انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

رمان کراش

رمان کراش

خلاصه داستان : نیکی با وجود ازدواج کردن، پس از سال‌ها دوری سرانجام به عشق اساطیری‌اش می‌رسد؛ البته نه بی‌قید و شرط! او زمانی به رابطه‌ی قدیمی‌اش بازمی‌گردد که آراز پس از شکست در زندگی به خانه برگشته و تلاش می‌کند خودش را از نو بسازد. آراز برای مراقبت از نیکی و دخترش، آن‌ها را نزد خود می‌آورد…

دانلود رمان کراش pdf فاطمه اشکو

گوشه ای از رمان کراش :

قول خوردن نوشیدنی می گیرد و پشت میز می نشیند. پر از درد است. پر از نکرده های طولانی. پر از قول های عمل نکرده.پر از بچگی هایی که پیر می شوند.

-خانوم میشه برین اونور تر؟ مو بر تنش سیخ می شود.لیوان در دستش خشک می شود. آب دهانش را به سختی قورت می دهد و سعی می کند سرش را در کنترل بگیرد که به آن سمت نچرخد اما باز هم حریف نمی شود و سرش می چرخد. همان نگاه… همان صدا… همان هیکل..

میداند از زیر ماسکی که آراز برایش خریده، هیچ چیز قابل تشخیصی وجود ندارد اما باز هم می ترسد. می ترسد کار نیمه تمامش را تمام کند. آهسته و بی صدا بلند می شود و روی صندلی بعدی می نشنید. صرفا بخاطر اینکه در دایره ی دید آراز باشد. این مرد چطور به اینجا آمده است؟ مگر می شود شمار به شماردشمنان خودش و آراز را در مکانی که خود آراز ترتیبش را داده است، ببیند؟!

-یه نوشیدنی بخورد. مرتیکه ی نامرد بی اعصاب!اگر می توانست همانجا خرش را می گرفت و می فشرد و تا وقتی نمیمرد، ولش نمی کرد.

-چه خبرا… رئیس ها کجان… حتی بوی تنفربرانگیزش هم معده ی نیکی را بهم می ریزد چه برسد به وجودِ بی وجودِ بی غیرتش!

-پایین. دارن کارارو تموم می کنن. تو چه خبر؟ سالارو ندیدم.

حتما قلبش می ایستد. سالار هم می آید؟!

-امشب نمیاد.

نفسش آزاد می شود. خداراشکر.

-یه کار نیمه تموم داشت. ابروهای بالا افتاده ی مرد را با ترس دید می زند و لیوان توی دستش را یک سر به حلقش سرازیر می کند. اگر گیج کند ترسش کمتر دیده می شود. کاش آراز بیاید. او که میدانست این وحید بی پدر!همانیست که به تن و روح او دست کشید، چرا به آنجا دعوتش می کند؟ سر نیکی زیر و دلش در دهانش پرواز می کند که دست وحید دور بازویش حلقه می شود.

– برقصیم ؟!قلب نیکی یخ می زند. خون در رگ های منجمد می شود.

-میای تمام حرفهای دکتر و انرژی مثبت هایش به هوا می رود… حلقه ایکه دور بازویش است، طناب داریست که می خواهد بکندش. اگر فریاد بکشد کسی می شنود؟

تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363

در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ

دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت

ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید

قیمت : 44 هزار تومان

لینک خرید

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !