دانلود رمان بزرگسال +18 سانسور نشده

انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

نتايج جستجو : دانلود رمان بزرگسال

رمان نیم تاج

خلاصه داستان : بی گناه اسیر شدم... اسیر مردی خشن و زخم خورده... برای اینکه آتش انتقامش را سرد کنم و بی گناهی ام را اثبات... پابه خانه اش گذاشتم... خانه ای که زندان شد برایم... نه تنها زندان روحم... زندان قلبم... غنچه سیاوشی،دختر آروم و دلربایی که متهم به قتل جانا ، خواهرزاده‌ی جهان جواهری تاجر بزرگ تهران و مردی پرصلابت می‌شه، حکم غنچه اعدامه و اما جهان، تنها کس جانا... رضایت می‌ده، فقط به نیت اینکه خودش ذره ذره نفس غنچه‌رو بِبُره! اما نمی‌فهمه که کِی و کجا، دلش برای غنچه سُر می‌خوره...

رمان وسوسه

رمان وسوسه

خلاصه داستان : کامیار مرد اتو کشیده‌ای که وسواسش اولین چیزی هست که ازش به یاد میارن! ناف بریده‌ی دخترعموش هست که هیچ علاقه‌ای نسبت بهش احساس نمی‌کنه، کیمیای عاشق! اما در این بین که کامیار سعی در وقف دادن خودش با شرایط و کیمیا داره، اتفاقی می‌افته که همه‌چیز رو متوقف می‌کنه… البته در درونش! این اتفاق، نمی‌تونه یک دختر دوست‌داشتنی باشه؟!

رمان طاغوت

رمان طاغوت

خلاصه داستان : ماشینش را باز می کنم و خودم را در صندلی سمتِ شاگرد جای می دهم‌. صدای شُر شُرِ باران بر سقف ماشین سکوت بینمان را می شکند و من هم چشم می دوزم به قطره های درشت باران به روی شیشه که سعی در پیشی گرفتن از هم دارند‌. اما طولی نمی کشد که صدای گرفته اش این سکوت را می شکند: -از کارت مطمئنی؟ به سمتش سر می چرخانم و این بار با دقت به صورتش خیره می شوم؛ به ته ریش هایِ جذابش، به لب هایی که هنگام حرف زدن قلوه ای می شوند. و در آخر به چشمان سبزش که جنگل را در خود نقاشی کشیده بودند. اما من همان هستم. هیچ چیزی در دلم تکان نمی خورد و این را مطمئنم.

رمان قسم به سیاهی چشمانت

خلاصه داستان : این رمان روایت دختری است که در میان بی‌مهری خانواده تنها به پسرعمویش پناه می‌برد؛ کسی که همه‌ی نداشته‌های او را جبران می‌کند و سایه‌ی امنش می‌شود. اما عشق پنهانی دختر به همان پناهگاه، با خیانت و پشت‌کردن او به کابوسی تلخ بدل می‌شود. چهار سال جدایی و زخم، حالا با بازگشت دوباره‌ی او به عمارت، سرنوشت را وارد مرحله‌ای تازه می‌کند؛ مرحله‌ای پر از راز، هیجان و کشمکش میان عشق و انتقام.

رمان تجاوز عشق یا هوس

خلاصه داستان : سرنوشت نرگس، دختری محجوب و خجالتی است که در فضای دانشگاه با کامیار، همکلاسی پرحاشیه‌اش، درگیر می‌شود؛ درگیری‌ای که با یک شرط ساده آغاز و به حادثه‌ای تلخ و سرنوشت‌ساز ختم می‌شود. پس از آشکار شدن ماجرا، خانوادهٔ کامیار برای جبران و حفظ آبرو، او و نرگس را به ازدواجی اجباری سوق می‌دهند؛ ازدواجی که پرده از رازهای پنهان گذشته برمی‌دارد، از جمله نسبت خانوادگی ناگفته‌ای که نرگس هرگز از آن خبر نداشته است.

رمان شعله ور

رمان شعله ور

خلاصه داستان : قهرمان داستان، پدری تنهاست که در آپارتمانی ساده با دخترانش زندگی می‌کند؛ اما حضور آن‌ها، با همه‌ی شیطنت‌ها و صداهای کودکانه، قلب سرد و خسته‌اش را گرم می‌کند. در این میان، عشق و روابط پیچیده‌ای شکل می‌گیرد که او را میان مسئولیت‌های پدرانه و کشش‌های عاطفی قرار می‌دهد.

رمان راز

خلاصه داستان : ایان ارباب جوان قبیله‌ی میتلند، دشمن دیرینه انگلیسی هاست که مجبور می‌شه وظیفه‌ی همراهی دختر انگلیسی تخس و زبون درازی که هیچ اعتنایی به قوانین قبیله نمی‌کنه رو به عهده بگیره! چه اتفاقی میفته وقتی ایان نتونه در مقابل جذابیت های جودیت مقاومت کنه؟!

رمان مرگ خورشید

خلاصه داستان : داستان مردی مغرور و ثروتمند را روایت می‌کند که پس از سال‌ها دوباره با عشق از دست‌رفته‌اش روبه‌رو می‌شود؛ دیداری که شعله‌های خاموش قلبش را زنده می‌کند و او را به رابطه‌ای ممنوعه می‌کشاند. اما پشت چهره فریبنده و اغواگر یلدا، اهدافی پنهان و خطرناک نهفته است؛ نقشه‌هایی که می‌توانند زندگی آبان را به نابودی بکشانند. این اثر پرهیجان و پرکشمکش، مخاطب را به دنیایی از عشق، انتقام و رازهای تاریک می‌برد.

رمان ششمین همزاد

خلاصه داستان : مینویسیم و سِیر میکنیم در زندگی دختری که نه خاص است و نه جذاب! نه نیروی الهی دارد و نه خال هندو! خودش است و پا به مکانی میگذارد که نباید.. آرزویی محال آویزه‌ی گوشش می‌کند و پریزادی قاتل میشود. درست؛ در شامگاه‌ تولد دشمنش، باید قلب شش همزاد خود را در آورده و با جوی خون‌هایشان غسل توبه کند! اینگونه خدا می‌پذیرد، طبیعت قبول می‌کند و او توان کشتن موجودی را پیدا می‌کند که عمری ابدی دارد! انار، دختری که خواهرش رو به طرز مشکوکی از دست داده! حالا اون دنبال اینه که با احضار روح خواهرش دلیل قتلش رو بفهمه و ... چی میشه که به خودت بیای و بجای روح، یک خوناشام احضار کرده باشی؟ اونم توی عصری که همچین چیزهایی غیرباوره و حالا یکیشون مقابلمون ایستاده... ؟!

» 567 10«