انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

رمان همسایه من

خلاصه داستان : دختری به نام کیانا که تجربه‌ی شکست را پشت سر گذاشته، فرصتی پیدا می‌کند تا روی پای خودش بایستد و زندگی‌اش را آن‌طور که می‌خواهد بسازد؛ شاید در این مسیر بتواند عشق واقعی را با همه فراز و نشیب‌هایش لمس کند...

دانلود رمان همسایه من از شایسته بانو

گوشه ای از رمان همسایه من:

جلوي آينه وايساده بودم و داشتم به صورتم نگاه ميكردم .. چقدر توي اين چند ماه لاغر شده بودم زير چشمام گود افتاده بود به موهام كه عين يه چادر مشكي دورمو گرفته بود نگاهي انداختم هيچوقت از سر شونم بلند تر نشده بودن و الان تقريبا تا وسطاي شونم رسيده بود .. بنظرم بيشتر بهم ميومد .. با خودم زمزمه كردم كيانا؟ به خودت بيا .. قوي باش دختر .. خدا بزرگه .. با اين حرف توي دلم يه نسيم خنكي پيچيد …

رفتم سمت دستشويي و وضو گرفتم از دستشويي كه اومدم بيرون كتي در و باز كرد.

خنديد گفت : وضو گرفتي واسه ي نماز؟

به نشانه ي بله آروم سرمو تكون دادم..

گفت : باشه كيانا جوني بعد نمازت برو بالا توي اتاق بابا , كارت داره …فكر كنم واسه آبجي جوني خوشگلم نقشه ها كشيده ..

آروم بغلش كردم .. زير گوشش گفتم به خوشگليه تو كه نيستم جغله ..هنوز 20سالت نشده پاشنه ي خونرو از جا كندن اين خاطر خواهات …

محكم تر بغلم كرد و گفت : وااااي كيانا دلم براي شيطنتات شده قده يه عدس…

چشمام يهو غمگين شد و آروم نگامو دزديدم..

گفتم : بهم وقت بده كتي ..خودم ميشم قول مردونه..

آروم گفت :بهت ايمان دارم كيانا …

بعد بلند گفت : اهوي سفارش مارم پيش اوس كريم بكنا ميگن دعاي آبجي بزرگا ميگيره .

با لحن خودش گفتم : ما مخلص شماييم..

از در كه داشت ميرفت بيرون يه نگاه بهش انداختم .. چقدر واسم عزيز بود با اينكه سه سالي تفاوت سن داشتيم ولي همه ي جيك و پوكمون يكي بود ندار ..ندار بوديم ..و بر خلاف باطن يكي مون دوتا ظاهر كاملا متضاد داشتيم … من قدم به زور 160سانت ميشد هيكل ظريفي داشتم و موهاي مشكي با پوست سبزه كه از خانواده ي مادريم ارث داشتم با گونه ي برجسته ولباي قلبي شكل كه زينت بخششون يه چال گونه كنار لپ چپم بود و هر وقت ميخنديدم خودنمايي ميكرد و ابرو و چشم مشكيه تيله اي كه از بابام به ارث برده ام و به قول مامان نوشين: هر وقت بهم خيره ميشي ياد نگاه هاي محسن ميفتم ….

برای دانلود این رمان میتوانید ایمیل را وارد کنید و سپس رایگان دانلود کنید

رمان همسایه من از شایسته بانو

بخش دانلود

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !