رمان اما دیر بود

- تعداد صفحه : 196
- ژانر : دانلود رمان بزرگسال ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت :
خلاصه داستان : داستان درباره دختری فداکار است که برای نجات جان خواهرش، ناچار میشود تصمیمی دشوار بگیرد و وارد مسیری پر از چالش و سختی شود. انتخابی که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد و سرنوشتش را با رازها، احساسات پیچیده و اتفاقات غیرمنتظره گره میزند.در میان فراز و نشیبهای زندگی، او باید با پیامدهای گذشته روبهرو شود و برای رسیدن به آرامش و خوشبختی، راهی تازه پیدا کند.
دانلود رمان اما دیر بود اثری از نینا
گوشه ای از رمان اما دیر بود :
توی دلم پوزخندی زدم…هه کاش واقعا میشد اما جوابی به پسر ندادم
بجنب دیگه بابا…جای اینکه منه ساقی از مامور بودن این بترسم این از من میترسه لب تر نمیکنه…بذار تا شیر فهمت کنم اگه منتظر هادی هستی دیروز مامورا گرفتنش از امروز منو جاش گذاشتن
-هه…خوبه شیفتی کار میکنید خسته نشید
-شیفتی که نه فقط مکانمو عوض کردم مشتریا رفیقم نپرن
-گفتم که من مشتری رفیقت نیستم برو رد کارت
پوفی کشید و گفت:
-عجب گوشت تلخی هستیا…خیله خب بابا من همین اطرافم بگرد پیدام کن
راشو کشید و منم باید پا میشدم و میرفتم حتما تا حالا بچه ها از ترس تنها موندن توی خونه زهرترک شدن اما پاهام یاری نمیکرد به زور از جا بلند شدم و سلانه سلانه پاهای خسته ام رو دنبال خودم کشیدم
به خونه که رسیدم علی رو دیدم که دم در نشسته بود و چشمای خوشگلش خیس بود من رو که دید با دو به سمتم دوید و با هل و ولا گفت:
– اجی…عسل هم داره میمیره
حتی نایستادم بپرسم چی شده به سمت خونه دوییدم عسل گوشه اتاق افتاده بود و دستش رو روی شکمش گذاشته بود و بین گریه هاش ناله میکرد به علی که پشت سر من دوییده بود و حالا توی چارچوب در ایستاده بود رو کردم و نگران پرسیدم:
– چش شده؟ – نمیدونم به خدا من نزدمش گفتم بچه یتیمه گناه داره
نسبت به کلمه یتیم آلرژی گرفته بودم و از اون طرف اضطرس عسل رو گرفته بودم و کنترلم دست خودم نبود سر بچه هفت ساله جیغ زدم:
– انقدر نگو یتیم پس منِ چیم که شما یتیم باشید
تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363
در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ
دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت
ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید
قیمت : 22 هزار تومان
رمان اما دیر بود






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید