رمان غیرتی | انلاین رمان

انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

نتايج جستجو : رمان غیرتی

رمان دلارای

خلاصه داستان : دلارای دختری جوان است که درگیر اتفاقات تلخ و خشونت‌آمیز زندگی می‌شود و میان کشمکش‌های خانوادگی و دشمنی‌های قدیمی گرفتار است. در این میان، آلپ‌ارسلان که شخصیتی قدرتمند، خشن و در عین حال عاطفی دارد، وارد زندگی او می‌شود. رابطه آن‌ها ابتدا با تنش، سوءتفاهم و درگیری همراه است، اما به‌تدریج احساسات عمیق‌تری میانشان شکل می‌گیرد.

رمان نسب

خلاصه داستان : ادعای مرد بودنش تو کل شهــر پیچیده بود...یه آقاشیرزاد می‌گفتن، هزارتا از بغلش بیرون می‌زد. آقا بود. مرد مردا بود اما...بتی که از خودش برای من ساخت رو خیلی آسون شکست! برادر ناتنیش نجاتم داد. از مرگی که بهش می گفتن" قتلِ ناموسی" عمو‌هام خونم رو می‌ریختن... حکمم سنگسار بود... جرمم فرار از قبیله ی طالبان! دیر بود وقتی که دلش برام لرزید... دیر بود چون که... حالا من دیگه ناموس برادر ناتنیش بودم...

رمان بچه مثبت

خلاصه داستان : در مورد دختری به اسم ملیساست که توی دانشگاهشون سر تور کردن یه بچه مثبت با اعتقادات دینی محکم با دوستاش مسابقه میزاره. در واقع داستان تقابل افرادی از یک نسل ولی با اصول اعتقادی متفاوت و در اصل از دو دنیای متفاوت است و در این بین...

رمان برده کوچک من

رمان برده کوچک من

خلاصه داستان : بعد از کلی اتفاقات آوا و سهیل ازدواج می‌کنند؛ ولی لیندا برای به دست آوردن سهیل نقشه میکشد تا زندگی آوا را خراب کند و سهیل را مال خود کند و....

رمان عشق یوسف

خلاصه داستان : پرویز ربانی،پدر آیدا، قبلا به خواستگاری یوسف از دخترش آیدا جواب قاطعانه ی منفی داده اما خبر نداره این دو دلباخته ی هم دیگه هستن … نمیدونه پنهانی با هم دوست شدن و به دیدن هم میرن. آیدا دانشجوی رشته ی مامائی در بابله و هرهفته یوسف برای دیدنش میره بابل . . .

رمان او شاهد بود

خلاصه داستان : جاوید مرد قدرتمندیه که به هرچی خواسته، رسیده و این بار می خواد دل زنش، طلعت رو به دست بیاره؛ زنی که مجبور به ازدواج با جاوید شده...و طلعت دختر مذهبی که بخاطر بدهی باباش مجبور به ازدواج با جاوید شده...

رمان آشور

خلاصه داستان : سمر، دختر جوانی از یک خانواده ترک، قربانی رسمی قدیمی می‌شود و ناخواسته به عقد آشور درمی‌آید؛ مردی مغرور، قدرتمند و به‌شدت غیرتی که همه از صلابت و خشمش حساب می‌برند. این ازدواج اجباری در ابتدا برای سمر چیزی جز اجبار و دلخوری نیست، اما شعله‌های احساسی پنهان، کم‌کم میانشان زبانه می‌کشد و پیوندی آتشین شکل می‌گیرد. درست زمانی که سمر خیال می‌کند عشق می‌تواند همه‌چیز را آرام کند، با چهره‌ای دیگر از آشور روبه‌رو می‌شود؛ خشم‌های بی‌امان و رفتارهایی غیرقابل‌پیش‌بینی که قلبش را میان ترس و دلبستگی سرگردان می‌کند…