رمان رویای من

- تعداد صفحه : 253
- ژانر : دانلود رمان رایگان ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : پی دی اف
خلاصه داستان : رمان رویای من روایتگر زندگی دختری به نام فرانک که با نامادری وپدرش و دو خواهر دوقلو به نام های الهام وکتایون که خیلی هم خواهرانش را دوست دارد زندگی می کند. پدرش هم اورا دوست دارد ولی از ترس گیتی (نامادری) این دوست داشتن را نمی تواند بیان کند. گیتی دوست دارد که فرانک او را مادر خطاب کند ولی فرانک قبول نکرده و او را خانم صدا می زند. این داستان ادامه پیدا می کند تا اینکه پسر دوست پدرش از خارج با مدرک دکترا بر می گردد و شهروز دوست دوران کودکی فرانک بوده و…
دانلود رمان رویای من اثری از مریم جعفری
گوشه ای از رمان رویای من:
راننده منتظر ماند تا در اتومبیلش بسته شود آنگاه به راه افتاد دستم از سرما بیحس شده بود و نوک انگشتانم از فرط التهاب ناشی از فشردن دسته چمدان کبود راننده پرسید
بعد از میدون کجا میرین؟
متعجب گفتم
بعد از میدون؟
پس بعد از کجا خانم؟ ما مال همین خطیم مگه نمی دونستید؟
آنقدر گیج و شوکه بودم که پاک از یاد برده بودم حق با راننده بود راننده که مردی میانسال بود گفت
برای سفر چه روزی رو انتخاب کردین !
سفر؟! چطور فکر کرده بود مسافرم؟ گویا خودش هم متوجه حیرتم شده بود که با اشاره به چمدانم گفت
اگه بخواین میتونم تا ترمینال یا هر جای دیگه که میرین برسونمتون امروز وسیله گیرتون نمی یاد
چه کسی باور می کرد آن وقت غروب با چمدانی نسبتاً بزرگ زیر آن برف هیچ هدف و مقصد خاصی نداشته باشم؟! وقتی راننده برای سنگینی جامه دانم دل می سوزاند مسلما اگر می فهمید جا و مکانی ندارم دلش بیشتر می سوخت.
هنگامی که فقط چند متر با میدان فاصله داشتیم در کیفم را باز کردم تا کرایه راننده را حساب کنم انگار شهامت از دست رفته کم کم به وجودم باز می گشت چرا که تا چند لحظه قبل از آن همانطور که اشاره کردم حتی شهامت باز کردن در کیفم را نداشتم زیرا مطمئن بودم پشتوانه مالی خوبی ندارم
با انگشتانی لرزان اسکناسی را از داخل کیفم بیرون کشیدم و در همان حال نگاهی سرسری به محتویاتش افکندم و با دیدن دو سه قطعه اسکناس اندکی آرام شدم هر چند از رقمشان بی اطلاع بودم اما حس کردم لااقل گرسنه نخواهم ماند.
رمان رویای من






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید