انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

رمان هفت خط

خلاصه داستان : دیار رئیس مغرور و سرد یه شرکت تبلیغاتی که برای انتقام از قاتل برادرش عضو گروه مسابقات غیرقانونی میشه غافل از این که پدرش دنبال کسی می گرده تا وارد زندگیش بشه و از شرکت تو مسابقه منصرفش کنه...آلما که به خاطر آزادی پدرش مجبور به کار تو شرکت دیار شده این پیشنهاد و قبول می کنه ولی نمی دونه که دیار ازش کینه به دل داره و قراره بعد از این ازدواج اجباری این کارش و تلافی کنه و...

دانلود رمان هفت خط pdf گیسو خزان

گوشه رمان هفت خط pdf گیسو خزان:

ولی انگار شخص رو به روم خودش هم یه چیزایی از رنگ شناسی و ترکیب رنگ های مکمل سرش می شد چون با چند بار تحلیل و بررسی به این نتیجه رسیدم که ترکیب این رنگها در کنار هم شاید عجیب باشه ولی واقعاً تماشایی و جذابه چیزی که شاید به ذهن هر کسی نرسه.نگاهم بالاتر کشیده شد. صورت کشیده و اخمای در همش که یه تک خط عمیق وسط پیشونیش و چسبیده به ابروی چپش انداخته بود و با ته ریش های مرتبی که رو صورتش بود.

دیگه باید به یقین می رسیدم که این مرد اهمیت زیادی برای بی عیب و ایراد نشون دادن ظاهرش قائله جوری که دخترا عاشق میشن،ولی این وسط تنها چیزی که یه کم تو ذوق میزد موهای کوتاه روی سرش بود که انگار همین دیروز با نمره چهار ماشین شده بود، آخه آدمی که همچین تیپی برای خودش میسازه چرا باید موهاش و تا این حد کوتاه کنه تا همه زحمت هاش از بین بره و اولین واژه ای که با دیدنش به ذهن هر کسی می رسه » کچل « باشه .

بی اختیار پاهام و یه کم به سمت پایههای مبل جمع کردم چون مقایسه کفش های چرم و تمیز این یارو با کتونی های آل استار فیک و درب و داغون من که موقع اومدنم از شانس گند و مزخرفم با یه پا تو گل فرو رفتم اصلاً قشنگ نبود و همون بهتر که مخفی بمونه !نمی دونم چند دقیقه داشتم نگاهش میکردم و افسوس می خوردم به خاطر این تصمیم احمقانه اش توی سلمونی که انگار نگاه خیره ام و حس کرد و بالاخره سرش و از تو گوشیش در آورد و زل زد به من.

دیگه وقتی برای گرفتن نگاهم نداشتم و مجبور شدم برای اینکه کم نیارم به خیرگیم ادامه بدم نمی دونم چرا ولی طبق تجربیات قبلیم که با یه پسری چشم تو چشم می شدم انتظار داشتم اینم بهم لبخند بزنه و از اینکه جفتمون تو این شرکت علاف شدیم گلایه کنه و با چهارتا کلمه حرف این سکوت رخنه کرده و اعصاب خورد کن و بشکنه. ولی فقط خط بین تو تا ابروش غلیظ تر شد و دوباره نگاهش و گرفت ماتم برد چش بود؟

حالا دیگه اصلا تعجبی نداشت که چرا در کنار این تیپ برداشته موهاش و از ته زده همین الآن ثابت کرد که تعادل هیژایی و رفتاری نداره و مشخص نیست با خودش چند چنده با کلافگی از این انتظاری که انگار تمومی نداشت کیفم و انداختم رو دوشم و بلند شدم و راه افتادم سمت در اتاق مدیریت و چتریهای روی پیشونیم و با انگشتام صاف و مرتب کردم به معنای واقعی علافم کرده بودن و اگه ده دقیقه بیشتر می موندم دیگه برای برگشتنم به مکافات و بدبختی میخوردم.

هنوز دستم و برای در زدن بلند نکرده بودم که در اتاق باز شد و همون آقایی که یک ساعت و نیم پیش بهم گفت منتظر بشینم تا صدام کنه اومد بیرون و من در حالیکه نمی خواستم با عصبانیت بیش از حدم این شغل و همین اول کار از دست بدم گفتم آقای محترم من یک ساعت و نیمه که منتظرم اگه نمی خواستید امروز مصاحبه انجام بدید خب از همون اول می گفتید که فردا بیام با چشمای گشاد شده ضربه ای به پیشونیش زد و گفت  آخ من واقعاً شرمنده ام. یه کم به مشکل برخوردیم فراموش کردم.

دانلود رمان رمان هفت خط pdf گیسو خزان

پس از استفاده از لینک دانلود با وارد کردن ایمیل لینک دانلود را دریافت کنید

بخش دانلود

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !