رمان تجاوز عشق یا هوس

- تعداد صفحه : 343
- ژانر : دانلود رمان ازدواج اجباری ، دانلود رمان بزرگسال ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : پی دی اف
خلاصه داستان : سرنوشت نرگس، دختری محجوب و خجالتی است که در فضای دانشگاه با کامیار، همکلاسی پرحاشیهاش، درگیر میشود؛ درگیریای که با یک شرط ساده آغاز و به حادثهای تلخ و سرنوشتساز ختم میشود. پس از آشکار شدن ماجرا، خانوادهٔ کامیار برای جبران و حفظ آبرو، او و نرگس را به ازدواجی اجباری سوق میدهند؛ ازدواجی که پرده از رازهای پنهان گذشته برمیدارد، از جمله نسبت خانوادگی ناگفتهای که نرگس هرگز از آن خبر نداشته است.
دانلود رمان تجاوز عشق یا هوس از نویسنده ناشناس بی احساس (#دلارام_م)
رمان «تجاوز عشق یا هوس» روایت سرنوشت نرگس، دختری محجوب و خجالتی است که در فضای دانشگاه با کامیار، همکلاسی پرحاشیهاش، درگیر میشود؛ درگیریای که با یک شرط ساده آغاز و به حادثهای تلخ و سرنوشتساز ختم میشود. پس از آشکار شدن ماجرا، خانوادهٔ کامیار برای جبران و حفظ آبرو، او و نرگس را به ازدواجی اجباری سوق میدهند؛ ازدواجی که پرده از رازهای پنهان گذشته برمیدارد، از جمله نسبت خانوادگی ناگفتهای که نرگس هرگز از آن خبر نداشته است. این رمان عاشقانه با فضایی چالشبرانگیز، مرزهای عشق، اجبار و هوس را به تصویر میکشد.
گوشه ای از رمان تجاوز عشق یا هوس:
به ماشین مدل بالاش که رسیدم نفس عمیقی کشیدم، زیر چشمی به دورو بر نگاه کردم وقتی دیدم کسی نیست دستگیره درو گرفتم و درو باز کردم . لعنتی… درش بالا میرفت باز می شد.
فقطم دوتا در داشت مال درای جلو بودن. مجبوری صندلی جلو نشستم، درو بستم. خدا می دونه چقدر سعی کردم ضایع بازی در نیارم.
-خب بریم رستوران یکی از دوستام. از غذای اونجا فقط مطمنم.
اب دهنم رو قورت دادم و حرفی نزدم و به بیرون خیره شدم. از شدت اضطراب حالم داشت بهم می خورد. انگار یه اتفاق خیلی بد قرار باشه بیوفته.
بعد از نیم ساعت نگه داشت و پیاده شدم. بخاطر بالا بودن مدل ماشین کامیار سنگینی نگاه هارو می تونستم حس کنم. سرم رو تا جای ممکن انداختم پایین و دنبالش وارد رستوران سنتی شدم.
-بریم اونجا. یه جایی که اشاره کرد نگاه کردم و سر تکون دادم. خداروشکر یه گوشه که دید چندانی هم بهش نبود رو نشون داده بود.
روی تخت نشستم و اونم روبه روم نشست که مردی با لباس سنتی اومد سفارش بگیره
-چی میل داری عسلم؟
چشم غره ای بهش رفتم که اینطوری صدام نکنه اما چون می دونستم فایده نداره منو روبرداشتم و نگاهی بهش انداختم و اروم گفتم:
-جوجه.
کامیار: دو پرس جوجه با هر مخلفاتی که دارید. با دوتا دوغ سنتی. به اقای شمس هم سلام برسونیدد بگید کامیار اومده.
-چشم حتما.
مرده که رفت، با سنگینی نگاه کامیار معذب شدم، چرا حس می کنم نگاهش زیادی معنادار و خبیثه؟
بعد از یک ربع دونفر سینی به دست غذاهامون رو اوردن. پشت سرشون هم مرد جوانی با تیپ اسپرت نزدیک شد و گرم با کامیار دست داد:
-به کامیار جان… خوش اومدی پسر….
تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363
در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ
دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت
ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید
قیمت : 41 هزار تومان
رمان تجاوز عشق یا هوس






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید