انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

رمان ملورین

خلاصه داستان : داستان از اونجا شروع میشه که آروان شخصیت رمان ما یه پیشنهاد به ترانه میده و باعث میشه زندگی دوتاشون به هم گره بخورهیه ازدواج اجباری از طرف خانواده ها که باعث رخ دادن لحظه هایی زیبایی میشه این چه طرز اومدنه نمیگی سکته میکنم….

دانلود رمان ملورین نوشته شده توسط نفیسه نوروزی

گوشه ای از رمان ملورین :

منم موافقت کردم و به سمت خونه روندم.نزدیک خونه بودیم که آبدیس زنگ زد به خاله مرجانه

آبدیس : سلام مامان

آبدیس: نه کلاس کنسل شده

و چشمکی به من زد.

آبدیس: مامان میشه ما بریم شمال ویلا ؟

یهو اخماش رو به شدت توهم کرد.با حرص پاشو کف ماشین کوبید و اه یواشی گفت.

به خدا پوکیدیم تو خونه.

آبدیس با ناراحتی بیخیال مامان اینم شانس ماهاست دیگه….آبدیس باشه خداحافظچی شد ؟آبدیس آرمین داداش آرمیس و آبدیس و نامزدش صبح رفتن ویلا ، آرمیس با حرص به بیرون نگاه کرد.

نمی تونستم دوستام رو ناراحت ببینم اونا همه چیزی بودن که داشتم دوست خواهر خانواده برام همه چیز بودن من خانواده ای نداشتم و دوستای گلم از هیچ چیز برام کم نذاشته بودن

میریم ویلای پدر بزرگ

آبدیس با تعجب بهم نگاه کرد

آبدیس : ولی ملورین تو از اونجا متنفری

با لبخند تلخی بهش نگاه کردم

مهم نیست ابجی جونم چند روزه اشکالی نداره

آرمیس – ولی ماهرخ اجازه نمی ده فکر نکنم حتی کلید رو بهت بده

دنده رو عوض کردم و پام رو روی گاز فشردم

دانلود رمان ملورین نوشته شده توسط نفیسه نوروزی pdf برای گوشی موبایل اندروید ایفون با لینک مستقیم

بخش دانلود

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !