انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

رمان سرنوشتم با تو بود

خلاصه داستان : دو خانواده که سال‌هاست به خاطر خون‌خواهی با یکدیگر دشمن‌اند، در حالی‌که دختر یکی از آن‌ها از گذشته تاریک و رازآلود پدرانشان بی‌اطلاع است، پنهانی دل به پسرِ دشمن پدرش می‌بازد... کارن میر وقتی از علاقه پناه باخبر می‌شود، برای اینکه از ازدواج اجباری با دخترعمویش فرار کند و هم‌مسیر خانواده پدری‌اش ـ که رابطه خوبی با آن‌ها ندارد ـ نشود، به پناه پیشنهاد ازدواج می‌دهد؛ غافل از اینکه...

دانلود رمان سرنوشتم با تو بود pdf از آلما شایسته

رمان «سرنوشتم با تو بود» اثر آلما شایسته داستانی عاشقانه و پرهیجان در بستری مافیایی و معمایی است که از دل یک دشمنی خونین میان دو خانواده آغاز می‌شود. پناه، بی‌خبر از گذشته تاریک و کینه‌های قدیمی پدرانشان، دل به کارن میر ـ پسر دشمن قسم‌خورده خانواده‌اش ـ می‌بازد؛ و کارن برای فرار از ازدواجی اجباری با دخترعمویش، پیشنهادی می‌دهد که سرنوشت هر دو را وارد مسیری پرخطر، رازآلود و نفس‌گیر می‌کند. این رمان با تلفیق عشق، انتقام، رازهای خانوادگی و چالش‌های اجتماعی، مخاطب بزرگسال را درگیر ماجرایی پرتعلیق می‌کند که نشان می‌دهد گاهی عشق درست در قلب دشمنی متولد می‌شود.

گوشه ای از رمان سرنوشتم با تو بود :

ماتش برده بود چه داشت میشد یا چه بر سرش می آمد را نمیدانست. به هر حال داشتند آنچه مالش بود را میگرفتند مثل کودکی که عروسک خرسی مورد علاقه اش را به زور بگیرند مزه تلخی اش از اسپرسو هایی که صبح ها مینوشید تلخ تر بود اما اسپرسو کجا و درد دوری معشوق کجا اسپرسو کجا و هرگز ندیدن نیمه ای وجودت کجا یکی تلخ بود و عجیب لذت بخش دیگری تلخ بود و عجیب کشنده صداها در سرش میپیچید

_خانم پهلوانی لطفا امضا کنید همه منتظر شما هستند اگر حرفی مونده تا بشنویم بگید بالاخره قصد دارید طلاق بگیرید یا نه؟!

پوزخند بی جانی زد چاره ی دیگری هم داشت مگر؟! برای آخرین بار نگاه کردنش گناه که نبود بود؟

سرش را بالا آورد و به آن دو تیله ی مشکی خیره شد پلکهایش میلرزید و لب هایش را محکم روی هم فشار میداد تا مبادا بغضش بشکند

مبادا مردش را از خواسته اش برگرداند

شاید هم این خوش خیالی ای بیش نبود

این چشم ها

این نگاه ها دیگر متعلق به کارن قبلی نبود نفرت چشمانش قلبش را مچاله میکرد تلاش هایش بی بهره ماند و قطره اشک لجبازش روی گونه اش لغزید بالاخره با تمام قدرتی که داشت خودکار را در دستش گرفت و تمام!

*کارن بگو دوستم داری،بگو دیگه

_پناه بس کن این مسخره بازی رو برو کنار مانیتور رو نمیبینم

_تا نگی نمیرم

_میدونی که نمیگم!

و بعد بوسه اش بود که بر گونه پناه مینشت به قول خودش دوست داشتنش را در عمل نشان میداد…

تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363

در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا و تلگرام و واتس اپ

دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت

ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید

قیمت : 48 هزار تومان

لینک خرید

رمان سرنوشتم با تو بود

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

  • fatmesalari13 فوریه 2026 پاسخ

    رمان علی