رمان | صفحه 39 از 61 | انلاین رمان

انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

دانلود رمان ستم pdf هاله بخت یار

دانلود رمان ستم pdf هاله بخت یار

خلاصه داستان : آمین رستگار، مردی سی ساله و خلبان ایرلاین آلمانی، به دلیل بیماری پدرش مجبور به بازگشت به ایران می‌شود تا به شغل خانوادگی‌شان سر و سامان بدهد. اما آشنایی او با سوگل، کارمند جوان شرکت پدرش، همه چیز را تغییر می‌دهد. سوگل، دختری جوان که از سوی همسر معتادش مورد آزار و اذیت قرار گرفته، درگیر اتفاقی می‌شود که تمام آزارها به پای آمین نوشته می‌شود.همزمان، زندگی این دو نفر با دو مجرم تحت تعقیب، سورن و ساینا، گره می‌خورد. این زن و مرد پس از سه سال، ریسک دستگیر شدن را به جان می‌خرند تا برای هدفی مهم به ایران بازگردند.

دانلود رمان بیست و یک pdf نگار رازقندی

خلاصه داستان : چاووش خلافکاری که با کسب و کار خلاف و زیرزمینی بدون هویت ثابت زندگی میکرده اما الان از سایه به نور وارد شده اما خصوصیاتش هنوز خصوصیات تاریکیه در اتفاقی بطور اشتباه ماهک دختر ما وارد زندگی چاووش میشود و ...

دانلود رمان هتل ماهی pdf بهاره حسنی

دانلود رمان هتل ماهی pdf بهاره حسنی

خلاصه داستان : فارا و فاطیما که در یک تصادف پدر و مادرشان را از دست داده بودند، توسط دو خاله و یک دایی بزرگ شدند. اکنون با مرگ فاطیما، فارا به تهران می‌آید. اما مرگ فاطیما طبیعی نبوده و او به قتل رسیده است. قاتل کسی نیست جز…

دانلود رمان به دنبال کریسمس pdf جیل شلویس

دانلود رمان به دنبال کریسمس pdf جیل شلویس

خلاصه داستان : "کُلبی آلبرایت" نویسنده‌ی داستان های فانتزی پرفروش نیویورک تایمز، برای فرار از رکود ذهنی عجیبی که به خاطر مشکلات خانوادگی دچارش شده، با یه تصمیم آنی و بدون خبر دادن به کسی، از شهرش دور می‌شه و یه مقصد تصادفی رو انتخاب می‌کنه. شاید اینطوری بتونه به ذهن آشفته اش سر و سامونی بده.

دانلود رمان اپسیلون pdf گیسو خزان

دانلود رمان اپسیلون pdf گیسو خزان

خلاصه داستان : حامی رئیس یک شرکت گردشگری هوایی است و شادلی یک آشپز رستوران. هر دو در یک مهمانی شرکت می‌کنند؛ شادلی به عنوان آشپز و حامی به عنوان مهمان. در حالی که هر دو در حال خودشان نیستند، اتفاقی با هم می‌خوابند که منجر به بارداری شادلی می‌شود. شادلی قبل از اینکه حامی او را ببیند، از مهمانی می‌رود، اما چند ماه بعد که متوجه بارداری‌اش می‌شود، داستان پیچیده‌تر می‌شود.

دانلود رمان اسارت شیرین pdf مهدیس

خلاصه داستان : من سامانتا هستم هکر حرفه ای FBI. وقتی که من پشت صفحه کامپیوتر می‌شینم، با همه فاصله‌ای امن دارم. دختری قدرتمند و تا به حال با هیچ مردی رابطه نداشتم... اما داستان از جایی شروع میشه که..‌.اسیر دست‌های مافیای موادمخدر کلمبیا، آندرس مورنو شدم. اون قوی و پولدار و ترسناکه. و برادر بی‌رحمش کریستیان دستور داده که افرادش من رو بکشن.من سعی کردم بجنگم ولی نتونستم از دستشون فرار کنم. اون میخواد که خواسته هاش رو بپذیرم،دردش تو خواسته‌های تاریکی که اون بهم تحمیل می‌کنه منعکس شده.وسواس بیمارگونه‌اش اشتباهه، اما شاید من هم، یه بیمار روانی باشم.

دانلود رمان خونه ی بهار و آرمین pdf ستاره شجاعی فرد

خلاصه داستان : داستان خونه‌ی بهار با تمام پیچیدگی‌ها و رازهایش، واقعاً جذاب به نظر می‌رسد. آرمین، پسرجوانی که پس از طلاق عموش، همسر او را پنهانی صیغه می‌کند تا ازش مراقبت کند. وانیا، با امیدها و آرزوهایش، در شب عقد با چاووش نشسته است، اما یک تماس مشکوک از غریبه‌ای به چاووش می‌آید و رازهای وانیا را برملا می‌کند. این راز باعث می‌شود چاووش قید ازدواج با وانیا را بزند. دست سرنوشت وانیا به خونه‌ی بهار و آرمین می‌رسد و…

دانلود رمان حکم دل pdf فاطمه هاشمی

خلاصه داستان : آیلا دختر ۱۷ ساله‌ای است که زندگی عادی و شادی دارد. خان روستا به آیلا علاقه‌مند می‌شود و از او خواستگاری می‌کند، اما آیلا هیچ علاقه‌ای به ارباب زورگو و زندگی در عمارت او ندارد. از طرفی، فرهاد خان نیز عاشق آیلاست و در نهایت، خان هرچه که می‌خواهد به دست می‌آورد.

دانلود رمان عاشقی خاص منو تو pdf فاطمه غلامی

دانلود رمان عاشقی خاص منو تو pdf فاطمه غلامی

خلاصه داستان : این داستان درباره دختری به نام فاطمه است که با حجاب و بسیار خجالتی است. در دانشگاه، یکی از پسران خوش‌تیپ و پولدار به نام ارسلان عاشق او می‌شود. به دلیل اذیت‌های ارسلان، فاطمه دانشگاهش را عوض می‌کند. ارسلان به دنبال او می‌گردد اما نمی‌تواند او را پیدا کند. چند سال بعد، فاطمه برای کار در یک شرکت به مصاحبه می‌رود و…

دانلود رمان قمار جوکر pdf عطیه شکری

خلاصه داستان : دخترک دو قدم به عقب برداشت و با اخم غلیظی پرسید: «از من چی می‌خوای؟» چشمان جوکر برق عجیبی زد که ترس را به دل دخترک انداخت: «می‌خوام نمایش تو رو ببینم، سرگرمم کن!» دخترک با لحنی محکم پاسخ داد: «مثل اینکه اشتباه گرفتی، نمایش کار توعه نه من!» پسرک جوکر پشت دست دختر را بوسید و با لبخندی زیبا گفت: «ولی من مطمئنم که تو ماهرتری!»