دانلود رمان جدید pdf جذاب و پرطرفدار | انلاین رمان

انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

دانلود رمان

جدیدترین رمان های روز ایرانی و خارجی را در انلاین رمان دانلود کنید...

رمان لاینحل

خلاصه داستان : داستان در دو مقطع زمانی گذشته و حال روایت می‌شود و زندگی پرفرازونشیب «تلناز» و «بارمان» را به تصویر می‌کشد. تلناز که در گذشته با دخالت به موقع بارمان از سر سفره عقد اجباری با مردی دیگر نجات یافته و به وصال عشقش رسیده بود، اکنون پس از گذشت چند سال، به دلیل رخ دادن فاجعه‌ای تلخ، سقط جنین و سوءتفاهم‌های ویرانگر، در آستانه جدایی قرار دارد. او که گمان می‌کند بارمان با طلاق موافقت کرده، با اقدامی لجوجانه خشم او را برمی‌انگیزد. بارمان که قصد رها کردن او را ندارد، با حکم قانونی عدم تمکین، تلناز را به خانه‌ای جدید می‌کشاند تا هر دو در زندانی از عشق، نفرت و حسرت‌های حل‌نشدنی، تاوان گذشته را پس بدهند. در کنار این بحران، رازهای قدیمی خانواده پدری تلناز نیز سایه‌ای سنگین بر داستان می‌اندازد.

رمان حارس

خلاصه داستان : در دل خطه گرم و نخلستان‌های جنوب، دشمنی و کینه‌ای بیست‌ساله میان دو طایفه بزرگ «بهشتی» و «گله‌داری» زیر خاکستر پنهان شده است. «ابراهیم‌خان بهشتی» سال‌ها پیش برای حفظ جان نوه‌های خردسالش، «خورشید» و «سلیم»، هویت واقعی آن‌ها را مخفی کرده و همه جا چو انداخته که نوه‌هایش در تصادف مرده‌اند و این دو کودک، تنها خانه‌زادهای یتیم عمارت هستند.سال‌ها می‌گذرد و با بازگشت خورشید و سلیم به عمارت پدربزرگ، طوفانی به پا می‌شود. سلیم که دلباخته «حریر»، تک‌دخترِ شیخ ادریس گله‌داری شده، برای نجات او از ازدواجی اجباری، درست در شب عروسی‌اش او را می‌دزدد و فرار می‌کند. طبق قوانین بی‌رحمانه طایفه گله‌داری، سزای چنین کاری چیزی جز به دار آویختن داماد در وسط عمارت نیست.خورشید که قسم خورده به هر قیمتی شده جان برادرش را نجات دهد، بی‌محابا وارد میدان می‌شود؛ اما در این مسیر پرخطر، با «حارس»، پسر بزرگ و باابهت طایفه گله‌داری روبه‌رو می‌شود. مردی مرموز و مقتدر که با وجود خشم طوفانی در نگاهش، به جای ریختن خون، با خونِ دست خودش به خورشید قسم می‌خورد و پیشنهاد یک معامله پنهانی را می‌دهد. آیا خورشیدِ سرکش و بی‌اعتماد می‌تواند به پسرِ دشمن اعتماد کند؟ وقتی راز بیست‌ساله هویت واقعی خورشید و قتل قدیمی فاش شود و نام «خون‌بس» به میان بیاید، سرنوشت این آتش سرکش و پاسبانِ مغرور چه خواهد شد؟

رمان آخرین ستاره شب

خلاصه داستان : «عماد»، ارباب‌زاده‌ای مغرور و دنیا‌دیده، پس از ده سال تحصیل در فرنگ به زادگاهش بازمی‌گردد تا زمام امور را به دست بگیرد و دست نامادری طمع‌کار و پیشکار خائن عمارت را از اموال پدرش کوتاه کند. در یکی از شب‌های طوفانی و بارانی، عماد در غاری میان کوهستان با «روجا» روبرو می‌شود؛ دختری زیبا و بی‌سرپناه که برخلاف پوشش روستایی‌اش، رفتاری موقر و تربیتی شهری دارد و برای نجات جان مادر بیمارش، به امید یافتن کار راهی عمارت خان شده است.عماد که به هیچ‌یک از اهالی و خدمه‌ی عمارت اعتماد ندارد، روجا را به عنوان آشپز و خدمتکار مخصوص خود به کار می‌گیرد تا چشم و گوش او در این میدان جنگ قدرت باشد. با این حال، زیبایی چشمگیر، هوش و اصالت پنهان روجا، به سرعت توجه همگان را جلب کرده و او را به خاری در چشم دشمنان عماد تبدیل می‌کند. طولی نمی‌کشد که دسیسه‌های شوم اطرافیان، سرنوشت این ارباب‌زاده‌ی سنگدل و دخترک بی‌گناه را درگیر طوفانی از تهمت‌ها، اجبارها و رازهای سرمُهر گذشته می‌کند؛ گردابی که در آن، مرز میان نفرت، غرور و عشقی آتشین به باریکی یک مو می‌رسد.

رمان برهنه زیر باران

خلاصه داستان : داستان از دل یک مهمانی تاریک و پرخطر آغاز می‌شود؛ جایی که «امیرعباس»، پسری شرور و جسور، در پوشش یک مهمان نفوذی در تلاش است تا به دایی‌اش برای به دام انداختن خلافکاران کمک کند. در میانه این مأموریت پرالتهاب، او به طور اتفاقی با «سمانه» روبرو می‌شود. سمانه دختری است که برای پیدا کردن سرنخی از یک گمشده و پرداخت بدهی‌های پدر زندانی‌اش، با ظاهری مبدل پا به این منجلاب گذاشته است. با متشنج شدن اوضاع، امیرعباس برای محافظت از سمانه، او را با مهارت از مهلکه فراری می‌دهد. این برخورد غیرمنتظره و طوفانی، پای سمانه را به زندگی پردردسر امیرعباس و عمویش (مشت خلیل) باز می‌کند. در حالی که هر دو سعی دارند هویت و رازهای درونی خود را از یکدیگر پنهان کنند، لجبازی‌ها، کل‌کل‌های مداوم و هم‌مسیری اجباری‌شان، آن‌ها را درگیر یک کشمکش عاطفی عمیق می‌کند. آیا سمانه می‌تواند از سایه طلبکاران بی‌رحم رها شود؟ و آیا امیرعباسِ مغرور می‌تواند سپر بلای دختری شود که ناخواسته قلبش را لرزانده است؟

رمان مهاجران ۷۰۳

خلاصه داستان : تنها چند روز پس از مرگ مشکوک شوهر «ترانه» در یک سانحه رانندگی، آزمایشگاه پیشرفته‌ای که دوست صمیمی‌اش «نیلو» در آن فعالیت می‌کرد، در آتش می‌سوزد. ترانه در کمال بهت درمی‌یابد که همسر مرحومش این آزمایشگاه را به نام او ثبت کرده و حالا شرکت سرمایه‌گذار در ترکیه به دلیل عدم پرداخت بیمه، از ترانه شکایت کرده است. ترانه که به تازگی متوجه بارداری ناخواسته‌اش شده، به همراه نیلو به استانبول بازمی‌گردد؛ اما شوک اصلی زمانی وارد می‌شود که می‌فهمد شاکی پرونده کسی نیست جز «آراد ایردم»، عشق فراموش‌نشدنی دوران جوانی‌اش و برادر بی‌رحم او «عرشیا» که کابوس زنده نیلوفر است! بازگشت به استانبول، خیانت‌ها، ازدواج‌های پنهانی و توطئه‌هایی را برملا می‌کند که ریشه در گذشته و کلاس درسِ شماره ۷۰۳ دارد...

رمان مشکین پوش

خلاصه داستان : سارا فرجامی برای تأمین هزینه‌های زندگی و حمایت از برادر معلولش که خود را برای کنکور آماده می‌کند، در مهدکودک «کیان رادمهر» کار می‌کند. رادمهر، مرد مشکین‌پوش، عبوس و سخت‌گیری است که در تمام سختی‌ها بی‌منت حامی سارا و برادرش بوده است. با این حال، قلب سارا برای «نوید»، برادر یکی از کودکان مهد می‌تپد. با غیبت ناگهانی یکی از مربیان، سارا به عنوان پرستار خصوصی «نفس» وارد خانه مجلل نوید می‌شود تا به مرد رؤیاهایش نزدیک‌تر شود؛ تصمیمی که خشم و دلخوری عجیب رادمهر را به دنبال دارد. سارا خیلی زود درگیر مسائل خانوادگی نوید، بیماری مادر او و رفتارهای دوگانه نوید می‌شود؛ مسیری که چشمان او را به روی حقیقتِ آدم‌های اطرافش و عشقی واقعی که سال‌ها نادیده گرفته بود، باز می‌کند.

رمان ممنوعه

خلاصه داستان : داستان بر محور سرنوشت موازی دو زن و دو مرد قدرتمند می‌چرخد. از یک سو، «کتایون» که پس از سقوط امپراتوری مالی پدرش، برای گذران زندگی در خانه دوستش کار می‌کند، در یک مهمانی توجه «البرز کیارستمی» را جلب می‌کند؛ مردی مرموز که حالا صاحب تمام هتل‌های پدر کتایون است و با پیشنهاد یک قرارداد خاص، کتایون را به دنیای جدیدی از سلطه و احساسات ناشناخته دعوت می‌کند. از سوی دیگر، «اتابک خان» در یک بازی قمار از پیش طراحی‌شده، «آشتیانی بزرگ» را به خاک سیاه می‌نشاند و در ازای بخشیدن عمارتش، همسر زیبای او «رامش» را تصاحب و بلافاصله عقد می‌کند تا نقشه انتقام دیرینه‌اش را عملی سازد؛ اما وقار و معصومیت رامش، معادلات این مرد سنگی را به چالش می‌کشد...

رمان لهیب

خلاصه داستان : آیکان دادفر، مرد موفق و سرشناسی که در اوج نوجوانی به دلیل تهمتی ناحق از خانه و خانواده‌اش رانده شده، پس از ۱۸ سال دوری با دریافت ایمیلی مرموز و تکان‌دهنده، قسم خود را می‌شکند و به ایران بازمی‌گردد. او درمی‌یابد مرگ تلخ پدرش در کارخانه نه یک حادثه، بلکه قتلی برنامه‌ریزی‌شده بوده است. آیکان برای کشف حقیقت و گرفتن انتقام از مسببان این فاجعه وارد میدان می‌شود؛ اما در میان شعله‌های سوزان این انتقام و رازهای سر‌به‌مهری که یک‌به‌یک فاش می‌شوند، سرنوشت او با «فرین»، دختر معصوم حاج حافظ گره می‌خورد. تقابل عشق پنهان فرین و نفرت دیرینه آیکان، هر دوی آن‌ها را در مسیری پرالتهاب قرار می‌دهد که...

رمان کفاره

خلاصه داستان : در آبادی «خان‌سالار» که دو طایفه بزرگ «آل‌بیگ» و «کاوی» دشمنی دیرینه‌ای با هم دارند، نعنا، دختر کوچک خاندان آل‌بیگ، در شب عروسی برادرش برای دفاع از خود در برابر تعرض مردی به نام «ایاز»، او را از تراس به پایین هل می‌دهد. در اوج وحشت، «علیهان کاوی»، پسر یاغی و سرکش طایفه دشمن، سر می‌رسد و با دفن کردن پیکر بی‌جان ایاز، شریک جرم نعنا می‌شود. با پیدا شدن سرنخ‌هایی توسط پلیس و پیچیدن شایعه رابطه پنهانی نعنا و علیهان در آبادی، علیهان برای نجات نعنا از زندان و خشم برادر متعصبش (یاشار)، ادعا می‌کند که نعنا آن شب با او بوده و با کشیدن اسلحه و ایستادن در برابر هر دو طایفه، نعنا را به عقد خود درمی‌آورد. اما این ازدواج اجباری و پناه بردن به آغوش دشمن، با آشکار شدن رازی شوکه‌کننده درباره سرنوشت ایاز، وارد طوفانی تازه می‌شود...