رمان شالوده عشق

- تعداد صفحه : 4502
- ژانر : دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : پی دی اف
خلاصه داستان : روی کاشی های سرد حمام نشسته و سعی میکنم که تصویر مقابلم را هضم کنم...! با بغض تعجب و ترس دستم رو داخل وان میبَرم و به خون هایی که رنگ آب را سرخ کرده، خیره میشوم. مردمک چشمانم بالاتر میاد... یک دختر زیبا با چشمان بسته و موهای طلایی که بهخاطر غوطه ور شدن در آب کمی تیره تر از حالت عادیاش شده و پوست روشنش زیر هالوژن های لوکس حمام از همیشه رنگ پریدهتر به نظر میآید.
دانلود رمان شالوده عشق PDF
گوشه ای از رمان شالوده عشق:
تنه ی محکمی که به شانه ام زد سبب شد که عضلات شل شده ام یک بهانه پیدا کرده و با زانو روی زمین بیفتم. خوب ضربه ای زدی شمیم خانوم باریکلا بهت…
بیچاره آذربانو که فکر میکنه گناه تو فقط راز داریته دیگه خبر نداره چجوری نمک خوردی و نمکدون شکستی خبر نداره
به گندمی که میگفتی مثله خواهرته، خیانت کردی هیچی نمی دونه اما من خوب میدونم و بهت قول میدم که همه رو به امیرخان میگم اون موقعست که مثل یه سگ از این خونه بیرون می ندازنتو تا آخر عمرت همینجوری کمر شکسته میمونی
هر چه دق داشت خالی کرد و در خانه را محکم بست.از صدای بلند بسته شدن در تنم لرزید.جفت دستانم را روی آسفالتهای داغ گذاشتم و به حالت اسفناک بارم خیره شدم.
سیما چه می دانست؟ اصلاً تا کجا می دانست که می خواست به امیرخان هم بگوید؟!
خدایا امیرخان نه…!آخرین چیزی که میخواستم فهمیدن او بود.کافی بود یک کلمه از حرفهای سیما را بشنود، آنوقت چه کسی می توانست مرا از بازجویی هایش نجات دهد؟!چشم بستم و اجازه دادم تا اشک تمامه صورتم را خیس کند.چه شد که به اینجا رسیدم؟ کجای راه را خطا رفته بودم؟!
تاوان گناه من تا این حد سخت بود؟ آنقدر بد که قصد داشتند مرا به دست امیرخان دهند؟!یک سال قبل…صدای گریه و جیغ زدنهای گندم تا حیاط می آمد.مقابله در یک لنگه پا و انگشت به دهان ایستاده بودم.
باید به اتاقم میرفتم اما میترسیدم داخل بروم و فکر کنند که میخواهم در موضوعات خانوادگی شان دخالت کنم.کلافه سرچرخاندم.ناگهان با یک جفت چشم براق و خشن که از پشت پنجره خیره ام بود روبه رو شدم انگشت اشاره اش را به سمت در گرفت و همین کافی بود که منظورش را بفهمم
با عجله کلیدی که همیشه روی قفل بود را چرخاندم و وارد شدم.
آذربانو روی مبلهای سلطنتی نشسته و با غصه به گندمی که وسط سالن میخواست گلویش را پاره کند خیره شده بود.سلام زیر لبی ام را با تکان سر جواب داد و او حتی سرش را برنگرداند.پاهای کشیده و مردانه اش را به عرض شانه باز کرده و از پنجره به حیاط سرسبز خانه شان نگاه می کرد.
تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363
در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ
دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت
ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید
قیمت : 41 هزار تومان
رمان
دانلود رمان شالوده عشق






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید