انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

دانلود رمان عاشقم باش لطفا pdf فاطمه زهرا شهابی

دانلود رمان عاشقم باش لطفا pdf فاطمه زهرا شهابی

خلاصه داستان : -میدونی، من و تو همیشه از این نظر با هم فرق داشتیم، پناه. تو عشقو میشناختی. میدونستی دوست داشتن یعنی چی! پدر و مادرت ده سال بدون بچه بودن، پس توام دوست نداشتی اینو تجربه کنی. من حاال میفهمم. ولی به من حق بده. میدونم زود؛تصمیم گرفتم اما من واقعا آماده بچه دار شدن نبودم. اونم یه بچه از تو! همه فکر میکردن تو خواهر منی، خودت گفتی چیز بیشتری بهشون نگم. بعد میرفتم میگفتم چی؟! میگفتم خواهرم از منِ ..

دانلود رمان جدید به نام ” عاشقم باش لطفا ” اثری از فاطمه زهرا شهابی

خلاصه رمان عاشقم باش لطفا فاطمه زهرا شهابی :

هیچ پاسخی به آن دختر داده نشد کماکان با کمک دستان بزرگش مرا به سمت اتاقم روانه میساخت چه در ذهنش می پروراند؟ در آنی دستی دیگر دست مردانه او را از من جدا کرد. صدای آرامش را چند لحظه قبل هم شنیده بودم آراد دیوونه شدی؟ مگه خودت نمیبینی چه جوری شده؟ باید گریه کنه وگرنه مثل دنیا میشه…. دنیا… آری من دقیقا دلم میخواست مثل همین دنیا باشم… نامرد!! نمیشه آراد. بهت قول میدم نمیشه بسپارش به من من درستش میکنم… آه غلیظش را به بیرون فرستاد و خودش را عقب کشید… با کلافگی دستی وارد موهای پریشانش کرد و انگشت اشاره اش را تکان داد و گفت خیلی طول نکشه باید بریم خاک سپاری…

پس این دستور دادن هایش مختص من نبودند.و روشا و میلاد چرا هیچ در دفاع از من نگفتند؟! انتظار بیشتری را از جانب شان میکشیدم صاحب همان صدا تاییدش کرد به طرف من برگشت و به آرامی گفت: من دوست آرادم اسمم کیارش هیچ بر زبان نیاوردم و فقط نگاهش کردم عقب ننشت و دوباره امتحان کرد ، میشه چند لحظه همراه من بیای پناه خانم؟ باز هم پاسخی ندادم به گمانم همچنان و برای اولین بار در دنیای شیرین انتظار به سر میبردم ، سمج تر از این حرفها به نظر میرسید. با من نمیای؟

فقط میخواستم به جایی بروم که متعلق به مادرم باشد… عجیب دلتنگ آن بوی خوشش بودم. در اتاق را باز کرد و وارد آن مکان نسبتا کوچک شد… من هم بی چک و چانه پشت سرش حرکت کردم بوی مادرم را استشمام نمودم و چشمانم بی اختیار بر روی یکدیگر فرود آمدند! نگاه کوتاهی به اطرافش انداخت و گفت _چقدر اینجا قشنگه ، بر روی آن تخت دونفره و چوبی .نشستم نفس های عمیقم را کشیدم و کشیدم دلم میخواست دوباره و دوباره نفس ، کشیدن مادرم را نفس بکشم توجهی نثار من و حرکاتم نکرد.

آهسته در کنارم نشست و ملایمت را درون کلامش جای داد دلت واسش تنگ شده؟ هنوز هم هیچ نگفته بودم فقط سرم را به نشانه مثبت تکان دادم. قاعدتا وقتی دلتنگ کسی میشی گریه میکنی… ولی تو انگاری ترسیدی ، مقصد حرف هایش را از همین حالا خوانده بودم بی اراده لب گشودم بر میگرده. زبانم بالاخره در دهانم چرخید و حرفی زدم نگاهم کرد… من هم در پاسخ نگاهش کردم و همین بر میگرده؟ بهم قول داده بود… چه قولی؟

دانلود رمان عاشقم باش لطفا pdf فاطمه زهرا شهابی

بنا به درخواست نویسنده لینک دانلود برداشته شد

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !