انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

رمان دلبر حاجی

خلاصه داستان : داستان حاج‌ سلیم، مردی است که برای حفظ آبروی خانواده‌اش، دختر یتیمی به نام پریماه را با پول می‌خرد و به صیغه پسرش درمی‌آورد. این دو با هم اتاقی می‌شوند و شیطنت‌های عاشقانه‌ای در پی دارد. اما زمانی که حاج‌ سلیم از راز قدیمی که به خانواده پریماه مربوط می‌شود باخبر می‌شود، دستور می‌دهد که رابطه‌شان به صورت واقعی ادامه پیدا کند تا دین خود را ادا کند. اتفاقات پیچیده و غیرمنتظره‌ای پس از بارداری پریماه رخ می‌دهد و مسیر داستان را تغییر می‌دهد.

دانلود رمان دلبر حاجی بصورت pdf

رمان “دلبر حاجی” داستان حاج‌ سلیم، مردی است که برای حفظ آبروی خانواده‌اش، دختر یتیمی به نام پریماه را با پول می‌خرد و به صیغه پسرش درمی‌آورد. این دو با هم اتاقی می‌شوند و شیطنت‌های عاشقانه‌ای در پی دارد. اما زمانی که حاج‌ سلیم از راز قدیمی که به خانواده پریماه مربوط می‌شود باخبر می‌شود، دستور می‌دهد که رابطه‌شان به صورت واقعی ادامه پیدا کند تا دین خود را ادا کند. اتفاقات پیچیده و غیرمنتظره‌ای پس از بارداری پریماه رخ می‌دهد و مسیر داستان را تغییر می‌دهد.

گوشه ای از رمان دلبر حاجی:

دستشو جلوی سینه اش حلقه کرد و باحرص زمزمه کرد:

-دارن میان بالا بابابزرگ.

با دیدن جاری خرشانس که موهای شرابیاشو بیرون آورده بود و مانتوی سیاهی به تن داشت لبمو برچیدم. خودشو جلو کشید و با چاپلوسی مادر جونو بغل کرد.

-سلام مادرجون، خوبی الحمدالله؟ سلامتین.

مادرجون با روی باز جواب داد.

-آره عزیزم، خوبیم خوش اومدین!

سیمین؛ جاری دلبندم جلو اومد، دستمو فشرد و چاپلوس گفت:

-سلام پریماه عزیزم، خوبی؟ آقا عمران کجان؟

لبخند زوری روی لبم نشوندم، دستمو از دستش بیرون کشیدم؛ تو این چند ماهی که میشناختمش به دو رو بودنش پی برده بودم. لبخند مسخره ای روی لبم پدیدار شد.

-مرسی، بفرمائید.

آقا مهبد، سویچ رو داخل جیبش فرو برد و جلو اومد.

-سلام زنداداش، احوال شما؟

لبخندی زدم. برخلاف زنش، ایمان وانسانیت داشتم. پایبند خیلی چیزها بود اما همیشه میگفت “نباید زنو مجبور به کاری کرد، یکی میخواد حجاب کنه یکی میخواد نکنه”!

-سلام آقا مهبد، شکرخدا میگذره؛ شما خوبی؟ بفرمائید سر پا نگهتون ندارم!

آروم خندید، دستی به ریشش کشید و دست دیگهاشم توی جیبش فرو برد.

-شکر خدا، مام میگذرونیم

همه باهم خوشو بش میکردن، تنها جای عمران خالی بود.

تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363

در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ

دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت

ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید

قیمت : 43 هزار تومان

لینک خرید

رمان دلبر حاجی

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !