رمان طاغوت

- تعداد صفحه : 1847
- ژانر : دانلود رمان بزرگسال ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : پی دی اف
خلاصه داستان : ماشینش را باز می کنم و خودم را در صندلی سمتِ شاگرد جای می دهم. صدای شُر شُرِ باران بر سقف ماشین سکوت بینمان را می شکند و من هم چشم می دوزم به قطره های درشت باران به روی شیشه که سعی در پیشی گرفتن از هم دارند. اما طولی نمی کشد که صدای گرفته اش این سکوت را می شکند: -از کارت مطمئنی؟ به سمتش سر می چرخانم و این بار با دقت به صورتش خیره می شوم؛ به ته ریش هایِ جذابش، به لب هایی که هنگام حرف زدن قلوه ای می شوند. و در آخر به چشمان سبزش که جنگل را در خود نقاشی کشیده بودند. اما من همان هستم. هیچ چیزی در دلم تکان نمی خورد و این را مطمئنم.
دانلود رمان طاغوت از دلیار
رمان طاغوت نوشتهی دلیار در ژانر عاشقانه، داستانی پر از سکوتهای سنگین و نگاههای پررمز و راز است. روایت از لحظهای ساده آغاز میشود؛ نشستن در صندلی کنار راننده، در حالی که باران بیوقفه بر سقف ماشین میکوبد و سکوت میان دو نفر را پر میکند. پرسشی کوتاه اما سنگین ـ «از کارت مطمئنی؟» ـ همه چیز را به چالش میکشد.
گوشه ای از رمان طاغوت:
با تقه ای به در چادر سفیدم را با گل های ریز بهاری صورتی رنگش را فراموش می کنم که مادرم با سری به داخل کشانده تشر می زند:
-کو چادرت؟
با عجله از روی صندلی بر می دارمش و به سر میکنم .پا که به داخل اتاق پذیرایی می گذارم اخم درهمش مرا بیشتر مضطرب می کند و به زحمت نجوا می کنم:
-سلام.
زنی مهربان با گشاده رویی به سمتم می آید و گونه ام را با مهربانی می بوسد:
-به به عروس گلم .
دامون منم خوش سلیقه بوده و خبر نداشتم! با خجالت پلک می زنم .می توانم گرمای ساطع شده از گونه هایم را حس کنم. زن دستم را با خود می کشد و کنار دامون می نشاند:
-بشین که دیدن هر دوتون صفا داره.
پدرم رو بر می گرداند .با چشمانی دو دو زن به دنبال ِآرامشی می گردم که آبتین را لبخند به لب می بینم.
اما غم چشمانش ،امان از غمش که مرا زنده زنده می سوزاند.
-بهتره بریم سر اصل مطلب.
به سمت مردی که حدس می زنم پدرش باشد چشم می گردانم . مادرم سینی چای را به همه تعارف می کند و کنار پدرم جای گرفته سقلمه ای به پهلویش می زند
پدرم به خودش زحمت داده سرفه ای مصلحتی می کند و سر می جنباند:
-آیه ی من سنی نداره ،بچه س .گوششم به این حرف ها بدهکار نیست که این ازدواج به صلاحش نیست ،اما چون زحمت کشیدید و تشریف آووردید می ریم سر اصل مطلب .منم می سپارم به خدایی که صلاح می دونه
مرد با مهربانی تایید می کند و من تازه می فهمم که مهربانیشان ذاتیست ،به جز مردی که در کنارم عبوس نشسته است
تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363
در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ
دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت
ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید
قیمت : 43 هزار تومان
رمان طاغوت اثر نوشته شده دلیار






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید