انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

دانلود رمان دختر حاج آقا

خلاصه داستان : دختری پرانرژی و سرزنده، فرزند یکی از بزرگان و معتمدان محله است. او برخلاف انتظار خانواده‌اش، روحیه‌ای متفاوت دارد و گاهی مسیرهایی را انتخاب می‌کند که با باورهای پدرش همسو نیست. همین تفاوت نگاه، ماجراهایی شیرین و پرکشش برایش رقم می‌زند؛ ماجراهایی که خواندنشان خالی از لطف نخواهد بود.

دانلود رمان دختر حاج آقا pdf سیما نبیان منش

گوشه ای از رمان دختر حاج آقا از سیما نبیان منش :

نه نه چقدر گیر میدی پسند خانم تمیز کردم دیگه برو از اون غول بیابونی که چپیده اون تو بپرس!

لب پایینیشو زیر دندوناش گرفت و گفت:

هيش بابا چه پررویی تو ! حالا خوبه بهت گفته بودم آقا آمین پسر برادر آقای جباری… قراره مربی بدنسازی همینجا بشه پس بلبل زبونی نکن حالا هم برو شال و کلاه کن بزن بیرون سلطان میخواد درای باشگاه رو باز کنیم. در ضمن به حموم بری و سه فصل مسواک هم بزنی بد چیزی نیستاااا… بوی گند سیرت همه جا رو برداشتم کاش اصل نفس نکشی!

نفسم رو تو سینه حبسم کردمو بعد از رفتن پسند خانم با حرص بیرون فرستادمو دستمو روی دلم گذاشتم… شیشه سیر کار دستم داده بود ، اوخ اوخ کنان سمت رختکن رفتم……قبل از اینکه دستم سمت دکمه اف اف بره ایمان پسر صاحبخونه درو به روم باز کرد و مثل همیشه ، بایه نگاه تحقیر آمیز به سرتاپام گفت:

به به گربه ی ولگرد به خانه برگشت بیرون خوش گذشت !!!؟

و بعد هم همونطور که دونه های قهوه ای تسبیح که بیشتر جنبه تزئیناتی داشت رو دونه دونه رد میکرد، جوری که حتی لباسش به لباسم برخورد نکنه بدون گرفتن جواب سوالش از کنارم رد شد و رفت ، جوابی بهش ندادم چون دیگه یه جورایی هم به تیکه و طعنه هاش عادت کرده بودم و هم خستگی کار رمقی برام نگذاشته بود.

سمت در ورودی ساختمون رفتم بازهم قبل اینکه دستم سمت دستگیره بره و بازش کنم شیما لنگه ی چوبی درو باز کرد و گفت:

هووووووف بالاخره اومدی؟؟ دیگه داشتم از فضولی می مردم

و بعد ولوم صداشو خیلی خیلی پایین آورد و گفت:

گوشیم شارژ نداشت. حتی قد یه تک زدن !

یلدا، خواهر ایمان بود ولی زمین تا آسمون باهاش فرق داشت. هر چقدر ایمان تلخ مزاج و نچسب و سختگیر بود همون اندازه یلدا شیرین و شیطون و بلا بود،دستمو گرفت و کنار خودش روی پله ها نشوندم و با دید زدن در واحدشون گفت:

خب چیشد؟؟؟ پرید؟

سرمو که تکون دادم با دهن بسته خندید و گفت:

دیدی گفتم سیر اثر میکنه دیدم که میگم آخه پسر دوست مامانم یادته؟؟ نمیدونی چقدر سمج بود. مگه ول میکرد اسکول… همین ترفند و به کار بردم بی برو برگشت زد زیر همه چیز

اصلا گوشم به حرفایی یلدا نبود… انگار داشتیم همزمان تو دو جهان مختلف سیر می کردیم.

تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363

در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ

دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت

ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید

قیمت : 45هزار تومان

لینک خرید

دانلود رمان دختر حاج آقا pdf سیما نبیان منش

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !