انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

دانلود رمان هیژا pdf

خلاصه داستان : ژیار راشد، مردی از تبار کُرد، برای محافظت از مادر و برادرش در برابر پدر مستبدشان، ناگزیر وظیفه‌ای را که نسل‌ها در خانواده‌اش جریان داشته، می‌پذیرد. شغلی که چیزی جز خون و مرگ در آن نیست. اما سرنوشت در مسیری دیگر گام می‌نهد،او هدف یک سوءقصد قرار می‌گیرد، که در آن همسر و فرزندش از دست می‌روند، و خود ژیار به کما فرو می‌رود. پس از آن، در آسایشگاه روانی بستری می‌شود، تا اینکه با ورود ماهلین و مواجهه با ژیار، داستان وارد مرحله‌ای تازه شده و ادامه می‌یابد...

دانلود رمان بسیار جذاب ” هیژا ” اثر مهری هاشمی

گوشه ای از رمان هیژا مهری هاشمی :

نگاه وحشت زده م میخ چهره ی عصیان زده ش بود. چشم هاش از خشم میلرزید و صورتش مثل همیشه وهم آور و خوف برانگیز قلبم رو به تب و تاب می نداخت. هوای اطراف رو بوی خون و دود گرفته بود و جرقه های ناشی از آتیشی که اون خونه ی بزرگ رو می سوزوند جلوی دیدم رو می گرفت. اون مرد جلوی پاهاش با صورت پر از خون زانو زده بود ولی لبخند میزد. دست هاش رو از هم باز کرد و نگاهی به نقاشی وحشتناکی که کشیده بود انداخت و با همه ی توانش فریاد کشید.

خیلی وقته منتظر این روز بودم اینجا محشره زندگی توئه لاشخور وقت حساب پس دادنه . . .

آب دهن تلخ شده م رو از حس وحشتی که صداش بهم منتقل میکرد قورت دادم نگاهم مدام بین اون دو مرد در گردش بود.یکی با صلابت ایستاده و اون یکی با تن خونی و توانی که ازش گرفته شده بود زیر پاش از درد به خودش می لولید اما نمی ترسید.نترسیده بود که دهن باز کرد و من از وحشت هین کشیدم.

این حق توئه که انتقام بگیری ولی کاری که من کردم هم حقم بود پشیمون نیستم اگه برگردم به عقب باز این کارو میکنم بازم نابودت میکنم باز همه ی هستیت رو ازت میگیرم.

ترسیده لبم رو گزیدم و مشتم رو توی خاکی که روش نشستم فرود آوردم و با درد زمین رو چنگ زدم .چطور نمی ترسید؟چطور این حرف رو به اون مرد که هیچ فرقی با طوفان نداشت میزد؟!اون مثل گردباد خشمگین و درنده به اینجا دمید و هر چیزی که جلوی دستش بود رو نابود کرده بود.چرا وحشت نمیکرد؟!چرا نفسش قطع نمیشد؟!چرا لال نمیشد؟بهش نگاه کردم. تنش می لرزید از خشم بود و درد کاش اگر اون لعنتی لال نمی شد مرد زخم خورده ی روبه روم کر میشد.اما نه شنید و سکوت کرد.سكوتش من رو بیشتر میترسوند، خیلی بیشتر از فریادش وقتی سکوت میکرد یعنی مصمم بود، یعنی کاری که باید رو می کرد.دستهاش رو پایین انداخت و اسلحه ی توی دستش رو سمت پیشونی اون مرد گرفت….

تماس پشتیبانی از خرید : 09308746363

در نرم افزارهای ایرانی : ایتا – روبیکا

دارای نماد اعتماد از ثبت شده در سازمان ساماندهی اینترنت

ارسال به ایمیل شما و دریافت لینک دانلود پس از خرید

قیمت : 49 هزار تومان

دانلود رمان هیژا pdf مهری هاشمی

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !