دانلود رمان کالکانتیت pdf فائزه رخشانی

- تعداد صفحه : 469
- ژانر : دانلود رمان اجتماعی ، دانلود رمان بزرگسال ، دانلود رمان روانشناسی ، دانلود رمان عاشقانه ، دانلود رمان معمایی ، دانلود رمان هیجانی
- کیفیت : pdf
خلاصه داستان : تصور کن یک روز بیدار میشوی و در مییابی که زندگیای که با آن رشد کردهای، خاطراتی که به آنها دل بستهای، و هویتت… همگی متعلق به کس دیگری بودهاند! تو تنها سایهای از گذشتهای هستی که هرگز مال تو نبوده.لونا، دختری که برای آغاز فصلی تازه قدم به نیویورک میگذارد، غافل از اینکه سرنوشت، رنگ زندگی آرام و بیدغدغهاش را به آبی تیرهای بدل خواهد کرد ، آبیای که بیشتر شبیه زهر کالکانتیت است. همه چیز از لحظهای شروع میشود که پا به آسایشگاه رازآلود رایموند میگذارد، مکانی که مرز بین عقل و جنون در آن محو شده، و تیمار، بیرحمانه بر آن فرمانروایی میکند. اما در میان دیوارهای این پناهگاه غریب، پرده از حقایقی برداشته میشود که زندگی لونا را برای همیشه تغییر میدهند… حقیقتهایی که شاید بهتر بود هرگز فاش نمیشدند.این روایت پر از پیچشهای هولناک، رازهای مدفون و کابوسهایی است که در روشنایی روز کمین کردهاند. آمادهای؟ قدم به این دنیا بگذار… ولی مراقب باش، بازگشتی در کار نیست.
دانلود رمان جذاب و زیبا به نام “کالکانتیت” نوشته شده توسط فائزه رخشانی
خلاصه رمان کالکانتیت از فائزه رخشانی :
لبخند ملیحی روی لبهایم جا خوش کرده نیک با لحن شوخ طبعی به لبخندم اشاره میکند ، هي هي لونا اون لبخند رو از روی لبات پاک کن نمیخوام جولیا ببینتش ، قهقه ای میزنم وسایل کوله ام را بر میگردانم .نفسی از میان لبهایم خارج میکنم و کوله پشتی ام را کنار کاناپه تکیه میدهم. گویی اتاق من همین یک کاناپه کهنه است که حسابی نرم و رنگ پریده است. همه چیز حالت غریب و غیر واقعی دارد برای من که در ایران بزرگ شده ام و از نیویورک فقط چند خاطره بچگی کمابیش در خاطرم مانده اینجا بودن این حس را منتقل می کند. همین که زبانشان را میفهمم و میتوانم صحبت کنم آن هم غلیظ همانند خودشان نعمت بزرگی است. چیزی عجیب به نظر می رسید محو بودن خاطراتم حالتی که دارم ، کوله پشتی ام را بی حواس بر میدارم صدای در بلند میشود .
سلام نیک ! من اومدم
کجا میری لونا ؟ با صدای نیک به سمت آنها بر می گردم ، همین بیرون میمونم میخوام یه هوایی بخورم .جولیا کنجکاو نگاهم میکند لحظه ای احساس میکنم نگاهش کنکاشم می کند .
– سلام !
لبخندی کمرنگ میزنم
– سلام.
بیرون میروم باد خنکی صورتم را نوازش میکند با دیدن پلی که دیشب زیرش جان میدادم ابروانم بالا می پرد. خانه ی نیک تقریبا متروکه است جایی درست روبه روی پل فاضلاب کوله را جلوی پاهایم میگذارم و مینشینم و زانوهایم را بغل میگیرم .چی میگی جولیا اون جنونی نداره خودم زیر نظرش داشتم رفتاراش عادی آن اون…
تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363
در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا
دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت
ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید
قیمت : 43 هزار تومان
دانلود رمان کالکانتیت pdf فائزه رخشانی






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید