دانلود رمان پروانگی احساس (پروانگی احساسم) pdf سارا فرد

- تعداد صفحه : 2613
- ژانر : دانلود رمان اجتماعی ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : PDF
خلاصه داستان : همه چیز از رفتنِ او شروع شد... نمیتوانم به او بگویم "مادر"؛ این واژه برای کسی که رفت و کودکیام را در تاریکی بیمادری رها کرد، زیادی باشکوه است. پوران رفت، با بهانهای به نام زندگی،زندگیای که روی چهار چرخِ یک ویلچر میچرخید و مردی به نام یونس را زمینگیر کرده بود. اما من از بیمادری نمینالم؛ از سالهایی میگویم که بیپوران گذشت، از خلأیی که هیچگاه پر نشد. درد دارد وقتی آلبوم کودکیات را ورق بزنی و در هیچکدام از قابها، ردّی از نگاه یا نوازش او نباشد. هر صفحه، فقط جای خالیست... و من، فقط یکبار، تنها یکبار خواستم یکی از آن جای خالیها را پُر کنم،جای خالی عشقی که هیچوقت سهمم نشد.
دانلود رمان پروانگی احساس (پروانگی احساسم) pdf سارا فرد
گوشه ای از رمان پروانگی احساس (پروانگی احساسم) pdf سارا فرد :
چرا امروز باید دیر برسم؟ من که از همیشه زود رسیدنم کلافه میشدم و به دوش کشیدن بار سنگین انتظار شغل ثابتم بود چرا امروزی که نباید… دیر می رسم. از لرزش گوشی دستم را داخل جیب فرو می برم از تماشای اسم “طنانه” رو صفحه موبایلم صدای جیغ جیغ های گوش خراشش توی ذهنم مرور شد که گیلدای دقیقه نودی رو تهدید میکرد اگر دیر به کلاس استاد چاوکبرسی باید تمامه کلاسه دو و نیم ساعته رو پشته در گوش وایسی و انتهای کلاس جزوه تحویل بدی.از یادآوری این گفته ها تنم لرزید.
قدم های مزحک بی اثر است باید در جلد دونده ماراتونی فرو می رفتم به این امید که بتوانم فقط یک ثانیه جلوتر از استاد وارد کلاس شوم دستانم را به کوله پشتی ام گره زده و برای ماراتون آماده شدم رسیدنم وسط خیابانه متصل به دانشگاه همانا و صدای ترمزه ماشین همانا…. انقدر صدای جیغ لاستیکها وحشتناک بود که برای لحظه ای سکوت همهمه ای به راه انداخت دیدنی حتی صدای نفس هم به گوش نمی رسید از ترس اینکه مبادا راننده با موجی از خشم و عصبانیت مقابل کلی دانشجوئه شناس و ناشناس سکه یک پولم کند، کف پاهایم آدامس صفت به آسفالت خیابان چسبید.
اسیره موج بلاتکلیفی بودم که طنین صدای “طنانه” در گوشخراش ترین حد ممکن نجات غریق ام شد خوبی؟ سالمی؟ حواست کجاست دختر؟ چرا خشکت زده بیا بریم اینط…
چشمم به تابلو ورود ممنوعه پشت سر طنانه که افتاد، بل گرفتم. به قول گیلدا از آن بلها که توی بازیه وسطی جیگرت رو حال میاره طلبکارانه سرچرخواندم اولین چیزی که نظرم را جلب کرد ” ماشین گران قیمتی بود که چهره صدرا رو مقابل چشمم به تصویر کشید.
هر وقت حرف از رویای صدرا وسط کشیده می شد به عشق داشتنه یکی از همینها نیشش تا بناگوش باز می شد. طنانه مچ دستم ر اگرفت و به دنبال خودش کشید وقتی مطمئن شدم راننده بی خیال پشت رلش نشسته است و قصد پیاده شدن ندارد طلب نگاهم را بی خیال شدم چند قدمی حرکت نکرده .. صدایی که تن گرمی داشت توجهم را جلب کرد. از همان صداهایی ها که انگار همین الان از خواب بیدارش کرده ای خانومه محترم؟
حدسم درست بود، خود جناب راننده همان پسر جوانی که در همین نگاه تک ثانیه ای و کوتاه غرور از نگاهش چکه می کرد چیزی فراموشتون نشده؟ طنانه به سمت خیابان برگشت و با نگاهش زمین را جست و جو کرد از پوزخند پسرک متوجه منظورش شدم. اهل یکی به دو کردن نبودم اما از ادمهای کج کلاهی که همیشه یک تای ابرویشان آماده بالا آمدن و در نگاهشان تکبر در رفت و آمد است بیزار بودم.
تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363
در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا
دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت
ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید
قیمت : 55 هزار تومان
دانلود رمان پروانگی احساس (پروانگی احساسم) pdf سارا فرد






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید