انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

رمان سرزمین ولندر

رمان سرزمین ولندر

خلاصه داستان : دختری به نام اِلای با اصرار های خواهرش ایپک به هند سفر میکنن اما اونجا اتفاقی براشون میوفته که باعث میشه اونجا موندگار بشن و با موجودات ماورایی آشنا بشن و...

دانلود رمان سرزمین ولندر از ملیکا نظام

رمان سرزمین ولندر نوشته‌ی ملیکا نظام با ژانر تخیلی ـ عاشقانه، داستان دختری به نام اِلای و خواهرش ایپک را روایت می‌کند که در سفری به هند با ماجراهایی غیرمنتظره روبه‌رو می‌شوند؛ اتفاقاتی که آن‌ها را در سرزمینی ناشناخته ماندگار کرده و پایشان را به دنیایی پر از موجودات ماورایی، عشق و انتخاب‌های سرنوشت‌ساز می‌کشاند.

گوشه ای از رمان سرزمین ولندر :

ایپک که خودشو کنترل می کرد نیشش از اینی که هست گشاد تر نشه گفت

تولده هلن قراره برای هممون بلیت بگیره میخواد تولدشو هند برگزار کنه. باشنیدن این حرف اخمام تو هم رفت با لحن تندی گفتم “

ما قبلن دراین مورد حرف زدیم ایپک و تو قرار نیست جایی.

چشماش پر از اشک شد باشتاب به سمت خونه رفت، یه پوف کشیدم به سمت حوض وسط حیاط رفتم لبه ی حوض نشستم، که مادر با لبخند از خونه خارج شد به سمتم اومد .

من_سلام

مادر_سلام به روی ماهت دخترم خسته نباشی عزیز مادر با قربونت بشمی که به مادر گفتم اونم لبه حوض کنارم نشست. ایپک بهت گفت هلن قراره تولدشو هند برگزار کنه من_بله اما ما قبلاًدرمورد این موضوع حرف زدیم مادر خودت اونو بهتر میشناسی اون از بچگی رویای هند رفتن داره پس بزاره برهو توام همراهش برو

من_نمیشه مادر کی مراقب شما باشه ما به پول پس اندازمون برای درمان شما احتیاج داریم

مادر_من فعلاًحالم خوبه اِلای من .

سکوت کردم نمیدونستم سعی کردم فکر کنم که باید چیکار کنم که با حرف مادر بهش خیره شدم .

مادر_وقتی از پرورشگاه اوردمتون خونه بهترین روز زندگیم بود ایپک از چشماش شیطنت میبارید یه دختر بچه شیطون واما تو یه دختره ریز نقش بی نهایت زیبا که از چشماش محبت می بارید اِلای ناز من.

وشروع کرد به نوازش گونه ام ،همون طور که به چشمام خیره بود گفت

“ایپک همراه خودت به هند ببر و سالم برگرد منم به شهر داییت میرم و اونجا می مونم. با اینکه اصلاً راضی نبودم آروم سرمو تکون دادم که ایپک با جیغ از خونه زد بیرون و همین جور که بالا پایین می پرید جیغ خوشحالی میکشد ،من مامان لبخند روی لبمون با این حرکت ایپک پررنگ تر شد…

رمان سرزمین ولندر

بخش دانلود

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !