دانلود رمان شاهرگ pdf اثر الهه کامکار امند

- تعداد صفحه : 58
- ژانر : دانلود رمان اجتماعی ، دانلود رمان ازدواج اجباری ، دانلود رمان رایگان ، دانلود رمان عاشقانه
- کیفیت : PDF
خلاصه داستان : رمان «شاهرگ» روایتگر زندگی پر فراز و نشیب دختری به نام پناه است که پس از ازدواج فامیلی با پسرعمهاش، تمام باورهایش نسبت به ازدواج دستخوش تغییر میشود. در ادامه، وقوع یک حادثه و تصادف مسیر زندگی او را به شکلی غیرمنتظره دگرگون میسازد... این داستان در قالب سه فصل کوتاه در یک فایل ارائه شده است.
دانلود رمان شاهرگ pdf اثر الهه کامکار امند
در این رمان زیبا که در دل یک ازدواج اجباری، پناه با واقعیت هایی روبهرو میشود که باورهایش را زیر و رو میکند. «شاهرگ» روایتی عاشقانه و اجتماعی از روایت احساسی و تصمیمهایی که سرنوشت را رقم میزنند.
گوشه ای از رمان شاهرگ pdf اثر الهه کامکار امند:
از عبور عرق سردی در تیغه ی کمرم مطمئنم بودم. مغزم ارور داده بود و این برای من برای پناه مغرور غیر قابل هضم بود.گویا و هان از رنگ پریده ام متوجه حالم شد که گفت: این خواسته مامان بود همیشه علاقه داشت تو همسر من باشی،بار دیگر غرورم نشانه رفت نگاهم را از ویهان گرفته و به میز که بدون اینکه بفهمم پر شده بود دوختم .برای دست یافتن به آرامش مشغول جدا کردن جوجه ها از سیخ شدم و در همان حال پرسیدم؛ پسر عمه حالا که این خواست عمه بوده من بهترین راه حل رو دارم اگه زندگی آنهان و نیاز نابود نمیشه ما بعد از اینکه زمان صیغه تموم شد اعلام میکنیم با هم تفاهم نداریم تا مهلت صیغه دو تا هم مسیر یا همراه…
وهان سری چرخوند و گفت: من فکر میکردم تو هم علاقه داری ولی الان که داری باهام نقشه میکشی خیلی خوشحالم کردی.وهان من از اول هم خانواده ام در جریان بودند که از ازدواج فامیلی خوشم نمیاد و حتی قرار بود هر کسی از فامیل برای این موضوع جلو اومد جواب نه بشنوه اما اینجا مشکل زندگی آنهان و نیاز مطرح بود پس کوتاه اومدم تا آشنایی ضمنی داشته باشیم و میخواستم امشب نظرت رو بپرسم که خودت نظرت رو گفتی و خیالم رو راحت کردی.
با آخرین کلماتم تکه ای از جوجه را با چنگال در دهانم گذاشتم و ترجیح دادم سکوت کنم.باید با شخصی در مورد شرایط پیش آمده گفت و گو میکردم.شام کسل کننده ما به پایان رسیده بود و در چهره و تهان به خصوص چشمانش درخششی هویدا بود گویا ازدواج اجباری برایمان گران تمام شده بود.سوار خودروی و نهان شدم و به خانه برگشتم هنگامی که از ماشین پیاده میشدم و نهان بابت همراهی و بحث مان تشکر کرد و رفت.حالا بايد حجم انبوهی از سوالات در خانه مواجه میشدم از نیاز گرفته تا مادرم و نگاههای پرسشگر پدرم چگونه میشد همه را قانع کرد که ازدواج و حتى صيغه موقت ما اشتباه بوده.
دلم میخواست مثل دیوانه ها کوچه ها را متر میکردم و جیغ های بی پایانی سر میدادم.زنگ در را فشردم و بدون سخنی باز شد همه بیدار بودن و چ بسا با ورودم و دیدن آنهان همه چیز در نظرم رنگ باخت باید از همین امشب تکلیف را روشن میکردم.خوش گذشت؟اولین سوال از مادرم ، بله خوب بود در حد معارف یک فامیل بود. جواب باید میدادم اما این جوابی نبود که باید گفته میشد پس ترجیح دادم فعلا اصل مطلب را بیان نکنم تا در زمان مناسب و با کلام موثر همه چی را تمام کنم.خوب بود.حداقل برای و تهان شایدم برای من هیچ حسی جز حس فامیل بودن بینمان نبود
دانلود رمان شاهرگ pdf اثر الهه کامکار امند






نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید