رمان او شاهد بود

- تعداد صفحه : 1629
- ژانر : دانلود رمان عاشقانه ، دانلود رمان مذهبی ، رمان ارباب رعیتی ، رمان غیرتی
- کیفیت : پی دی اف
خلاصه داستان : جاوید مرد قدرتمندیه که به هرچی خواسته، رسیده و این بار می خواد دل زنش، طلعت رو به دست بیاره؛ زنی که مجبور به ازدواج با جاوید شده...و طلعت دختر مذهبی که بخاطر بدهی باباش مجبور به ازدواج با جاوید شده...
دانلود رمان او شاهد بود pdf اثر نازیلا_ع
گوشه ای از رمان او شاهد بود:
نگاه سؤالیش رو احساس کردم بدون هیچ فکری به آخر و عاقبت کارم و به عصبانیت آقاجان گفتم : من … من سرطتون رو قبول میکنم !
بدون نگاه کردن بهش هم میتونستم برق زدن چشمهاش رو احساس کنم !
چند قدم ازش فاصله گرفتم و گفتم :
باهاتون ازدواج می کنم!
با سکوتش با ترس سرم رو بالا بردم . چشم هاش میخندید و این خودش ترس که نداشت خود ترس بود ! اما ترس داشت خوشحالی مردی که سابقه ی درخشانی در رفتار با زنها داشت و حالا من طلعت دختر حاج سالار روبه روش ایستاده بودم ترس داشت اگه باد به گوش آقاجانم می رسوند که تک دخترش پا به این محیط مردونه گذاشته اون هم نه پیش یه مرد معمولی !
صدای خوشحال و درعین حال جدیش به گوشم رسید.
– مطمئی؟
آب از سرم گذشته بود سرم رو تکون دادم.
فقط آقاجانم رو از زندون بیارید بیرون دستش رو روی چشم هاش گذاشت.
به روی جفت چشم هام شما جون بخواه !
از لحن ملایمش دلم کمی قرص شد و گند زدم به همه چین ، زمانی که با من من گفتم؛
لطفا دیگه کاری با محمد هم نداشته باشید ! اون به اندازه ی کافی….
آرامشش جاش رو به خشم داد و حرفم رو قطع کرد.
پس بگو ! همه ی این کارها و حرفها بخاطر اون مرتیکه ست محمد هه چه صمیمی داغش رو به دلت میذارم با صدای دادش شاگردش قدمی به داخل حجره برداشت.
چیری شده آقا؟!
جاوید سرش رو تکون داد .
برو بیرون
چند قدم به سمتم برداشت و من از ترس عقب رفتم .
این رو خوب تو گوشت فرو کن طلعت مرد زندگی تو فقط منم فکر اون پسره رو از سرت بیرون کن !
دستش رو به علامت تهدید بلند کرد …
تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363
در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ
دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت
ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید
قیمت : 45 هزار تومان
رمان او شاهد بود






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید