رمان داروغه
دانلود رمان داروغه اثری از سحر نصیری
گوشه ای از رمان داروغه:
جدی و آروم کنار آقا حشمت یکی از قدیمی های بند نشسته بودم و به نصیحت هاش گوش میکردم.
حرف هاش طلا بود ولی به درد ماها که در و دروازه ی گوش مون معلوم نیست نمی خورد.
نگاهی به تیموری و سعید انداختم وسط نخاله های شهروز خونه کرده بودن و باهاشون پاسور بازی می کردن!
سری همت دیرور بود ی داشت خون همدیگه رو می مکیدن!
لینک دانلود برداشته شده است
برای دانلود رمان های بیشتر به صفحه اصلی سایت مراجعه فرمایید
یا بر روی لینک زیر کلیک کنید
کانال تلگرام انلاین رمان
رمان داروغه






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید