رمان همسر کوچک من

- تعداد صفحه : 196
- ژانر : دانلود رمان اجتماعی ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : pdf
خلاصه داستان : داستان ما روایتگر عاشقانه های ناب و دوست داشتنی بین یک پسرو دختر روستایی پسر قصه نه پولداره نه به شدت مغرور دختر قصه ما نه شیطونه نه زبون دراز محمد یک سروان پلیسه که در روستایی نزدیکی مرز خدمت میکنه البته همون روستا هم زادگاهشه پسری معمولیه که به شدت عاشق کارشه و ناگفته نمونه شیطنت هایی هم داشته ناز پریه قصه ما دختری 14 سالست که اهله همون روستاست دختری بسیار ارام و سربه زیر داستان از اونجایی شروع میشه که مادر محمد تصمیم میگیره براش استین بالا بزنه ...
دانلود رمان همسر کوچک من pdf اثر ملی_ر
گوشه ای از رمان همسر کوچک من :
و سرش پایین بود و با اون انگشتای کوچولوش ور میرفت
از صبح برای اولین بار لبخند زدمو دسته گلو به طرفش گرفتمو شیطون گفتم:
تقدیم به شما خانووم
حسابی قرمز شده بود و سرش پایین بود روانم با دیدنش شاد شده بود …
به دستور فیلم بردار رفتمو کنارش ایستادم از قصد بهش چسپیدم.دیگه تقریبا در حال آب شدن بود با لذت به لباس عروس دکلتش نگاه کردم خیلی ناز شده بود …
مثل این بود که یک لباس پفی سفید و تن یک عروسک خوشگل کنی
واقعا شبیه عروسک شده بود …
بعضی ها مشغول رقص بودنو فیلم بردارم مشغول فیلمبرداری از فک و فامیل عروس بود
از فرصت استفاده کردمو سرمو نزدیک گوشش بردمو اروم گفتم
خانوم خیلی خوشگل شدیا!!
دسته گلو تو دستش چلوند لبخند خجولی زد و بدون اینکه نگام کنه…
گفت: خیلی ممنون
ای جان چه صدای نازی الحق که اسمش هم به چهرش میاد هم به صداش .
دلم یه جوری بود انگار همینکه چشمم بهش افتاد مهرش به دلم نشست. نه تو روز عقد نگاهش کرده بودم نه توی روستا دیده بودمش.
نیشم باز شده بود و هیچ رقمه هم بسته نمیشد من چرا سه روز این کوچولو رو از خودم دریغ کردم آخه؟!!
دوباره سرمو نزدیک گردنش بردمو با صدای ارومی گفتم
حالا چرا نگام نمیکنی؟؟
نفس لرزونی کشید و خیلی با ناز سرشو بلند کرد و با شرم نگام کرد…
تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363
در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ
دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت
ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید
قیمت : 39 هزار تومان
رمان همسر کوچک من






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید