انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

دانلود رمان دریاب مرا که شکسته ام pdf اثر اقلیما

خلاصه داستان : همه کسانی که سرور را می‌شناسند، خوب می‌دانند که ازدواجش با سیاوش مردی سی سال بزرگ‌تر از خودش بیشتر از عشق، بوی پول می‌داد. با اینکه زندگی‌اش غرق در رفاه بود، اما وفاداری در قاموسش نبود و خیانت سایه‌ای بود که همیشه در خانه‌شان پرسه می‌زد.مرگ ناگهانی سیاوش، آرامش ظاهری سرور را بر هم زد. با بازگشت اتابک، پسرخوانده‌ی سیاوش، گذشته‌ای که سرور سعی کرده بود پنهان کند، یکی‌یکی خودش را نشان داد. حالا او باید با حقیقت‌هایی روبه‌رو شود که سال‌ها ازشان فرار کرده بود.اما در دل این ماجرا، رازی نهفته است رازی که پرده از چهره‌ی واقعی آدم‌ها برمی‌دارد و نشان می‌دهد هیچ‌کس آن‌طور که وانمود می‌کند نیست.و این تازه آغاز داستان است...

دانلود رمان دریاب مرا که شکسته ام pdf اثر اقلیما

گوشه ای از رمان دریاب مرا که شکسته ام pdf اثر اقلیما :

سرور همچنان با نگاهی پیروزمندانه او را مینگریست به هدفش رسیده بود و او را  عصبانی کرده بود اگر همین فرمان ادامه میداد و دعوایشان به جاهای باریک میکشید  می توانست صدایش را در سرش بیندازد و جیغ و داد کند بعد هم مطمئن بود که خان  دایی اتابک را برای چند شب به هتل میفرستاد تا جو متشنج آرام شود. اتابک انگشت اشاره اش را مقابل سرور بالا آورد و غرید تا وقتی من اینجام نزدیک نمی شی ، و سپس پشتش را کرد تا برود. سرور خشک شده نگاهش به بافت مشکی او بود تمام معادلات سرور را بهم زد ،چندبار پلک زد و پیش از آن که اتابک دور شود بی اختیار گفت چرا از من بدت میاد؟ من که باهات کاری نکردم . اتابک در چهار قدمی او ایستاد.

بی آنکه خودش بچرخد سرش را از روی شانه به عقب چرخاند و از نیم رخ به سرور زل زد. کمی مکث کرد تا آرامشش را به دست بیاورد و بتواند کلمات را به درستی پشت هم ردیف کند، بعد به آرامی پاسخ داد میتونم بهت بگم که من ازت بدم نمیاد تا بتونی امشب با حس بهتری نسبت به خودت بخوابی . بی آنکه نگاه خیره اش را از چشمان او بگیرد سرش را تکان داد ولی اینجوری بهت دروغ گفتم. سپس نگاهش را از سرور گرفت. به سمت او چرخید و این بار جملاتی را انتخاب کرد که جان سرور را بسوزاند.

من ازت بدم میاد نه چون با سیاوش ازدواج کردی تصمیمات اون هیچوقت به من ربطی نداشته و منم توی جایگاهی نبودم که بخوام نظر بدم . کمی مکث کرد جوری که انگار بخواهد حرفش تاثیر صددرصدی بگذارد، صدایش را کمی  بلند کرد و با تاسف :گفت من ازت بدم میاد چون تو خودت رو به خاطر پول فروختی سرور. سرور حتی پلک هم نمیزد چرا که اگر پلک میزد دیگر اشکهایش جنبه ی ننه من غریبم  بازی نداشتند. اینگونه اشکهایش واقعی میشدند. ناخن هایش را درون مشتش فرو کرد تا گریه نکند یک بار گریه کافی بود تا فرو بشکند.

الان بابت تمام اینها چقدر از خودت متنفری؟ اتابک لحظه ای به انتظار نشست انگار که میخواست جوابی از جانب سرور دریافت کند و نزاع میانشان را ادامه دهد اما هنگامی که پاسخی نیامد سرش را تکان داد و به سمت  سالن بازگشت. سرور هنگامی که خیالش از رفتن او راحت شد نفس حبس شده اش را بیرون فرستاد. تند تند پلک میزد تا اشک حلقه زده میان چشم هایش محو شود. گریه نمیکرد امروز روز گریستن نبود. دستش را روی گردنش کشید و لباس را کمی از تنش فاصله داد.

تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363

در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ

دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت

ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید

قیمت : 38 هزار تومان

دانلود رمان دریاب مرا که شکسته ام pdf اثر اقلیما

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !