انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

رمان مگس

خلاصه داستان : رمان، ماجرای طنز شیطنت های ساتیار پسری نابغه در دانشگاه است. تفریحات این نابغه ی دیوانه، شوهر دادن دخترهای دانشگاهی با آگهی تبلیغاتی، هک کردن سایتهای دانشگاه، شرکت در برنامه رادیوی دانشجویی که ساتیار نقش خون آشامی را ایفا می کند که از کمبود خون شبها به مگس تبدیل میشود! ... حال او در دانشگاه از پانیذ دختری دست و پا چلفتی خوشش آمده و مثل مگس، سمج و پر رو و مخل اعصاب، تا به هدفش نرسد کنار نمی کشد!!

دانلود رمان مگس اثر مرینا

گوشه ای از رمان مگس:

از صداهایی که می اومد فهمیدم دوباره دست به یقه شدن از ترس توی اتاق راه میرفتم و دعا می خوندم ختم به خیر بشه به زور مامورین حراست صداشون قطع شد ولی به محض اینکه شنیدن من توی اتاق بغلی هستم دوباره شروع کردن.

پوریا در اتاق رو باز کرد و به سمت من حمله کرد چه غلطی کردی جلوی چشم های من؟

خواستم لب باز کنم که اون پسره در حالیکه بقیه سعی میکردن نگهش دارن اومد تو و مشتی حواله صورت پوریا کرد جیغ بلند من توجهش رو جلب کرد. بقیه دوست هاش پوریا رو نگه داشته بودن که به سمت من اومد جون سلام خوشگله

پریدم روی صندلیهایی که گوشه دیوار ردیف بود. هر چی جلوتر می اومد من به صندلی عقب می رفتم. این واقعا دیوانست چرا بهشون نمیگی مال منی حرف بزن دیگه کوچولوی من

داد زدم کمک… یکی کمک کنه…..

شروع کرد به خندیدن مو به تنم سیخ شد بچه ها کمک می خواد

پنج تا از مامورای حراست ریختن داخل و به هر سختی بود جداشون کردن کشیدنشون توی اتاق مجاور و درو به روی من بستن چند دقیقه ای طول کشید تا موفق شدن ساکتشون کنن زنی که منو آورده بود داخل شد و سری به نشانه تاسف برام تکون داد شرم برتو

خانوم گوش کنید….

هيس! صداتو نشنوم.

با دستش بهم اشاره کرد بشینم و ساکت بمونم رئیس دانشگاه وارد اتاق بغلی شد

باز هم تو ؟! ساتیار من از دست تو چیکار کنم؟ باز این چه غلطی کرده؟

خودکشی کن این تنها راهشه

دیگه داری شورش رو در میاری هر چی بهت هیچی نمیگیم انگار فایده ای نداره دختره کجاست؟

اتاق بغليه قربان

هر دوشون اخراج میشن تا درس عبرت باشن برای بقیه مگه شهر هرته وسط دانشگاه محل علم آموزی جای این کارهاست؟

خوب تقصیر خودتونه به جایی درست کنید تو دانشگاه آدم بره حرف دلشو بزنه.این کیه؟

من نامزدشم جلوی چشمهای من این دو تا آشغال بهم خیانت کردن.

چرا دروغ میگی؟ نامزدش منم کدوم خیانت؟ مگه تو راننده آژانسش نبودی؟

می گیرم می زنمت بچه پررو….

ساکت بشید با هر دوتونم میتونی ثابت کنی نامزدته؟

آره بابا عاشقمه.

دیگه طاقت نیاوردم زنی که بین دو تا اتاق ایستاده بود بهم اجازه نمی داد وارد بشم. از پشت سرش داد زدم:

داره دروغ میگه چرا هیچکس به حرف من گوش نمیده؟

رئیس دانشگاه آقای علوی اشاره کرد ولش کن بیاد ببینم چی میگه؟

آقای علوی به خدا من اصلا اینو نمیشناسم. داشتم می رفتم……

دروغ نگو عشقم نیازی نیست پنهان کنی.

دانلود رمان مگس

بخش دانلود

رمان های پیشنهادی

نظرات کاربراننظر خود را در مورد رمان بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !