دانلود رمان پلیسی جنایی عاشقانه ایرانی خارجی pdf بدون سانسور

انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

نتايج جستجو : دانلود رمان پلیسی

رمان کوئوکا

رمان کوئوکا

خلاصه داستان : صبا دانشجوی نخبه شیمی با پدری معتاد و برادری بدتر از ان، به دنبال قهرمان زندگیش خارج از خانواده است؛ جهان عموی دوستش که یک پلیس خشک و مغرور است قهرمان رویایی صهبا می‌شود ولی جهان به او بی‌اعتناست. برای یک لجبازی عاشقانه در دانشگاه، کسانی قصد پاپوش درست کردن برای صهبا دارند که او دست به دامن جهان می‌شود. قرار شد این اولین و آخرین کمک جهان به او باشد و بعد، جهان از دستش خلاص شود ولی ...

رمان آخرین گلوله

خلاصه داستان : می‌دانی دوراهی یعنی چه؟ دوراهی یعنی تقدیری که من گرفتارش شدم! منی که از مرگ بیزارم و محکوم به یک انتخاب بی‌رحمانه‌‌ام.انتخابی که با تنها گلوله باقی‌مانده شکل میگیرد و منتهی می‌شود به نجات جان یک نفر.آری! دوراهی یعنی؛ با آخرین گلوله خشابت انتخاب کنی که جان چه کسی را نجات بدهی. بردیا محمدی سرگرد جوانی است که خواهرش توسط یکی از اعضای باند مافیایی ربوده می‌شود‌.طی این حادثه،پرده از رازی بزرگ کنار زده می‌شود.رازی به قدمت سی‌سال! رازی که زندگی‌شان را دستخوش اتفاقات تلخ و شیرینی می‌کند و درنهایت،منجر به رقم زدن سرنوشتی می‌شود ‌که فراسوی انتظار است!

رمان من بودم و چشمان تو

خلاصه داستان : شادی فخیم دانشجوی پزشکی و دختر قاضی بنامی که پدرش روی یک پرونده سنگین اختلاس کار میکنه مورد تهدیدات و ازارهایی از سوی دشمنان پدرش قرار میگیره از طرفی جاوید ستوده دندانپزشکی بنام و موفقی که برای رسیدن به این مرحله از زندگیش سختی های فراوانی تحمل کرده این دونفر همدیگر رو در اردوهای جهادی پزشکی ملاقات کردند و اشنایی دارن باهم ولی طی یک پاپوشی که برای تحت فشار قراردادن پدرشادی هست شادی با جاوید تو یه اتاق گیر میافتن و همون موقع پلیس سر میرسه و....

رمان پینوکیو

خلاصه داستان : من به دنيا آمدم كه عجيب باشم. متفاوت باشم و خوب نباشم وبد باشم. اما اين انتخاب من نبود. فقر، جنگیدن و خون... با من متولد شده بودند. غريزه هاى ترسناكى كه تا لحظه مرگ رهايم نمى كردند. من خارج از كالبد يک انسان بودم و عجيب الخلقه بودم. من فرزند يک حيوان روانى بودم...يک موجود وحشتناك، يك هيولا! اما در يک ثانيه...نه یک پلک زدن يا شايد هم كمتر... من شدم قهرمان! جادوگر شده بود، قهرمان يک سرزمين! متفاوت شدم و خوب شدم و خوشحال شدم اما هنوز بَد بودم. چون تو بد بودن را رها نكرده بودى و من هم كه هميشه تابع تو... تويى كه هميشه در سايه بودى اما هياهو بودى... مردک چوبی !

رمان قصه اینجاست

رمان قصه اینجاست

خلاصه داستان : دختری که دلباخته میشه دلباخته ی کسی که در اغما خودشم دلباخته ی دختر قصه ی ماست اما باید نشون نده باید خوددار باشه، کاری که بهش سپرده شده و تمومش کنه ولی تا کجا طاقت میاره؟!...

رمان کراش

رمان کراش

خلاصه داستان : نیکی با وجود ازدواج کردن، پس از سال‌ها دوری سرانجام به عشق اساطیری‌اش می‌رسد؛ البته نه بی‌قید و شرط! او زمانی به رابطه‌ی قدیمی‌اش بازمی‌گردد که آراز پس از شکست در زندگی به خانه برگشته و تلاش می‌کند خودش را از نو بسازد. آراز برای مراقبت از نیکی و دخترش، آن‌ها را نزد خود می‌آورد…

رمان ستی

خلاصه داستان : هاتف؛ اسمش لرزه می‌اندازد. مجرمی فراری، خشن و بی‌رحم که هیچ‌وقت برای رسیدن به هدفش مکث نمی‌کند. حالا تصور کن چنین مردی، زخمی و تحت تعقیب، مجبور شود در خانه‌ی دختری پناه بگیرد که تمام زندگی‌اش در یک کلمه خلاصه شده: «چشم». زنی آرام، مظلوم و کم‌صدا… درست مقابل مردی که عادت دارد فریاد بزند، دستور بدهد و ویران کند.اما هیچ‌چیز خطرناک‌تر از هم‌خانه شدن آتش و سکوت نیست. وقتی دیوارهای یک خانه شاهد کشمکش قدرت، ترس، وسوسه و احساسی شوند که نباید شکل بگیرد، چه اتفاقی می‌افتد؟ هاتف برای نجات جانش آمده… اما شاید چیزی پیدا کند که هرگز دنبالش نبوده. و این‌بار، خطرناک‌ترین دشمنش نه تعقیب‌کننده‌های بیرون، بلکه قلب خودش است.

رمان منجی شیطان [دو جلد کامل]

رمان منجی شیطان [دو جلد کامل]

خلاصه داستان : آوین، دختر خبرنگاری که به‌طور اتفاقی، جان رامان خلافکار را در یک کنفرانس خبری نجات می‌دهد. از طرفی جان آوین هم به‌خاطر اطلاعاتی که دارد درخطر است. رامان که به آوین مشکوک است، او را در عمارتش زندانی می‌کند تا او را به‌حرف بیاورد. در این میان، پلیسی به‌نام محمد که عاشق آوین است در صدد برملا کردن خلافهای رامان است ولی ...

رمان جنجال

خلاصه داستان : سرگرد امیرعباس‌صامتی یکی از بهترین‌های ستاد مبارزه با مواد مخدر به خاطر یک اتفاق تلخ که در روزهای نوجوانی شاهد بوده از نظر دیگران به یه آدم سخت و سنگی تبدیل شده.این چیزیه که همه از ظاهر امیرعباس قضاوت می‌کنن اما ثمینا دختری که به وسیله امیرعباس نجات پیدا می‌کنه نظر دیگری داره.جنجال روایت‌گر عشقیه که بین ثمینا و امیرعباس جریان داره‌.

رمان شامپاین

رمان شامپاین

خلاصه داستان : تنها چیزی که تو زندگیم میبینم پوچی محضه.انگار از یه پرتگاه افتادم و تیکه ایی از لباسم به شاخه ی خشک شده ی درختی گیر کرده.نه میتونم خودمو نجات بدم نه میتونم خلاص شم.فقط خودم رو کشیدم کنار و به زندگیم نگاه میکنم زندگی ای که ارزش گریه واسه چیزایی که برات نیستن و نمیمونن رو نداره...

12