رمان میوه ممنوعه

- تعداد صفحه : 843
- ژانر : دانلود رمان رایگان ، دانلود رمان عاشقانه ، دانلود رمان کلکلی ، دانلود رمان مذهبی
- کیفیت : پی دی اف
خلاصه داستان : باران و مادرش مستخدم خانه ی آقا بزرگ هستند و کیا نوه ی آقا بزرگ، بنا به شرایطی و بر اساس مصلحت آقا بزرگ، کیا و باران مجبورند با هم زندگی کنند و چون باران دختر مذهبی و مقیدی هست ، مابینشان صیغه محرمیت خوانده میشود و آقا بزرگ شرط میگذاره که اگه کیا دست از پا خطا کند و اتفاقی برای باران بیافتد، بخش زیادی از دارایی هایش را به نام باران میکند، باران برای کیا میوه ی ممنوعه اس و باید با هم زندگی کنند و کیا باید چشم از این دختر بگیرد...
دانلود رمان میوه ممنوعه pdf اثری از شیوا بادی
📚 رمان میوه ممنوعه اثر #شیوا_بادی در ژانر #عاشقانه و #مذهبی روایتگر داستان باران و مادرش است که بهعنوان مستخدم در خانه آقا بزرگ زندگی میکنند؛ کیا، نوه آقا بزرگ، بنا به شرایط و تصمیم او مجبور میشود همراه باران زندگی کند. از آنجا که باران دختری مذهبی و پایبند است، میانشان صیغه محرمیت جاری میشود و آقا بزرگ شرط میگذارد اگر کیا خطایی مرتکب شود یا آسیبی به باران برسد، بخش بزرگی از داراییهایش به نام باران خواهد شد. در این میان باران برای کیا همان میوه ممنوعهای است که باید در کنار او زندگی کند.، بیآنکه چشم طمعی به او داشته باشد…
گوشه ای از رمان میوه ممنوعه:
کلاسش دیر شده بود و پله ها را به سرعت بالا رفت و چادرش را سرش کرد
– باران
با صدای مادرش ایستاد و به پشت سرش نگاه کرد داری میری مادر ؟
– آره مامان ، کاری دارید
– !کار ؟ نه … برو دخترم ، دیرت میشه
با کلافگی نزدیک مادرش شد و با دیدن سینی در دستش به پله های منتهی به طبقه ی بالا نگاه کرد
– شازده نمیتونه بیاد پایین صبحونه بخوره ؟
– !هیسس … میشنوه
با بی خیالی شانه اش را بالا انداخت و کیفش را روی مبل گذاشت
– !بشنوه … برام مهم نیست
خواست سینی را از دستش بگیرد که مادرش مقاومت کرد
– نمیخواد ، خودم میبرم … تو برو به دانشگاهت برسی
– بده من مامان … پاهات درد میکنن … زانوهات دیگه توان اینکه این همه پله رو بالا بری ندارن
– میگی چکار کنم دخترم ؟ نه کاری داریم و نه سر !پناهی …
اینجا هم که راحتیم و آقابزرگ هوامونو داره بله … داره …
– البته اگر خورده فرمایش های نوه جانش رو فاکتور بگیریم
رمان میوه ممنوعه






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید