دانلود رمان زرنیخ pdf اثر آمنه آبدار

- تعداد صفحه : 769
- ژانر : دانلود رمان پلیسی ، دانلود رمان عاشقانه ، دانلود رمان معمایی
- کیفیت : PDF
خلاصه داستان : در دل تاریکیهای شهر، زرنیخ سالهاست که به عنوان یک قاتل سریالی مرموز قربانیانش را شکار میکند؛ اما پلیس با سکوتی سنگین، جنایتهای او را از چشم رسانهها پنهان کرده است. تا اینکه همهچیز فرو میریزد...با افشای حقیقت، نبردی نفسگیر میان زرنیخ و نیروهای سازمان امنیت جدید آغاز میشود؛ نبردی که در هر قدمش، رد پای زنی مرموز دیده میشود و عشقی که مرز میان حقیقت و جنون را در هم میشکند.در این داستان جنایی-عاشقانه، لاریسا و استفان، دو بازرس باتجربه، وارد پروندهای میشوند که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد. لاریسا در مسیر کشف حقیقت، به نقطهای کشیده میشود که بازگشتی ندارد...
دانلود رمان جذاب جنایی به نام زرنیخ pdf اثر آمنه آبدار
گوشه ای از رمان زرنیخ pdf اثر آمنه آبدار :
همان طور که گفته بود دقیقا همه شان سابقه خلاف داشتند و تقریبا به هم مربوط می شدند.ویلیام آخرین مقتول را که بررسی کرد پرونده را بست و سرش را بالا آورد.رو جنسیت هم تمرکزی نداشته بین مقتول ها هم زن هست و هم مرد پس فرضیه انتقام از یه جنس مشخص رد میشه.استفان خسته از بررسیهای زیاد اطلاعات پرونده و به نتیجه نرسیدن به دیوار تکیه داد و
گفت :
رسما از زرنیخ فقط به اسم داریم….
رز که سرش داخل لپ تاپ بود و داشت چیزی را چک میکرد صندلی اش را سمت آنها چرخاند.تو پرونده ننوشته که چطور فهمیدن این کار یه قاتل زنجیره ایهاستفان دستهایش را پشتش قفل کرد.از پنجمین مقتول قتلها خیلی تمیز تر انجام شدن و دقیق همون جا هم داستان این کارت ها شروع شدهلاریسا همراه اخم سر کج کرد.پس…ویلیام میان حرفش پرید یه چیزی این وسط هست اما چیزی که برام روشنه اینه زرنیخ با گذاشتن این کارت کنار جسد پنجم خواسته بفهمونه که یه نفر پشت همه این قتلاست و خودش رو به همه بشناسونه. استفان پوزخندی زد.
– سازمانهای زیر مجموعه فقط رو انتخاب لقب زیاد دقت به خرج دادن
اینکه زرنیخ بعد از چهار قتلی که کسی متوجه آن نشده بقیه را به این شکل متوجه خود کرده بود فکر هیچ کدامشان را به سمت و سوی خوبی نمیبرد و حالا روی چهار قتل بعدی او هم سرپوش گذاشته بودند.بحث سر لقب جذاب قاتل شروع شده بود و داشتند تحلیل میکردند که لاریسا مضطرب از ویلیام پرسید فکر میکنی زرنیخ دنبال اینه که خودش رو نشون بده؟ویلیام حرفش را با بقیه نصفه گذاشت و در جواب لاریسا شانه ای بالا انداخت.
نمیدونم و چون هیچی از شخصیتش نمیدونیم فعلا نظر دادن در موردش سختهاستفان که منظور لاریسا را مانند همیشه خوب متوجه شده بود صورتش در هم رفت.امکان داره کار دیگه ای برای نشون دادن خودش انجام بده؟- نمی دونمجواب ویلیام یک کلمه بود اما خودش هم شک داشت و فکرش درگیر شده بود. اگر چنین چیزی اتفاق میافتاد همه شان بدبخت میشدند.خبری که رسانه ای شود مثل سمی قوی در خون بود به سرعت پخش میشد و هر واکنششان عوارضی داشت.
بنا به درخواست نویسنده لینک دانلود برداشته شد
دانلود رمان زرنیخ pdf اثر آمنه آبدار






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید