رمان قصر چوبی

- تعداد صفحه : 1834
- ژانر : دانلود رمان خانوادگی ، دانلود رمان رایگان ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : پی دی اف
خلاصه داستان : دلآرا، دختری جسور که عشق و استعدادش را در نجاری کنار مردی بانفوذ به نام فؤاد میآزماید، در تقابل با عشق قدیمی و محدودیتهای جامعه، راهی پرهیجان از عشق و استقلال را تجربه میکند.
دانلود رمان قصر چوبی اثری از بانوی بارانی
رمان عاشقانه رایگان و خانوادگی «قصر چوبی» نوشته بانوی بارانی، داستان دختری جسور به نام دلآرا است که برای اثبات خود و دنبال کردن عشق و استقلال، کنار مردی بانفوذ به نام فؤاد در نجاری کار میکند. این رمان روایت تلاش، عشقهای قدیمی و جدید، و شکستن محدودیتهای اجتماعی است.
گوشه ای از رمان قصر چوبی :
عادتی مانده از قدیمها… از کی؟ابتدا نداشت، انگار ناخودآگاه من هر بار منتظر دیدنش بود …
پراید سفیدرنگ پارکشده جلوی در. پلاک قزوین؟ با دیدن پلاک …
مگر چند پراید سفید میتوانست برابر خانه فؤاد باشد، آویز الله کنار آینه آویزان باشد و ماشین، ماشین دلآرا نباشد؟ !
اما مهم پشت سرش بود، کامیون حمل بار . کارگرها وسیله ها را از کامیون خالی و داخل خانه میبردند…
یعنی برای زندگی برگشته بود؟ آنهم حالا؟ چرا که نه! همه آتش ها از گور پوراندخت بلند میشد، دلآرا بدون مادرش که به پامنار برنمیگشت.
آمدنشان مثل فحش بود، مثل یک دهن کجی به سنگ قبر پدرم..
چطور جرأت کرده بودند؟ آنهم حالا…. به جهنم که خلاف بود، فرمان ماشین را با سرعت چرخاندم و جلوی کامیون پارک کردم.
به محض پیاده شدن از ماشین در را چنان محکم به هم کوبیدم که نگاه کارگرها سمت من برگشت .
صدای فریادم کوچه را پر کرد .
–وسیله ها رو خالی نکنید. دست نگه دارید!
کارگرها دست از کار کشیدند و به من خیره شدند.
یکی از آنها که مسن تر بود جلو آمد و پرسید:
–چیزی شده، مهندس؟
به خاطر کت و شلوار اداری ام فکر میکرد مهندسم؟ مهم نبود
. –خودم پولتون رو میدم، بار رو خالی نکنید
بنا به درخواست نویسنده لینک برداشته شد
دانلود رمان قصر چوبی






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید