انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

رمان ارباب زاده

خلاصه داستان : ارباب‌زاده جوان و خوش‌قیافه داستان ما با رعیت زیبای عمارتش به زور وارد رابطه می‌شود. اگر مردم روستا این موضوع را بفهمند، رعیت بیچاره را سنگسار می‌کنند. اما ارباب‌زاده…

دانلود رمان ارباب زاده از سوگند احمدی

گوشه ای از رمان ارباب زاده اثر سوگند احمدی :

خانم بزرگ : میخوام باهات حرف بزنم

بزنین خانم بزرگ

خانم بزرگ : اول پاشو کمکت کنم بریم حموم بعد من خودم میرم

خانم بزرگ : میشناسمت اگه میتونستی تا الان رفته بودی بلند شو

بعد گفتن این حرف کمکم کرد تا بلند بشم بعد از اینکه از حموم اومدیم لباس تنم کردم و با خانم بزرگ رفتم تو اتاقشون

خانم بزرگ: بیا بشین

نشستم کنارش روی تخت

چیزی میخواستین بگین خانم بزرگ.

ببین نازگل جان دخترم من کاملا درکت میکنم که الان چه حسی داری

خانم بزرگ من خیلی بدتر از چیزی که تو تجربه کردیو تجربه کردم هنگ کردم چی داشت میگفت اما شما خانم بزرگ هستین خانم عمارت

خانم بزرگ: اون اوایل که خانم بزرگ نبودم منم مثل تو یه رعیت بودم

حیرت زده نگاهش کردم

خانم بزرگ قول بده به هیچ کس درباره چیزی که برات تعریف میکنم نگی مخصوصا اهورا اون از این داستان با خبر نیست

چشم قول میدم

خانم بزرگ: به رعیت بودم مادر و پدرم مردن خدا رحمت کنه

بابام از دست طلب سنگینی که به ارباب ارسلان داشت سکته کرد و مرد بغض کرد

مامانم به سه روز نکشید دق کرد و مرد و من موندم و ارباب ارسلان و یه بدهی سرسام آور

یه آه کشید

میخواین اگه ناراحت میشین از گفتنش نگین

خانم بزرگ: باید بدونی چون تاریخ داره تکرار میشه من خیلی کارا کردم که اهورا مثل ارسلان نشه ولی انگار نتونستم تاریخ تکرار شد ؟

منظورتون چیه ؟

 

دانلود رمان ارباب زاده pdf سوگند احمدی

بخش دانلود

رمان های پیشنهادی
نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !