رمان تیرانو

- تعداد صفحه : 1272
- ژانر : دانلود رمان بزرگسال ، دانلود رمان عاشقانه ، دانلود رمان مافیایی ، دانلود رمان هیجانی
- کیفیت : pdf
خلاصه داستان : تیرانو به اسپانیایی یعنی، کسی که قدرتش رو به زور و بدون محدودیت تحمیل میکنه. همه چیز از یه شب شروع شد؛ که من بهش میگم شب تیرانو. وقتی که بعداز شیفت کاریم از بیمارستان به خونه رفتم. شبی که به یه تیرانو پناه دادم و عاشقش شدم. کسی که در پوشش یه مرد زخمی وارد خونه ام شد و من رو شیفته خودش کرد اما در واقع من شیفته یه مافیای بی رحم شدم!
دانلود رمان تیرانو اثری از #ارای
گوشه ای از رمان تیرانو :
بند کفشهام رو سریع میبندم؛ وقت نبود!
همزمان با بستن بندهای کفشم، پیچوخم داخل جیبم تند تند میلرزید.
بالاخره بستنشون تموم شد. صاف ایستادم و موهام رو با کشی سیاه، دماسبی بستم.
مثل همیشه…
جلوی آینه قدی داخل رختکن به خودم نگاهی انداختم. زیر چشمهام بهخاطر دو شب شیفت کاری پشت سرهم سیاه شده بود.
دستی به چشمهام میکشم و لیوان قهوهام رو از روی میز برمیدارم.
از رختکن بیرون اومدم و با سرعت ماورایی شروع به دویدن کردم. پیجر داخل جیبم هر لحظه بیشتر به صدا درمیومد. نور راهروها خیلی زیادتر از رختکن بود، به طوری که چشمهام رو میزد.
داخل راهرو طبق معمول همهمه بود. راهرو پر بود از پرستارها و پزشکانی که با عجله میرفتن و میومدن.
از روی یکی از کابینها استتوسکوپم رو برمیدارم و دور گردنم میندازم. از دور صدای فریادهای پرستارا میاومد. دوباره شروع کردم به دویدن و وارد اورژانس شدم.
تند تند دستم رو ضدعفونی کردم و در اتاق شماره ۱۴ رو با شونهم باز کردم و وارد اتاق شدم.
همهچی انگار به یکباره آهسته شد. مردی وسط تخت افتاده بود. خون از پهلوش بیرون میزد. یکی از پرستارها سعی داشت با فشار دادن پهلوش، خونریزی رو متوقف کنه.
– دکتر!
سر گردوندم و یکی از پرستارها یک جفت دستکش بهم داد.
تند تند دستکشها رو دستم کردم و به سمت تخت هجوم بردم.
چی شده؟
پرستاری که زخم پهلوش رو فشار میداد گفت:
– تصادف دکتر.
تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363
در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ
دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت
ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید
قیمت : 59 هزار تومان
رمان تیرانو






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید