رمان استاد مغرور من

- تعداد صفحه : 671
- ژانر : دانلود رمان بزرگسال ، دانلود رمان دانشجویی ، دانلود رمان عاشقانه ، دانلود رمان کلکلی ، دانلود رمان هیجانی
- کیفیت : PDF
خلاصه داستان : دانشجویی که با استاد توی دانشگاه دوباره سر راه هم قرار می گیرن…

خلاصه داستان : دانشجویی که با استاد توی دانشگاه دوباره سر راه هم قرار می گیرن…

خلاصه داستان : من کاترین هانسلم، دختر دو رگه ی روسی ایرانی. تنها یه عضو از خانوادم باقی مونده بود اون هم نانا خاله ی تنی ام بود. اما همه چیز وقتی پیچیده شد که وارد دانشگاه شدم و با استاد ادبیات، آریا وثوق آشنا شدم.اون مرموز بود، ساکت و موذی. اما پشت اون چهره ی به ظاهر آرومش راز ها نهفته بود.مثلا، چه به روز راضیه نامزد سابق آریا اومده بود؟ کی خبر داره؟ همه یا هیچکس؟ اگه همه خبر دارن پس چرا هیچی به روی خودشون نمیارن؟

خلاصه داستان : درسا دختری جسور و زیبا که از طرف دانشگاه برای کار آموزی به شرکتی فرستاده میشه و اونجا با زبون درازی هاش کوروش رئیس مغرور و خشن شرکت رو حسابی عصبی می کنه ولی در این وسط عشقی سوزان بینشون رخ میده اما با پرده برداشتن از راز بزرگ..

خلاصه داستان : این رمان درباره رابطهای ممنوع و پرخطر میان یک دانشجو و استادش است. راوی دختری است که درگیر احساسات پیچیده و کششی ناخواسته نسبت به استادش، آراد نجم، شده است؛ استادی که با رفتاری مرموز، صمیمی و در عین حال سلطهگر، مرزهای حرفهای را زیر پا میگذارد.

خلاصه داستان : لیا دانشجو باستان شناسی برای رسیدن به گروه کاوش در مصر ، دانشگاه خودشو عوض میکنه و وارد یه دانشگاه جدید میشه . جایی که با استاد جذاب و البته مغرورش روبه رو میشه.

خلاصه داستان : بِلا، دختری تنها و کممحبتدیده، عاشق استادش سام ملکیان میشود. سام که دوست پدر اوست، کمکم به او نزدیک میشود و رابطهای عاشقانه بینشان شکل میگیرد. در مسیر رابطه با مشکلات خانوادگی، سوءتفاهمها و حتی آدمربایی بال روبهرو میشوند، اما در نهایت سام او را نجات میدهد و عشقشان ادامه پیدا میکند.

خلاصه داستان : دکتر سرمد در ازای دادن نمره، به آوا پیشنهادی میدهد. آوا این پیشنهاد را میپذیرد و این اتفاق سرآغاز حوادث رمان است...

خلاصه داستان : محدثه دختری خجالتی و مذهبی از شانسش همسایهی ماهان، آقای جلف و شیطون در میآید. ماجراها حول و حوش اذیتهای ماهان برای حرص دادن محدثه و کلکل هایشان و تلاش محدثه برای آدم کردنش میگردد...

خلاصه داستان : داستانمون درباره یه پسر کاملا مذهبیه که اسمش امیر حافظ و یه دختر به اسم ترمه که بی بند و بار هست،زندگی این دوتا شخصیت داستان مقابل هم قرار میگیره و امیرحافظ و ترمه به عقد صوری هم درمیان و همخونه ی همدیگه میشن که کلی داستان بینشون پیش میاد که خوندنشو از دست ندین..

خلاصه داستان : ویولت، دوست خواهر آراد و همکلاسی او در دانشگاه است. آن دو چه در محیط دانشگاه و چه در خانه، بر سر هر موضوعی به بحث و جدل میپردازند و از هر فرصتی برای تخریب یکدیگر استفاده میکنند؛ تا جایی که کارشان به آسیب رساندن هم کشیده است. اما دست تقدیر، هر دویشان را برای ادامهی تحصیل راهی بورسیهی کانادا میکند؛ و این آغاز ماجرایی تازه است که...