...

رمان شاهزاده و قلب مهر و موم شده

خلاصه داستان : من کاساندرا؛ دختر قدرتمندی که هیچ اهریمن زاده ای از زیر دستم زنده بیرون نیومده، حالا ماموریت دارم قلب قدرتمندترین شاهزاده کل اهریمنها رو، از سینه اش بکشم بیرون! و توی دستام لهش کنم! وقتی میخوام شکارش کنم، اتفاقی میفته که

رمان ستون پنجم

رمان ستون پنجم

خلاصه داستان : نیاز و راز خواهرای دوقلویی هستن که با پدربزرگ و مادربزرگشون زندگی می‌کنن! بنا بر تصمیم یهویی پدربزرگ مجبورن که به تهران مهاجرت کنن و ساکن خونه‌ی خاله اشون بشن! حالا از اونجایی که دوقلویی زایی تو خانوادشون ارثیه، دوتا پسر خاله ی دوقلو دارن! شما حساب کنید تو یه خونه، دو تا زوج دو قلو که هر کدوم یه اخلاق دارن چه بمب طنزی

رمان یک روز به شیدایی

رمان یک روز به شیدایی

خلاصه داستان : بزرگمهر پسری که غیرت اولین گزینه‌ی زندگی اوست. بزرگمهر در بازار بزرگ تهران  و در راسته ی عمده فروشان پارچه کار می کند. پسری پر تلاش که برای هر لقمه نانی که می خورد زحمت می کشد. اما داستان از واقعه ای آغاز می شود که بزرگمهر را به چالش می کشد. واقعه ای که دقیقا غیرت او را نشانه می رود.

رمان سیمگون

خلاصه داستان : برفین دختریه که توبچگی توسط یکی ازاعضای خانوادش آزار میبینه….این موضوع همه ی آینده ی اون رو تحت تاثیر قرار میده…. برفین هرچی بزرگتر میشه بیشتر خودشو از اون ادم دور میکنه ولی اون به همین راحتی بیخیال برفین نمیشه…..درهمین حین برفین با یه باشگاهه غیر قانونی آشنا میشه…. جایی که همه چی بنظر نرمال میرسه….اما اونجا با کسی آشنا میشه که دیدشو نسبت به همه چیز عوض میکنه….کسی که همه ی خط قرمزهای برفین رو دور میزنه… حتی اونم یه آدم باتمایلات نرمال نیست امااینبار برفین باخواست خودش اونو انتخاب میکنه..!

رمان لانه واز

رمان لانه واز

خلاصه داستان : پاشا معتمد که ۹ سال در زندان بوده در زمان ازادی با مرگ مادر مواجه میشود و در مراسم خاکسپاری آهو دختر خالش رو میبینه که دستیار وکیل هم هست آهو از گذشته عاشق پاشا بوده و با پیدا کردن دفتر خاطره ای از گذشته خالش روابطی بین این دو شکل میگیره که رازهایی از گذشته از جمله پاپوشی که برای زندانی شدن پاشا بوده برملا میشود و در این بین با چالش هایی بسیار بزرگتر روبرو میشوند که روح پاشا را در هم میشکند...

رمان معشوقه رسام و معشوقه من ( دو جلد)

خلاصه داستان : رمان از پسری هست که نویان یک روز بهش شلیک می‌کنه و آدم های رسام هیوا رو میدزدن تا به رسام کمک کنه؛ رسام وقتی می‌فهمه اون دختر"هیوا" خواهر نویان هست اون رو عقد می‌کنه تا اینکه سر عقد می‌فهمه هیوا همون.....

رمان هکران سایبری

خلاصه داستان : رمان مورد یک گروه هکره که به گروه عقرب معروف‌ان و هر گونه خلافی انجام میدن و هیچ گونه ردی از خودشون باقی نمی‌ذارن. رئیس این گروه ایکس نام داره که به شدت قانون مدار و سخت گیره و دخترش کمند یک دختر هفده ساله است که به عنوان جانشین ایکس و رئیس بعدی گروه معرفی شده. کمند از وقتی یازده ساله بود وارد این گروه شد در و آدم کشتن و هک و... یاد گرفته و الان تبدیل به یک ربات بی احساس و به شدت خشن شده که همه اعضای گروه ازش حرف شنوی دارن؛ ماجرا از وقتی شروع میشه که با وارد شدن فرد خاصی به گروه نظر ایکس در مورد دخترش عوض میشه و قدرت رو از کمند میگیره به اون فرد میده!کمند از شدت حسادت گروه رو ترک می‌کنه و جفت خودش رو پیدا می‌کنه و گروه خودش رو تشکیل میده و بر علیه پدر خودش قد علم می‌کنه..

رمان مافیا و عشق (جلد ۱ و ۲)

رمان مافیا و عشق (جلد ۱ و ۲)

خلاصه داستان : داستانی از دل خطر، داستان دختر خبرنگاری به نام حلما که بدنبال یک خبر و در مقابل تمام مخالفت‌ها سر از باند مافیایی درمی‌آورد و با هک دوربین‌هایی که تصاویری از آن باند ثبت کرده در نهایت...!

رمان غرق جنون

خلاصه داستان : دستش درون موهایم چنگ شد و با کشیدنشان،صورتم را مقابل صورت خودش نگه داشت _ روز اولی که پاتو تو این خونه گذاشتی، گفتم قرار نیست هیچوقت ازش بیرون بری... دیگر از آن عسلی های غرق خونش بیزار نبودم، برعکس... دلم جایی میان رگ و پی اش به دام افتاده بود! اما تنفر و جنون او هر روز بیشتر میشد و این دل بیقرار و بی گناهم دیگر طاقت نامهربانی هایش را نداشت. توی صورتم فریاد زد...