دانلود رمان عمر دوباره pdf یامور

- تعداد صفحه : 2092
- ژانر : دانلود رمان اجتماعی ، دانلود رمان بزرگسال ، دانلود رمان طنز ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : PDF
خلاصه داستان : آوا، دختری مغرور و بلندپرواز، همراه با پدر و مادرش در عمارت باشکوه یک خانواده ثروتمند بهعنوان سرایدار زندگی میکند. او همیشه آرزو داشته از این زندگی محدود رها شود و دنیای گستردهتری را تجربه کند.در همین حال، بیتا، دختر این خانواده ثروتمند، نامزدیای را قبول میکند که بیشتر یک قرارداد است تا یک رابطه عاشقانه؛ اما نامزدش مردی قدرتمند و تأثیرگذار به نام رادان است. آوا، بهدنبال یک اتفاق غیرمنتظره، مجبور میشود برای مدتی در خانه رادان خدمت کند. اما چیزی که قرار بود تنها یک وظیفه اجباری باشد، به سرآغاز یک کتاب داستان عمیقتر تبدیل میشود رادان، مرد مقتدر و دور از دسترس، گرفتار جاذبه پنهان آوا میشود.
دانلود رمان جذاب و جدید عمر دوباره اثری از یامور
گوشه ای از رمان عمر دوباره یامور :
نفسمو کلافه بیرون دادم خیلی بهم نزدیک شده بود…. جسه ریزه میزه ای داشتم ولی از همون بچگی یاد گرفته بودم که چجوری باید از خودم دفاع کنم چون خیلی لازمم میشد. مشتمو بالا آوردم و محکم کوبیدم رو دماغ پسره….. همچین هیکلی و زور و بازوییم نداشت ولو شد زیر پام… دستم بشدت درد گرفته بود…. قیافه ام جمع شد و دستمو مشت کردم. دوباره صدای خنده بیتا بلند شد…. و کیوان نامی که کنارش بود با دهنی باز و عصبی نگاهم کرد پسره زیر پام دماغشو گرفته بود و به خودش می پیچید.
تا خواستم دوباره چیزی بگم صدای باز شدن در عمارت توجهمونو جلب کرد .کی بود این وقت شب؟ و اون ماشین مشکی شاسی بلند میتونست متعلق به کی باشه جز؟ بیتا رادان؟ بله همین بشری که بیتا با تعجب اسمشو گفته بود…. پسرا بیاین بریم تو… شما از پس این یکی نمیتونین بر بیاین… به این دانیال احمق گفتم تمومش کنه ها….. رادان خان .نامزد همین بیتایی که بی توجه به ورودش سمت در خونه رفت و خودشو گم و گور کرد کیوان پشت سرش روونه شد…..
پسری هم که مشتم رو دماغش بادمجون کاشته بود بعد گفتن چند تا تهدید و خط و نشون کشیدن پشت سر اونا رفت. بی توجه به اونا چرخیدم و مسیری که رادان فروزانفر داشت میومد رو نگاه کردم. یعنی به غیرت نداشته اش برخورده بود و اومده بود زنشو جمع کنه؟ وقتی بهم نزدیک شد فهمیدم که یکی باید خود اینو جمعش میکرد. خیلی جدی و با صورتی در هم پرسید بیتا کدوم گوریه؟ صداش خشدار شده بود و گرفته…. حالش خوب بنظر نمیرسید ولی به جهنم از همه آدمای این عمارت متنفر بودم….. طلبکار گفتم سراغ زنتو از من میگیری؟
تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363
در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا
دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت
ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید
قیمت : 47 هزار تومان
دانلود رمان عمر دوباره pdf یامور






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید