رمان پاد ساعتگرد

- تعداد صفحه : 2300
- ژانر : دانلود رمان اجتماعی ، دانلود رمان رایگان ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : pdf
خلاصه داستان : بتی، دختری مستقل که با پلمپ شدن شرکت لوازم آرایشی که کار میکرد، مجبور میشود که در مترو دستفروشی کند. بر اثر اتفاقاتی وارد عمارت "ملک آرا" ها و شرکت مجلل طراحی لباس و مدشان می شود. بتی سعی در پی بردن به رمز و راز آدمهای عجیب و خاکستری عمارت، پسران خاندانِ ملک آرا دارد و در این بین دل به کسی می بندد که در خیالش شاهزاده سوار بر اسب اوست ولی...
دانلود رمان پاد ساعتگرد از سروناز روحی
گوشه ای از رمان پاد ساعتگرد اثر سروناز روحی :
البته که صنعت مد و فشن در کشور ما صنعتی بسیار نوپا و جدید است و هنوز بسیاری از ابعاد آن از جمله مد پایدار دست نخورده باقی مانده است اما با وجود ” جوانانی مانند نجم الدین ملک آرا که طراحی های وی در سالهای اخیر نشان از هوش متفکر و دیدگاه بدیعش به جامعه ی مد دارد، انتظار می رود تا کانسپتی مطابق محیط زیست و البته حقوق حیوانات ارائه کند و پوشاک ملک را بار دیگر بر سر زبان ها بیندازد .
با این وجود، امیدوارم طراح جوان پوشاک ملک بدعت گذار این راه باشد و البته امید است که کارشناس مد و طراح پوشاک ملک را هرگز در حال گوشت خواری نبینم چون عقیده و اصرار و البته ریتم زندگی گیاه خوار بودن وی ، باعث نوشتن این مطلب شد حوريا وثوق هفته نامه ی رنگین اخم های نظام در هم رفته بود سلامت نگران گفت شما مگه در مورد گیاه خواریتون با مجله ای صحبت کردید ؟
مجله را روی میز پرت کرد میدونی اگر بحث چرم و ابریشم و از سیستم کاری حذف کنیم چقدر ضرر میدیم؟ مهم بود؟ چه اهمیتی داشت ضرر و زیان؟ چرا خیال میکردند این شرکت و دم و دستگاهش برای من پشیزی ارزش دارد که حالا نگران سود و زیانش هم باشم؟ سرم داشت میترکید إنظام رو به سلامت گفت ته توی این دختره رو در بیار حوريا وثوق؟
همین که مطلب و نوشته به شکایت تنظیم میکنم علیه هفته نامه . با کمالی هماهنک کن که یه قرار ملاقات تو دفتر خودش بذاره تا اطلاع ثانوی هم اعلام کن پوشاک ملک توی هیچ جلسه ی رسانه ای و مطبوعاتی شرکت نمیکنه سلامت سر تکان داد و نظام رو به من گفت :
نجم الدین پاشو بریم جلسه ساعت ده دقیقه به دوازده است
به زحمت از جا بلند شدم و دیدم که سلامت نگران پرسید :
حالتون خوب نیست؟ میتونی براش یه پیراهن تیره پیدا کنی؟ سلامت گیج گفت: اینجا؟ تو شرکت؟ نه والله بعید میدونم ، محصولات مستقیم میره برای بوتیک و فروشگاه ها
نظام خندید یعنی کمپانی پوشاک ملک محض رضای خدا یه پیراهن ایکس لارج تیره نداره که به رئیسش بده بپوشه؟
دانلود رمان پاد ساعتگرد pdf سروناز روحی
👑 اشتراک ویژه VIP
با تهیه اشتراک ویژه، به تمام رمانهای سایت بدون محدودیت دسترسی داشته باشید.