دانلود رمان ایگل و رازهایش pdf نیلوفر لاری

- تعداد صفحه : 2160 صفحه
- ژانر : دانلود رمان اجتماعی ، دانلود رمان عاشقانه ، دانلود رمان معمایی ، دانلود رمان هیجانی
- کیفیت : PDF
خلاصه داستان : چشمانش پر از احساس بود، نگاهی آشفته که میان تردید و عشق سرگردان مانده بود. با صدایی لرزان گفت: شاید فردا از این تصمیم پشیمان شوم… قول بده بعدش چیزی به رویم نیاوری، ایگُل! حیران پرسیدم: دقیقاً از چه حرف میزنی؟ پاسخ نداد.با نفسهای کوتاه ادامه داد:منو ببخش… دست خودم نبود. لحظهای سکوت کرد و عاجزانه گفت: رحم کن، لطفاً از کنارم برو
دانلود رمان جذاب و قشنگ به اسم “ایگل و رازهایش” اثر نیلوفر لاری
خلاصه رمان ایگل و رازهایش نیلوفر لاری:
پیاده روی رفته بودیم جنگل در حین دنبال کردن یک جوجه تیغی آن درخت کهن با حفره ی بزرگش را پیدا کرده و جایش را به دیانا نشان داده بودم و او با خباثت و خودخواهی خاص خودش ازم قول گرفته بود که چیزی راجع به آن درخت به بقیه و به خصوص به دانیار و قباد نگویم گفته بود آنجا میتواند پناهگاه مخفی ما باشد. راز کوچک ما که نباید لو می رفت. من هم که عاشق پنهان کاری ها و مرموز بازی های دخترانه بودم از همراز شدنم با دیانا احساس غرور می کردم.شانسی که نصیب دختردایی ام مونس نشده بود.
بعدها من و دیانا گاهی خوراکی بر می داشتیم و یواشکی راهی جنگل میشدیم و خودمان را به آن درخت که دیانا اسمش را با ترکیبی از مخفف اسممان درخت “دیاگل” گذاشته بود می رساندیم و دستی به گوشه و کنار حفره اش میکشیدیم و خودمان را به زور داخلش جا می کردیم و وانمود میکردیم مثل توی فیلمها مثلا توی یک جنگل دور افتاده گیر افتاده ایم وسرپناهی جز آن درخت نداریم.یک روز باران تندی گرفت و ما مجبور شدیم چند ساعتی توی آن حفره بمانیم تا باران بند بیاید. هرچند که بعد وقتی هر دو با تن و بدنی خشک شده و دردناک به عمارت برگشتیم به خاطر بی اجازه و تنها رفتنمان به جنگل به شدت از سوی پدرش سرزنش و توی انباری زندانی شدیم و تا مدتها حق گشت و گذار حتی در اطراف عمارت را نداشتیم اما از کارمان پشیمان نبودیم. ابدا!
فکر کردم 11 چقدر بهمون خوش میگذشت.حالا که یادش می افتم تازه میفهمم چقدر دلم برای آن روزها و دیانا تنگ شده گرچه درخت دیاگل خیلی دورتر از محلی بود که ما آن روز مشغول بازی قایم موشک بودیم اما هنوز این احتمال وجود داشت که دیانا هر طور شده با آخرین سرعت خودش را به آنجا رسانده باشد. اما چی شد که نتوانسته بود برگردد خدا میداند. تنها حدسی که می زدم این بود که شاید آن تو گیر کرده باشد به هر حال تا آنجا نمی رفتیم نمی فهمیدیم خاله همتا وقتی دید از پس ساکت کردن و بی تابی من برنمی آید مجبور شد از آخرین حربه اش برای تسلیم کردن من استفاده کند.
تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363
در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا
دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت
ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید
قیمت : 45 هزار تومان
دانلود رمان ایگل و رازهایش pdf نیلوفر لاری






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید