رمان استاد مغرور من

- تعداد صفحه : 671
- ژانر : دانلود رمان بزرگسال ، دانلود رمان دانشجویی ، دانلود رمان عاشقانه ، دانلود رمان کلکلی ، دانلود رمان هیجانی
- کیفیت : PDF
خلاصه داستان : دانشجویی که با استاد توی دانشگاه دوباره سر راه هم قرار می گیرن…

خلاصه داستان : دانشجویی که با استاد توی دانشگاه دوباره سر راه هم قرار می گیرن…

خلاصه داستان : رمان در مورد یه شیخ دو رگه ایرانی و عربه که از عموش یه دخترش رو برای ازدواج میگیره و رعیت خودش میکنه ، اونو به عمارت خودش میبره اما یه روز که میرن ایران اونجا میفهمه که دختره....!

خلاصه داستان : نهان ارگان، دختری که در ترکیه بزرگ شده، وقتی باباش در زندان به خاطر بدهیهایش قرار میگیرد، مادرش تصمیم میگیرداو را به عقد مردی که خودش متاهل است در آورد . این مرد، با کمک داداشش، از عروسی فرار میکند. اما کی میداند که چند قدم اون طرف تر قرار چه اتفاقی برایش میافتد؟

خلاصه داستان : داستان زندگی دختری به اسم لیلا از پایین شهر منیریه با یه خانواده ی مذهبی و معتقد… و پسر پولدار قصه مون یعنی هامون که نیاوران زندگی میکنه با اعتقاداتی متفاوت. لیلا و هامون توی یک مهمونی با هم آشنا میشن. هامون بخاطر لیلا خودشو یک فرد مذهبی جا می زنه و به خواستگاری اون میره… حالا باید ببینیم سرگذشت دو انسان از دو دنیای متفاوت به کجا می رسه!!!

خلاصه داستان : درسا دختری جسور و زیبا که از طرف دانشگاه برای کار آموزی به شرکتی فرستاده میشه و اونجا با زبون درازی هاش کوروش رئیس مغرور و خشن شرکت رو حسابی عصبی می کنه ولی در این وسط عشقی سوزان بینشون رخ میده اما با پرده برداشتن از راز بزرگ..

خلاصه داستان : با اشتباهی که لادن انجام میدهد ساوش تبدیل میشود به مردی پر از خشونت و نفرت که برای انتقام دختر را اسیر خودش میکند.

خلاصه داستان : در مورد دختری به اسم ملیساست که توی دانشگاهشون سر تور کردن یه بچه مثبت با اعتقادات دینی محکم با دوستاش مسابقه میزاره. در واقع داستان تقابل افرادی از یک نسل ولی با اصول اعتقادی متفاوت و در اصل از دو دنیای متفاوت است و در این بین...

خلاصه داستان : باران و مادرش مستخدم خانه ی آقا بزرگ هستند و کیا نوه ی آقا بزرگ، بنا به شرایطی و بر اساس مصلحت آقا بزرگ، کیا و باران مجبورند با هم زندگی کنند و چون باران دختر مذهبی و مقیدی هست ، مابینشان صیغه محرمیت خوانده میشود و آقا بزرگ شرط میگذاره که اگه کیا دست از پا خطا کند و اتفاقی برای باران بیافتد، بخش زیادی از دارایی هایش را به نام باران میکند، باران برای کیا میوه ی ممنوعه اس و باید با هم زندگی کنند و کیا باید چشم از این دختر بگیرد...

خلاصه داستان : بهار راد ۲۱ساله لیسانه معماری بر حسب عمل انجام شده مجبور به ازدواج زوری(البته زوریه زوری هم نه) با نوه ی دوست پدر بزرگش می شه اما چون پسره پول داره تصمیم کبری می گیره که اول خوب پسره(پرهام) سرکیسه کنه و بعد… اما در همین حین ...

خلاصه داستان : شهرزاد دختری ساده و کمروست که در میان تمام مردها، ناخواسته جای خودش را در دل رئیس سیوپنجسالهاش باز میکند؛ مردی که برای او زنان فقط معنای لوندی دارند و چیز دیگری توجهش را جلب نمیکند. اما مظلومیت و سادگی شهرزاد به شکل عجیبی روی احساسات و تمایلات او اثر میگذارد و همین مسئله باعث میشود ماجرا به سمتی متفاوت کشیده شود و اتفاقاتی غیرمنتظره رقم بخورد…