انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

دانلود رمان زمهریر پگاه pdf از خدیجه اسدی

دانلود رمان زمهریر پگاه  pdf از خدیجه اسدی

خلاصه داستان : زمهریر پگاه، سرمای زندگی پگاه، دختری نقاش و مستقل را روایت می‌کند که با خانواده‌اش زندگی آرامی را می‌گذارند، او در تب و تاب علاقه‌ای است که به پسر خاله‌اش، امیر دارد، این میان در پی یک شکست با آواری که بر سر زندگی برادرش، پارسا خراب می‌شود، یکباره طوفان عظیمی را در زندگی آرامشان به پا می‌کند! اتفاقات ناگواری برایش می‌افتد و زندگی‌اش دگرگون می‌شود ...

دانلود رمان زمهریر پگاه pdf از خدیجه اسدی

 

قسمتی از رمان

خورشید در حال غروب‌ بود و هوا رو به تاریکی می‌رفت.نسیم خنک پاییزی به نرمی می‌وزید و برگ‌های رنگارنگ و خشک،رقص‌کنان بر روی سنگ‌فرش پیاده‌رو فرو می‌افتادند؛عابران بدون توجه به حضور برگ‌ها، غرق در هیاهوی روزمرگی خودبا گام‌های شتاب‌زده از روی آن‌ها می‌گذشتند.

غرق در افکارم کنار پنجره غبار گرفته ایستاده ‌بودم و  بیرون را نگاه‌ می‌کردم.کش‌ و قوسی به تن خسته‌ام دادم و تنهایی‌ام را در آغوش کشیدم.انگشت‌های بی‌جانم را بر روی کتف استخوانی‌ام کشیدم و به آرامی نوازش کردم؛سپس آهی پر حسرت از سینه بیرون فرستادم.حس کردم چه‌قدر شبیه برگ‌هایی هستم که درحال فرو ریختن هستند؛

برگ‌هایی که خود را به دست تقدیر سپرده‌‌ بودند و آزادانه به هر سویی می‌رقصیدند.بغض گلویم را به سختی فرو‌دادم؛ دلتنگی روی دلم تلنبار شده‌ و همه‌ی توانم را گرفته‌ بود.اشک‌هایم مهیا برای لغزیدن روی گونه‌های استخوانی و پریده‌‌رنگم بودند.باخوردن ضربه‌ای به در، از چنگ افکاری که عذابم می‌دادند خلاص شدم.

اشک‌هایم را پس زدم؛ از خیابان رو برگرداندم و به طرف در چرخیدم.با صورت تپل هستی که بر اثر سرمای هوا گونه‌های گندمی‌اش سرخ شده ‌بود وچشم‌های قهوه‌ای رنگش برق می‌زد، روبه‌رو شدم…

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !