انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

دانلود رمان رها در آتش عشق pdf الهه بانو

خلاصه داستان : رها، دختری پرانرژی و جسور با گذشته‌ای نامعلوم، پس از سال‌ها تلاش تصور می‌کرد که همه سختی‌ها را پشت سر گذاشته است. اما تقدیر او را در مسیر مردی قدرتمند و جدی قرار می‌دهد.شهرام، مردی که غرور و سختی‌های زندگی، او را به فردی سخت‌گیر و مقتدر تبدیل کرده است.در مواجهه با این مرد مرموز، رها درمی‌یابد که آزمون‌های زندگی هنوز به پایان نرسیده‌اند. آیا او می‌تواند با خرد و توانایی‌هایش مسیر جدیدی بسازد؟ یا اینکه سرنوشت برای او برنامه‌ای دیگر دارد؟

دانلود رمان جذاب و عاشقانه رها در آتش عشق اثر الهه بانو

خلاصه رمان رها در آتش عشق اثری از الهه بانو :

چطور این ادم میتونه مردمو از پیش پزشک رفتن منع کنه. اینا چطور تا الان زنده موندن خدا میدونه!تو راه نگاهم خورد به همون مکان قبلی رفتم نزدیک تر بهش خیره شدم.اینقدر سوخته بود که دیوارا ریزش کرده بود خداروشکر کسی توش نبود و گرنه خاکستر میشد.هنوزم نمیدونم چرا اینکارا رو میکنه باید از کسی بپرسم، حتما مردم روستا میدونن قصیه چیه؟نگاهمو از ساختمون گرفتم برگشتم که یهو با صدای بوق ماشینی سرمو بلند کردم که دیدم با سرعت بالا داشت میومد سمتم ایقدر شکه شده بودم که نتونستم عکس العملی از خودم نشون بدم فقط میدونم سرمو تو دستام گرفتمو جیغ زدم.

همین که فکر میکردم الان دیگه بهم میخوره و فاتحه ام خونده  هست، صدای ترمز شدید ماشین رو جلوی پام شنیدم.از ترس حتی چشامو باز نکرده بودم. خانم حالتون خوبه؟! با صدای یه آقایی چشامو آروم باز کردمو نگاهمو دوختم بهش با نگرانی نگاهی به سر تا پام کرد باز پرسید: حالتون خوبه؟  دستامو رو سرم برداشتمو نگاهی به ماشین کردم.آب دهنمو قورت دادم وای خدایا شکرت بخیر گذشت

اگه احساس بدی دارین بزارین برسونمتون بیمارستان ؟

سرمو چرخوندم طرف اقاعه،یه پسر قد بلند و شیک با کت شلوار رسمی ولی چشماش چقدر آشنا میزد.دستشو جلو صورتم تکون داد

+ خانم با شمام؟!

چی؟ اها نه خوبم خوبم ممنون کمی ترسیدم فقط همین .خب حواستون کجا بود یهو پریدین وسط خیابون .حواسم به شاهکاری بود که ارباب جونتون درست کرده .لبخند محوی زدمو گفتم شرمنده من باید برم.. .

+ اما

سریع از کنارش رد شدمو برگشتم خونه. . شهرام. لیوانو رو میز برداشتم با عصبانیت زدم تو دیوار که هزار تیکه شد  داد زدم شما کدوم گوری بودین تا حالا که نفهمیدین؟

خانم دختره گولمون زد، فکر نمیکردیم که…

ببند دهنتو مردک رفتم سمتش جلوش ایستادم .سرتو بيار بالا سرشو که اورد بالا دستمو بالا آوردم یه سیلی تو صورتش خوابوندم …

بنا به درخواست نویسنده برداشته شد

دانلود رمان رها در آتش عشق pdf الهه بانو

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !