رمان قبله گاه شیطان

- تعداد صفحه : 3115
- ژانر : دانلود رمان بزرگسال ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : پی دی اف
خلاصه داستان : من گلبرگم. شب زایمانم، بهخاطر رفتارهای آزاردهنده و ناامنی که در خانه همسرم احساس میکردم، تصمیم گرفتم آنجا را ترک کنم. در میانه راه و در تاریکی شب، دچار تصادف شدم. راننده خودرو، پزشکی خوشبرخورد و مسئولیتپذیر بود که به کمکم آمد و مراقبتهای لازم را برایم فراهم کرد.پس از آن اتفاق، او در مسیر رسیدگی به مشکلات قانونی و شخصیام کنارم ماند و کمک کرد تا زندگی تازهای را آغاز کنم. برای آنکه از حمایت و پشتیبانی او برخوردار باشم، میان ما یک پیوند رسمی شکل گرفت. قرار نبود رابطه ما فراتر از این حمایتها برود، اما گذر زمان، سختیهایی که پشت سر گذاشته بودیم و نزدیکی عاطفی میانمان، احساسات تازهای را در هر دوی ما به وجود آورد.
دانلود رمان قبله گاه شیطان اثری از آرمیتا فسایی
گوشه ای از رمان قبله گاه شیطان :
رفیق هایی که شاید بارها، مقابل چشمان باطلشان، زیر دستان رضا جان دادم و اشک ریختم.
زبانی روی لبهای ترک خورده ام کشیدم و یک قدم جلو رفتم که بابا با اقتدار و تسبیح به دست از پله های مسجد پایین آمد و دقیقاً کنار تک پسرش ایستاد و مشغول احوال پرسی شد.
شاه مقصودش را روی انگشتانش میچرخاند و در حالیکه لبخند روی لب هایش نشسته بود کنار گوش پسرش میگفت و میخندید.
اصلاً مرا یادشان بود؟
نگاهم به طرف رضا کشیده شد. ریش هایش بیش از حد بلند شده بود و دیگر گلبرگی نبود که اصلاحش کند.
موهای حاج بابا نامرتب کوتاه شده بودند و حیف که دیگر دختری نداشت تا مرتبشان کند.
آه پر از دردی کشیدم و همانجا پشت ستون برق ثابت ماندم.
جرأت جلو رفتن را نداشتم. پاهایم انگار به زمین قل و زنجیر شده بودند و بعد رویشان با سیمان پر شده بود.
دست از حسرت خوردن برداشتم و صاف سرجایم ایستادم.
حس عجیبی در قلبم رخنه کرده بود.
حسی مثل… تردید
نگاه کسی این میان رویم سنگینی میکرد و من چرا هرچه کندو کا و کردم شخص مورد نظرم را پیدا نکردم؟
تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363
در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ
دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت
ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید
قیمت : 39 هزار تومان
رمان قبله گاه شیطان






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید