دانلود رمان جنایی | انلاین رمان

انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

نتايج جستجو : دانلود رمان جنایی

رمان شامپاین

رمان شامپاین

خلاصه داستان : تنها چیزی که تو زندگیم میبینم پوچی محضه.انگار از یه پرتگاه افتادم و تیکه ایی از لباسم به شاخه ی خشک شده ی درختی گیر کرده.نه میتونم خودمو نجات بدم نه میتونم خلاص شم.فقط خودم رو کشیدم کنار و به زندگیم نگاه میکنم زندگی ای که ارزش گریه واسه چیزایی که برات نیستن و نمیمونن رو نداره...

دانلود رمان آخرین اشک یک آزاد مرد pdf اثر تهمینه

خلاصه داستان : هیوا، دختر جوانی که تازه پا به زندگی مشترک گذاشته بود، گرفتار ازدواجی کابوس‌وار با مردی روان‌پریش به نام عماد شد. خشونت‌های بی‌رحمانه و آزارهای جسمی و روانی عماد آن‌قدر شدید و هولناک بود که هیچ روزنه‌ای برای فرار یا نجات برای هیوا باقی نگذاشته بود. تا اینکه در شبی تاریک و سرنوشت‌ساز، زمانی که هیوا در آستانه فروپاشی کامل بود، به‌طور اتفاقی شاهد صحنه‌ای شد که زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داد.مردی غریبه، با چهره‌ای آکنده از خشم و نفرت، در حال خفه کردن عماد با سیم بود. هیوا که از شدت شوک توان حرکت نداشت، چند قدم آن‌سوتر ایستاده بود و با چشمانی مبهوت به صحنه نگاه می‌کرد. قاتل، که تا آن لحظه از حضور هیوا بی‌خبر بود، تازه متوجه او شد اما دیگر خیلی دیر شده بود. جنازه عماد بی‌حرکت کنار پاهای هیوا افتاده بود و سکوت سنگینی فضا را در بر گرفته بود...

دانلود رمان وهم pdf اثر زهرا

خلاصه داستان : نیاز مهرآرا، وکیل پایه‌یک دادگستری، دختری سرزنده و سخت کوش، بر اثر یک اتفاق ناخواسته وارد پرونده‌ای شوم می‌شود؛ پرونده‌ای که خروج از آن غیرممکن است. با نخستین قطره خونی که ریخته می‌شود، بازی آغاز می‌گردد... بازی‌ای که با خون شروع می‌شود و مردی در سایه‌ها، چون ماری وحشی، آرام و بی‌صدا حرکت می‌کند ، لنسر بزرگی که هیچ‌کس چهره‌اش را ندیده، اما همه از نامش می‌هراسند...

دانلود رمان خاطرات یک آدمکش Pdf اثر کیم یونگ‌ها

خلاصه داستان : او هفتاد ساله است. پیر، خسته، و قاتلی که ردِ خون هنوز در سایه‌های حافظه‌اش نفس می‌کشد. اما حافظه دارد می‌رود... آلزایمر، مثل عدالتِ دیرهنگام، آمده تا مکافاتش را رقم بزند. خودش می‌گوید: حس آدمی را دارم که از دلِ هزارسال قبل پرت شده وسط دنیایی که نه بویی ازم برده، نه جایی برایم گذاشته. من به درازای این زمانه عمر نکرده‌ام... زمانه، از من عبور کرده.اما داستانش قرار نیست فقط یک مرثیه برای ذهنی فرسوده باشد. گذشته‌اش هنوز زنده است، خطرناک است، و شاید آلزایمر نه پایان، بلکه دروازه‌ای باشد به کابوس‌هایی که باید با آن‌ها روبرو شود