انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

دانلود رمان زخمی سنت pdf اثر هاله نژاد صاحبی

دانلود رمان زخمی سنت pdf اثر هاله نژاد صاحبی

خلاصه داستان : پشت در اتاق نشست و زانو‌هایش را در آغوش گرفت. به حدی سرگیجه داشت که گمان می‌کرد کره زمین از جو خارج شده و دیگر چیزی به نام جاذبه وجود ندارد. پلک‌های خشک و خسته‌اش را روی هم فشرد و سرش را به در چوبی اتاقش تکیه داد. تن همیشه سردش، از همیشه سردتر بود و معده گرسنه‌اش شدیدا می‌سوخت. اما ذره‌ای برایش اهمیت نداشت. آنقدر در این مدت درد روحی کشیده بود که دیگر درد جسم، برایش شوخی بیش نبود. آب تلخ دهانش را بلعید و گوش سپرد به گفتگوی مردانی که قصد داشتند برای او تصمیم بگیرند. همیشه همین بود. پدربزرگش عقیده داشت بیوه بدنامی می‌آورد و اجازه نمی‌داد هیچ یک از زنان فامیل بعد از مرگ همسرانشان مجرد بمانند. حالا از بخت بدش این‌بار قرعه به نام او افتاده بود ...

دانلود رمان زخمی سنت pdf اثر هاله نژاد صاحبی

گوشه ای از رمان زخمی سنت pdf اثر هاله نژاد صاحبی :

اما انگار او هم هنوز از حالت شوک خارج نشده بود.بغضش را پشت لبهایی که گاز گرفته بود پنهان کرد و در دلش نالید:خدایا خودت رحم کن آوار زندگی کسی نشده باشم!در این لحظه نگاه ناباور مریم به حدی ترسانده بودش که فقط آرزو میکرد همسر دوم مرد متاهلی نشود.قبل از آن که مریم چیزی بگوید در باز شد و مادرش داخل آمد.

ترسیده به سمتش رفت و منتظر نگاهش کرد.امیدوار بود که او قاصد خبر خوبی برایش باشد.ماه منیر نیم نگاهی به هوویش انداخت و بی تعارف گفت:میخوام با بچم تنها حرف بزنم .همیشه همین بود.تمام این هجده سال….هرچه پدرش تلاش کرده بود شرایط را آرام کند اما نشده بود.مادرش غیر از زمانهایی که نیاز بود با مریم حرف نمیزد و عملا نادیده اش می گرفت.بیش از این دلش به حال مادرش میسوخت که در اوج جوانی مجبور شده بود با هوویش یک جا زندگی کند.اما حال….چرخ و فلک چرخیده بود.حالا که خودش هم شرایط زن عمویش را داشت نمی دانست کدامشان بیشتر از آن یکی مستحق دلسوزی هستند.

ماه مریم که از اتاق خارج شد بی مقدمه رو به پریماه گفت:لهراسب ازت خواستگاری کرده.با گیجی لب زد:ل … له … راسب؟چرا برایش آشنا نبود؟انگار که ذهنش در مقابل شناخت فردی با نام لهراسب مقاومت میکرد.تنها یک لهراسب میشناخت که حتی در ذهنش هم نمیخواست او را تصور کند.لهراسبی که عاشق و شیدای خواهر ناکامش بود.نامزد و محرمش…نمی توانست او باشد.عشقی که لهراسب به پریچهر داشت آنقدر والا و آسمانی بود که حتی فوت خواهرش هم آن را کمرنگ نکرده بود.آب دهانش را به سختی بلعید و با ترس پرسید…

دانلود رمان زخمی سنت pdf اثر هاله نژاد صاحبی

بخش دانلود

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !