انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

رمان جیوه‌ سیاه

خلاصه داستان : من سرگرد ایمانِ شایانم؛ کسی که  خلاف های زیادی رو با اقتدا به شغلش انجام داده !حالا یه سروان کوچولو وارد ادارهِ من شده و از من مدارکی رو داره که نباید داشته باشه ....

دانلود رمان جیوه‌ سیاه pdf اثری از رز مشکی

رمان جذاب « جیوه‌ سیاه » به قلم رز مشکی، یک عاشقانه‌ی ، کلکلی و هیجانی است که در فضایی پرتنش و پررمزوراز روایت می‌شود. داستان از زبان سرگرد ایمان شایان پیش می‌رود؛ مردی قدرتمند و مرموز که پشت جایگاه رسمی‌اش، رازهایی پنهان دارد. ورود ناگهانی یک سروان جوان، جذاب و جسور به اداره‌اش، معادلات را به هم می‌ریزد؛ دختری که مدارکی در اختیار دارد که نباید داشته باشد. حالا میان بازی خطرناک قدرت، تهدید و کششِ غیرقابل‌انکار میانشان، رابطه‌ای شکل می‌گیرد که می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد. «جیوه‌ سیاه» روایت دلبری در دل خطر، جدال احساس و منطق، و عشقی‌ست که در مرز سقوط و وسوسه قدم برمی‌دارد.

گوشه ای از رمان جیوه‌ سیاه :

مقابل در اتاق بایگانی ایستاد و با دست اشاره زد برم ولی بهش محل ندادم و پشت بهش سمت بیرون کلانتری رفتم !

اکیپ ها داشتن آماده میشدن که برن سر پستهاشون !

برای اینکه حال و هوام عوض بشه و فکرم گیر حرفی که سرگرد زده بود نباشه همراه اکیپی که به خونه مقتول میرفت رفتم و چشمهام رو تا رسیدن به مقصد روی هم گذاشتم !
با توقف ماشین مقابل خونه مقتول از ماشین پیاده شدم و سمت خونه رفتم ! پارچه های سیاهی که روی دیوار نصب شده بود خبر از این میداد که دیشب همکارها به خانواده اش خبر دادن !

احتمالاً امروز عصر جسد رو تحویل میدادن و میتونستن خاکسپاری رو شروع کنن

دستم رو روی زنگ بلبلی خونه قدیمی گذاشتم که صدای زنگ کل حیاط رو پر کرد !

چند لحظه بعد صدای خش خش پا و بعد دری که توسط دختر بچه ای ۷ ساله باز شد! روسری سیاهش چشمهای سرخش و نگاه لرزونش نشون از حالی میداد که قطعا صد برابرش رو بزرگتر ها داشتن !

روی زمین نشستم و دستام رو دو طرف بازوهاش گذاشتم و لب زدم

– مامانت و صدا میکنی خانم کوچولو!؟

سر تکون داد و با قدمهای آهسته سمت اتاق ها رفت !

نگاهی به حیاط کوچیکشون انداختم که دور تا دورش رو اتاق های مختلف گرفته بود

به نظر شبیه خونه هایی بود که چندتا خانوار داخلش زندگی میکنن !

ولی اگر اینطور بود این خلوتی حیاط و سکوت مطلق چی بود

در چوبی رو هل دادم و داخل خونه شدم که صدای ” غیژی ” داد !

از سه تا پله ی جلوی در پایین رفتم و وارد حیاط شدم !

بی سیم رو توی دستم کمی جابجا کردم و به اطراف نگاهی انداختم …

تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363

در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ

دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت

ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید

قیمت : 44 هزار تومان

لینک خرید

رمان جیوه‌ سیاه

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !