دانلود رمان رایگان | رمان صحنه دار | مثبت +18 | پی دی اف pdf

انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

نتايج جستجو : دانلود رمان رایگان

دانلود رمان چگونه با پدرت آشنا شدم pdf اثر مونا زارع

خلاصه داستان : داستان درباره دختریه که در به در دنبال شوهره و تمام داستان حول انجام عملیات خواستگاری‌های این دختر از پسرای دوروبرشه..

دانلود رمان وحشی اما دلبر (2 جلد) pdf اثر مهلا علی راد

خلاصه داستان : اگر خاندانم نفرین شده...اگر انگشت نمای خاص و عام شدیم...اگر پدرم گناهی کرده بود...اگر مادرم خیانتکار بوده....اگر برادرم از دوری یار در خیابان ها نفس های آخرش را کشید...غمی‌نیست...اندوهی نیست...زجری نیست...دردی نیست...اما...خواهرم را ...پاره ی تنم را...تنها دلیل زندگیم را...وجودم را...نابودش کرد...پر پرش کرد..دلش را شکست و او را گرفتش....از من...از منی که جنسم از سنگ است...از منی که بی احساس تر از آهنم...از منی که سنگدل تر از شیطانم...آتشم زد...آتشش میزنم....نابودم کرد...نابودش میکنم...جگرم را خون کرد...جگرش را خون میکنم...پست فطرت امیدم را گرفت ...کمرش را خم میکنم....قلبم را تکه تکه کرد...بند بند وجودم را لرزاند...زمینم زد...بی انصاف..زندگیم را جهنم کرد...پس چرا من نکنم!!لعنت ...لعنت به تو که چشمانم را از نفرت.. خون کردی...لعنت به تو که خوی وحشی ام را برگرداندی...من شینا...فرزند ارشد خاندان سلطنتی و بزرگ جهانگیر.. قسم میخورم به اجدادم...

رمان استاد دانشجوی شیطون

رمان استاد دانشجوی شیطون

خلاصه داستان : سها، دختر شیطون و سرزنده‌ای که هنوز طعم نوجوانی زیر زبانش است، به تصمیم پدرش به عقد سینان درمی‌آید؛ مردی تحصیل‌کرده و مغرور که سال‌ها خارج از کشور زندگی کرده. اما هنوز گرمای شب اول زندگی مشترکشان از بین نرفته که سینان بی‌خبر ترکش می‌کند و به تهران می‌رود. سها می‌خواهد همه‌چیز را فراموش کند، اما خبر بارداری‌اش همه معادلات را به‌هم می‌ریزد؛ آن هم نه یک بچه، بلکه سه‌قلو! تصمیمی سخت پیش رویش قرار می‌گیرد و سرنوشت، راهی را انتخاب می‌کند که او را در هجده‌سالگی به مادری تنها تبدیل می‌کند. دو سال بعد، سها با سه کودک خردسالش راهی تهران می‌شود تا زندگی تازه‌ای بسازد، غافل از اینکه در اولین روز دانشگاه، با دیدن استاد جدی و مرموز کلاس، گذشته مثل صاعقه بر سرش فرود می‌آید؛ چون آن استاد کسی نیست جز سینان… مردی که هم شوهرش است و هم پدر بچه‌هایش.

» 567