دانلود رمان جدید pdf جذاب و پرطرفدار | انلاین رمان

انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

دانلود رمان

جدیدترین رمان های روز ایرانی و خارجی را در انلاین رمان دانلود کنید...

رمان میراث pdf

خلاصه داستان : دختری که در سوگ عشق ازدست‌رفته‌اش نشسته و در دل، خاطره‌ای از او را حمل می‌کند، در شرایطی قرار گرفته که حتی مجال عزاداری ندارد. ناگزیر، تسلیم سنت‌های خانواده‌ای می‌شود که پیرو سخنان بزرگ‌ترها هستند و مجبور است با برادر شوهرش، مردی سرد و بی‌عاطفه، ازدواج کند همان کسی که در تمام زندگی‌اش بیش از هرکس دیگر از او متنفر بوده است.

رمان تنهایی

رمان تنهایی

خلاصه داستان : رمان تنهایی نوشته‌ی مریم بوذری، فقط یک عاشقانه ساده نیست… شروعش با یک تماس است؛ تماسی که نباید گرفته می‌شد.دختری معمولی، با شغلی معمولی، وقتی ردِ یک اختلاس بزرگ را در شرکت زیرمجموعه‌ی هولدینگ جاوید پیدا می‌کند، تصمیم می‌گیرد سکوت نکند. شماره‌ی مردی را به دست می‌آورد که همه از او می‌ترسند؛ مهندس جاوید… همان «فرعون بزرگ». اما خبر دادن از یک فساد مالی، او را وارد بازی خطرناکی می‌کند که خروج از آن ساده نیست.قدرت، غرور، سوءتفاهم و احساسی که ناخواسته میانشان شکل می‌گیرد، همه‌چیز را پیچیده‌تر می‌کند. گاهی گفتن حقیقت، آغاز سقوط است… و گاهی آغاز عشقی که قرار نبود اتفاق بیفتد.

رمان ستی

خلاصه داستان : هاتف؛ اسمش لرزه می‌اندازد. مجرمی فراری، خشن و بی‌رحم که هیچ‌وقت برای رسیدن به هدفش مکث نمی‌کند. حالا تصور کن چنین مردی، زخمی و تحت تعقیب، مجبور شود در خانه‌ی دختری پناه بگیرد که تمام زندگی‌اش در یک کلمه خلاصه شده: «چشم». زنی آرام، مظلوم و کم‌صدا… درست مقابل مردی که عادت دارد فریاد بزند، دستور بدهد و ویران کند.اما هیچ‌چیز خطرناک‌تر از هم‌خانه شدن آتش و سکوت نیست. وقتی دیوارهای یک خانه شاهد کشمکش قدرت، ترس، وسوسه و احساسی شوند که نباید شکل بگیرد، چه اتفاقی می‌افتد؟ هاتف برای نجات جانش آمده… اما شاید چیزی پیدا کند که هرگز دنبالش نبوده. و این‌بار، خطرناک‌ترین دشمنش نه تعقیب‌کننده‌های بیرون، بلکه قلب خودش است.

رمان غوغا

خلاصه داستان : غوغا، دختر هفده‌ساله‌ای که از کودکی طعم آرامش را نچشیده، با اشتباه مرگبار برادرش وارد گردابی از خون و انتقام می‌شود. قتل پدرِ حاج فتاح برزگر در یک شبِ مستی، سرنوشت او را به «خون‌بس» گره می‌زند؛ آن‌هم در حالی که خانواده‌ی داغدار تنها یک چیز می‌خواهند: قصاص! قرار است غوغا به عقد برادر کوچک‌تر حاج فتاح درآید تا کینه‌ها پایان یابد، اما فرار داماد پیش از مراسم، همه‌چیز را پیچیده‌تر می‌کند. حالا حاج فتاح، مردی که تازه از همسرش جدا شده و سرپرستی نوزاد چندماهه‌اش را بر عهده دارد، میان تعصب خانواده و دل‌سوزی‌اش برای غوغا گرفتار می‌شود و تصمیمی می‌گیرد که زندگی هر دو را برای همیشه تغییر می‌دهد…

رمان ارباب سنگی

خلاصه داستان : اربابِ سختگیری که بعد از سالها اسیر دخترک رعیت میشه ؛ دخترک مجبوره بخاطر بدهی پدرش با دشمن ارباب ازدواج کنه اما این ازدواج ثمری نداره چون ارباب...

رمان گناهه بوسه

رمان گناهه بوسه

خلاصه داستان : همه‌چیز با یک بازی جرأت و حقیقت شروع شد؛ مسیر عشقی ممنوعه و پرهیجان را رقم می‌زنند. حالا باید دید این عشق گناه‌آلود در کویر خشک موانع، می‌تواند شکوفا شود یا از ریشه قطع خواهد شد.

رمان قصر چوبی

رمان قصر چوبی

خلاصه داستان : دل‌آرا، دختری جسور که عشق و استعدادش را در نجاری کنار مردی بانفوذ به نام فؤاد می‌آزماید، در تقابل با عشق قدیمی و محدودیت‌های جامعه، راهی پرهیجان از عشق و استقلال را تجربه می‌کند.

رمان سرنوشتم با تو بود

خلاصه داستان : دو خانواده که سال‌هاست به خاطر خون‌خواهی با یکدیگر دشمن‌اند، در حالی‌که دختر یکی از آن‌ها از گذشته تاریک و رازآلود پدرانشان بی‌اطلاع است، پنهانی دل به پسرِ دشمن پدرش می‌بازد... کارن میر وقتی از علاقه پناه باخبر می‌شود، برای اینکه از ازدواج اجباری با دخترعمویش فرار کند و هم‌مسیر خانواده پدری‌اش ـ که رابطه خوبی با آن‌ها ندارد ـ نشود، به پناه پیشنهاد ازدواج می‌دهد؛ غافل از اینکه...

رمان صخره سرد

خلاصه داستان : نبات دختری نازپرورده است که ناچار می‌شود برای آمادگی کنکور، شهر محل زندگی‌اش را ترک کرده و در کنار مادربزرگش ساکن شود. با ورود او، روستای مادری درگیر حوادثی خونین می‌شود و جان نبات در معرض خطری جدی قرار می‌گیرد. در این شرایط، تنها راه نجات او به کاوان‌خان، بزرگ شهر و طایفه، ختم می‌شود؛ نجاتی که برای کاوان‌خان یک اجبار است، اما اجباری که برای او طعمی شیرین و متفاوت دارد.

رمان چیتا

رمان چیتا

خلاصه داستان : قرار بود فقط یک دشمن باشی؛ کسی که از همان نگاه اول نفرتش را فریاد می‌زدم، اما انگار سرنوشت نقشه‌ی دیگری برای ما کشیده بود. بی‌آنکه بفهمم، درست در لحظه‌ای غیرمنتظره، در قلبم جا گرفتی و دشمنی‌ات به جانِ من بدل شد. تو آمدی، سریع و بی‌رحم مثل چیتا؛ موجودی مرموز و ترسناک که با تمام وحشی‌بودنش رام‌شدنی بود. این داستان من و توست؛ تویی متفاوت از تمام آدم‌های اطرافم و منی که قرار است دل به غریبه‌ای آشنا ببندم و در مسیر عشق، خطر را به جان بخرم.

» 345 102030«