انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

دانلود رمان که تو در دلم نهادی pdf اثر مریم سلطانی

دانلود رمان که تو در دلم نهادی pdf اثر مریم سلطانی

خلاصه داستان : او را که آنجا دیدم، ناخودآگاه روزی را به یاد آوردم که سر خواسته‌ام برای هزارمین بار با مامان یکی به دو کرده بودم. مامانی که راضی به رفتنم نبود و مدام این‌و آن را واسطه می‌کرد تا مرا که انتخابم را کرده بودم و علاج واقعه را در رفتن می‌دیدم، از صرافت بیندازند و راضی به ماندن کند! و اینک مثل امروز...

دانلود رمان که تو در دلم نهادی pdf اثر مریم سلطانی

رمان عاشقانه جدید «که تو در دلم نهادی» نوشته‌ی مریم سلطانی، داستانی پر از احساس و دلنشین است. 🔥 روایتی که از دل جدال‌ها و انتخاب‌های سخت آغاز می‌شود و قلب خواننده را با خود همراه می‌کند.

گوشه ای از رمان که تو در دلم نهادی pdf اثر مریم سلطانی:

قطره ی درشت باران از کنار دیس حلوایی که زن عمو همراه خودش آورده بود و وسط سنگ سفید مزار بابا گذاشته بود، راهی برای خودش باز کرد و درست روی نام بابا فرود آمد. روی نامی که مدتها بود فقط از آن یک نشان روی همین سنگ به یادگار مانده بود و میان قوم و آشنا داشت آرام آرام رنگ میباخت و رنگ فراموشی به خود میگرفت. قطره روی انحنای نام بابا شیار می گرفت و به سرعت پایین می رفت و کسی از فاصله ی نه چندان دور می گفت:

بارون گرفت بهتره بلندشین.

نگاهم چسبیده به نامی بود که گاهی دلم به شدت تنگ شنیدن آن بود که دست مردانه ای به سرعت ظرف حلوا و میوه ی نایلکس کشیدهی کنارش را از روی سنگ برداشت. عمو بود که مامان و بقیه را مورد خطاب قرار میداد و می گفت: پاشین بابا مگه نمیبینین بارون گرفته میخواین بشينين موش آب کشیده شین.

مامان را که با بی میلی بلند شد و دیس خرما و ظرف دیگری را به دست دراز شده ی عمه سپرد، نگاه کردم و صدای زنگ دار مامان را وقتی که توی خانه بابا را صدا میکرد شنیدم. نامی که هر بار بابا با شنیدن و خوانده شدن آن از دهان مامان جوابی جز ” “جانم” برای آن نداشت. مامان که ایستاد نگاهم دوباره برای دیدن اسمی که با زیبایی تمام روی سنگ مزار حک شده بود، تا پیش پایش پایین رفت.

حال همراه اسم بابا تمام سنگ او هم خیس بود و قلب من برای نداشتن او سنگین تر از همیشه

دخترا پاشین.

مامان دست نورا را که تمام مدت به من تکیه کرده بود، گرفت و بلند کرد.

صدایش آهسته بود زمانی که کلاه نورا را روی موهایش پایین میکشید و مرا مورد خطاب قرار میداد و میگفت:

عموت معطله مامان لفتش بدى صداش در می آد. پاشو.

من و نورا با خاله میریم.

تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363

در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا

دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت

ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید

قیمت : 30 هزار تومان

لینک خرید

دانلود رمان که تو در دلم نهادی pdf اثر مریم سلطانی

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !