رمان | صفحه 19 از 61 | انلاین رمان

انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

رمان شوفر جذاب من

رمان شوفر جذاب من

خلاصه داستان : پدرم با صدای بلند گفت: “حق نداری تنها از خونه بری بیرون. دایان به عنوان راننده و بادیگارت اینجاست و تو نباید مخالفت کنی. هر جا میری و میای باید با دایان باشی، فهمیدی؟”دلم می‌خواست فریاد بزنم: “خسته شدم از این زندگی که همیشه باید یکی دنبالم باشه.” باید کاری می‌کردم که دایان خودش از کارش استعفا بده.سکوت کردم و مثل همیشه حرف‌های پدرم رو قبول کردم و گفتم: “باشه بابا… من دیگه میرم!”

رمان جدال پر تمنا

رمان جدال پر تمنا

خلاصه داستان : همه چیز از یه جر و بحث شروع شد یه جر و بحث ساده … و بعد کم کم تبدیل شد به یه جدال …جدالی پر از شیطنت و عطش جدالی پر از تمنا جدالی بین حوایی از تبار مسیح و آدمی از تبار محمد … ویولت دختری زیبا با چشمان افسانه ای، به تازگی از فرانسه و با خانواده فرانسوی خود به ایران بازگشته. او که اصلیتی ایرانی دارد در دانشگاه با خواهر و برادری آشنا میشود. با ارگل دوست شده و با آراد برادر ارگل رقیب میشود. ویولت مسیحی است و ارگل و آراد از یک خانواده مذهبی هستند. کلکل بین ویولت و آراد اتفاقات زیبایی را رقم میزند.

رمان سایه اجبار

خلاصه داستان : النا وقتی می فهمه ایلیا سر عاشق کردن و دوست شدن با اون همراه همکلاسی های دانشگاهش شرط بسته همه چیزو در گذشته رها میکنه و سعی میکنه دیگه هرگز ایلیا را رو نبینه اما بی خبر از اینکه درست 5 سال بعد قراره ایلیا زیر سایه ی اجبار دوباره وارد زندگی اون بشه..اونم به عنوان نامزدش!

رمان سال بد pdf

خلاصه داستان : سال بد روایتگر داستان خانواده ی سلطانیست ! آیدا و شهاب که دختر عمو و پسر عمو هستند و هم بازی و عاشقِ دوران کودکی ... و حالا در آستانه ی ازدواج به سر می برند ... . ولی با اشتباه مهلکی که شهاب مرتکب می شود ، همه چیز بهم می ریزد ! آیدا بی صبر و آشفته به دنبال جبران اشتباه شهاب و بیرون کشیدن او از مخمصه است ... و پای شخص سومی به زندگی و رابطه ی آن ها باز می شود ... عمادِ شاهید ...

رمان دانشجوی دلبر من pdf

خلاصه داستان : آیسان: مامان، چند بار باید بگم؟ من نمی‌خوام برم خونه‌ی عمو رامسین. مامان: دخترم، زشته! عمو دعوت‌مون کرده شام، حالا تو نری؟ آیسان: خودت که می‌دونی از حسام خوشم نمیاد. بگو فردا امتحان دارم، نتونستم بیام. مامان: اون که کاری باهات نداره، همیشه تویی که دعوا رو شروع می‌کنی. آیسان: آره دیگه، همه‌چی تقصیر منه! مامان: مگه دروغ می‌گم؟ ما پایینیم، زود آماده شو بیا.مامان همین‌طور که حرفش تموم شد، از اتاق رفت بیرون. من یه نفس عمیق و پر از کلافگی کشیدم و زل زدم به دیوار روبه‌رو...

رمان ارباب زاده

خلاصه داستان : داستان روایتگر زندگی دختری مسیحی است که دل‌باخته‌ی پسر کوچک و محبوب ارباب، یعنی خان‌زاده‌ی خانواده می‌شود. پس از گذر از فراز و نشیب‌های بسیار، سرانجام به عنوان عروس خان وارد عمارت می‌شود. اما وقوع اتفاقاتی غیرمنتظره، او را وادار می‌کند تا با کودکی در شکم، از آن خانه بگریزد. مسیر فرارش پر از ماجراهای تلخ و شیرین است که مخاطب را تا آخرین صفحه‌ی داستان با خود همراه می‌سازد.

رمان توسکا

رمان توسکا

خلاصه داستان : دختری ساده، شبیه همه دخترها… بی‌آنکه بخواهد، پا به مسیری می‌گذارد که برایش دنیایی تازه می‌سازد؛ دنیایی پر از شهرت، رقابت، ثروت… و چیزی فراتر از همه‌ی این‌ها؛ عشقی ناب، عشقی کمیاب در روزگاری که حتی نامش هم افسانه‌ای است. و سرانجام، قصه‌اش با پایانی خوش به ثمر می‌رسد.

رمان سفر به دیار عشق

رمان سفر به دیار عشق

خلاصه داستان : چهار ساله همه ازش متنفرن… پدر، مادر، برادر، حتی همه‌ی فامیل با نگاه‌های پر از نفرت دلش رو به درد میارن… فقط و فقط به جرم بی‌گناهی، بی‌گناهی که تو دادگاه همه گناهکاره… تا اینکه بالاخره بعد از چهار سال غریبه‌ای رو می‌بینه که از هر آشنایی براش آشناتره یا شاید هم آشنایی که از هر غریبه‌ای براش غریبه‌تره… خودش هم نمی‌دونه ولی این میشه نقطه‌ی آغاز دوباره‌ای...

رمان بغض محیا

رمان بغض محیا

خلاصه داستان : محیا عاشقانه پسرعمه‌اش، امیرعباس را دوست دارد؛ پسرعمه‌ای که او را نمی‌بیند و هیچ حسی به او ندارد. دو سال قبل به اصرار پدرهایشان عقد هم می‌شوند؛ عقدی که امیرعباس ناراضی از آن بود و بعد از مرگ پدرهایشان به نوعی فراموش شد. حال امیرعباس تصمیم به ازدواج با دختر یکی از کسبه بازار دارد. محیا قبل از خواستگاری رفتن و اتمام تاریخ عقد معین بین خودشان، از امیرعباس می‌خواهد حق محرمیت را ادا کند و ...