رمان سوگلی معلم

- تعداد صفحه : 130
- ژانر : دانلود رمان بزرگسال ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : پی دی اف
خلاصه داستان : از لحظهای که مدی دو ماه پیش به کلاس من منتقل شد ، اون رو میخواستم...

خلاصه داستان : از لحظهای که مدی دو ماه پیش به کلاس من منتقل شد ، اون رو میخواستم...

خلاصه داستان : غرور و نخوت، همهی وجود هوراد ارباب جوان را فرا گرفته. اما سرنوشت، بلوط دختر خدمتکار ساده را به او پیوند میزند؛ پیوندی نه از جنس عشق، بلکه از جنس اجبار و فاصله. در دل این رابطهی ارباب و رعیتی، عشقی خاموش در قلب بلوط جوانه میزند… عشقی که با آشکار شدن حقیقتی پنهان فرو میریزد. و تنها کسی که از این سقوط سود میبرد، ارباب جوان است. با همهی تلخیها، این قصه به پایانی خوش ختم میشود.

خلاصه داستان : میشه گفت من دختری در شرایط سخت بودم و اون شوالیه من با زره درخشان بود. جود لاکتی معروف به «لاکی» فقط یک کارگر ساختمانی جذاب و متفکر نبود. اون قهرمان شخصی من بود که به نظر میرسید در مکان و زمان مناسب همیشه کنارم حضور داشت... اون لحظات دقیقاً بهترین لحظات من نبودن، اما برای اون بود.

خلاصه داستان : سمت آسانسور راه کج کرد که صدای ضعیفی توجه اش را جلب کرد انگار کسی ناله میکرد بی اراده سمت صدا رفت و ناگهان خشک شد ، جسمی مچاله شده کنار در باز یک اتومبیل افتاده بود

خلاصه داستان : داستان دریاره دختری به اسم شمیم هستش که پس از فوت مادر و پدرش بنا به گفته ی دوست باباش بعد یک سال میاد با همین خونواده ی دوست پدرش زندگی می کنه . خونواده ی دوست پدرش یک پسر به اسم ارمیا و یک دختر به اسم المیرا . ورود شمیم به زندگی این خانواده ارمیا را ناراحت می کنه و از اونجا ارمیا درصدد به وجود آوردن ناراحتی برای شمیم هستش و سعی می کنه همه جا خردش کنه . از قضا شمیم از پدر خونواده می خواد که بره سرکار .. و با اصرار های فراون از پدر ارمیا ، پدر ارمیا شرکتی رو برای شمیم در نظر میگیره که رئیس اون شرکت کسی نیست جز ارمیا ، و از اونجاست که زندگیه شمیم عوض میشه ...

خلاصه داستان : امیر حافظ، مردی پر نفوذ و قدرتمند، با مشکلات خانوادگی روبرو میشود. همسرش، نیکی، تصمیم به طلاق گرفته و دارند یک فرزند یک ساله دارند. اما حافظ به نیکی اجازه نمیدهد که بچهش را ببیند مگر این که هر بار…

خلاصه داستان : شهنام، دوست صمیمی پویان بخاطر کینه و دشمنی مخفی که ازاو دارد، نقشه کشیده تا بدترین ضربه را به او که مردی بی بند و بار است بزند، شهنام آپارتمانی با نصف قیمت واقعی به پویان فروخته، تا با همسرش (وصال) در آنجا زندگی کند، در حالی که تمام خانه را دوربین کار گذاشته تا ...

خلاصه داستان : داستان درباره ی دختری خود ساخته به نام سایه است، که تصمیم گرفته از دشمنش انتقام بگیرد در این راه باید با بزرگترین شرکت پخش دارو که باعث شده خانواده اش نابود بشه رقابت کند و این وسط امیرحسین را هم درگیر می کند؛ از در احساس وارد میشود تا به این وسیله انتقام پدرش را بگیرد...

خلاصه داستان : تنها چیزی که تو زندگیم میبینم پوچی محضه.انگار از یه پرتگاه افتادم و تیکه ایی از لباسم به شاخه ی خشک شده ی درختی گیر کرده.نه میتونم خودمو نجات بدم نه میتونم خلاص شم.فقط خودم رو کشیدم کنار و به زندگیم نگاه میکنم زندگی ای که ارزش گریه واسه چیزایی که برات نیستن و نمیمونن رو نداره...

خلاصه داستان : هیلدا به دلیل تنگدستی پدرش ناچار میشود با مردی پنجاهساله به نام احسان ازدواج کند. احسان که پیشتر از همسرش جدا شده و دو فرزند دارد، در برابر این ازدواج مبلغ قابلتوجهی به پدر هیلدا میپردازد. پس از عقد، هیلدا قدم به عمارت احسان میگذارد و زندگی تازهای را در کنار او و فرزندانش آغاز میکند.