رمان | صفحه 6 از 61 | انلاین رمان

انلاین رمان
رمان های ویژه انلاین رمان
وب سایت انلاین رمان در سازمان ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت شده است و مطابق قوانین این سازمان عمل می کند.

رمان گناهه بوسه

رمان گناهه بوسه

خلاصه داستان : همه‌چیز با یک بازی جرأت و حقیقت شروع شد؛ مسیر عشقی ممنوعه و پرهیجان را رقم می‌زنند. حالا باید دید این عشق گناه‌آلود در کویر خشک موانع، می‌تواند شکوفا شود یا از ریشه قطع خواهد شد.

رمان قصر چوبی

رمان قصر چوبی

خلاصه داستان : دل‌آرا، دختری جسور که عشق و استعدادش را در نجاری کنار مردی بانفوذ به نام فؤاد می‌آزماید، در تقابل با عشق قدیمی و محدودیت‌های جامعه، راهی پرهیجان از عشق و استقلال را تجربه می‌کند.

رمان سرنوشتم با تو بود

خلاصه داستان : دو خانواده که سال‌هاست به خاطر خون‌خواهی با یکدیگر دشمن‌اند، در حالی‌که دختر یکی از آن‌ها از گذشته تاریک و رازآلود پدرانشان بی‌اطلاع است، پنهانی دل به پسرِ دشمن پدرش می‌بازد... کارن میر وقتی از علاقه پناه باخبر می‌شود، برای اینکه از ازدواج اجباری با دخترعمویش فرار کند و هم‌مسیر خانواده پدری‌اش ـ که رابطه خوبی با آن‌ها ندارد ـ نشود، به پناه پیشنهاد ازدواج می‌دهد؛ غافل از اینکه...

رمان صخره سرد

خلاصه داستان : نبات دختری نازپرورده است که ناچار می‌شود برای آمادگی کنکور، شهر محل زندگی‌اش را ترک کرده و در کنار مادربزرگش ساکن شود. با ورود او، روستای مادری درگیر حوادثی خونین می‌شود و جان نبات در معرض خطری جدی قرار می‌گیرد. در این شرایط، تنها راه نجات او به کاوان‌خان، بزرگ شهر و طایفه، ختم می‌شود؛ نجاتی که برای کاوان‌خان یک اجبار است، اما اجباری که برای او طعمی شیرین و متفاوت دارد.

رمان چیتا

رمان چیتا

خلاصه داستان : قرار بود فقط یک دشمن باشی؛ کسی که از همان نگاه اول نفرتش را فریاد می‌زدم، اما انگار سرنوشت نقشه‌ی دیگری برای ما کشیده بود. بی‌آنکه بفهمم، درست در لحظه‌ای غیرمنتظره، در قلبم جا گرفتی و دشمنی‌ات به جانِ من بدل شد. تو آمدی، سریع و بی‌رحم مثل چیتا؛ موجودی مرموز و ترسناک که با تمام وحشی‌بودنش رام‌شدنی بود. این داستان من و توست؛ تویی متفاوت از تمام آدم‌های اطرافم و منی که قرار است دل به غریبه‌ای آشنا ببندم و در مسیر عشق، خطر را به جان بخرم.

رمان بند دل

خلاصه داستان : بند دل داستان آتری است؛ دختری موفق و آرام با استعدادی کم‌نظیر، که پشت این ظاهر بی‌دغدغه، گذشته‌ای تلخ و زخمی پنهان شده است. حادثه‌ای در کودکی، ترسی عمیق در وجودش شکل داده که او را از صمیمیت و یک زندگی عاطفی طبیعی دور کرده است. هاکان اما وارد زندگی او می‌شود تا با حضورش، این ترس ریشه‌دار را به چالش بکشد و به آتری نشان دهد عشق واقعی چگونه می‌تواند مرهم زخم‌ها باشد و تفاوت یک مرد واقعی با نامردی را معنا کند.

رمان مونتیگو

رمان مونتیگو

خلاصه داستان : طرفداراش بهش میگن مـونـتـیـگـو!به معنی کینگ و پولدار...اولین بار شش سالم بود که دیدمش،اون دوازده ساله بود ، با چشمای یاغی و صورت خشنی که کل بچه های هم سنش رو می‌ترسوند!اروند از همون زمان متنفر بود،از خانوادش ، از پدر من که می‌شد عموش ، از برادرام ، از تمام اطرافیانش و هرکسی که سعی میکرد بهش نزدیک بشه ، از همه جز من!نیلوفر ارم ، دختر عموی اروند ارم!اروندی که هیچ وقت بهم نگفت نیلوفر....از همون اول براش طلا بودمطلای مونتیگو!فوتـبـالـیـسـت معروفی که تمام ایران می‌شناسنش اما فقط من میدونم اروند واقعی زمین تا آسمون تفاوت داره با اروندی که بقیه میشناسن ...

رمان حنا

رمان حنا

خلاصه داستان : تری که با دیدن فروپاشی عشق پاکش، احساساتش را دفن می‌کند و زندگی‌اش را به دنیای خشن مسابقات رزمی و درگیری گره می‌زند. اما سرنوشت، او را وارد عشقی تازه و پرهیجان می‌کند؛ عشقی که باید با کینه‌ها، زخم‌های کهنه و نفرتی عمیق بجنگد تا ثابت کند می‌تواند گذشته را پاک کند...

رمان ردخون

رمان ردخون

خلاصه داستان : شهاب صدر یک مدلینگ بسیار معروف و پر نفوذ و سر شناس در گذشته زندگیش یه راز بزرگ داره و الا ملک دختری خود ساخته که در سن پایین مادر شده و از خانواده طرد شده این دو ادم سرشتشون باهم پیوند خورده باید دید چطور به سرنوشتشون برمیگردن.

رمان قلب سوخته

رمان قلب سوخته

خلاصه داستان : کاوه، مردی سرد و مغرور، پس از نجات دخترعمویش صدف از حادثه‌ای آتش‌سوزی، با سوختگی‌هایی زندگی می‌کند که فقط روی پوستش نمانده و تا عمق احساساتش نفوذ کرده است. اختلاف سن چهارده‌ساله باعث شده همه، حتی خود کاوه، باور کنند علاقه‌ی صدف چیزی جز وابستگی دختری نیست که با محبت‌های او بزرگ شده و کاوه نیز حسش را پدرانه می‌داند. اما پشت این منطقِ به‌ظاهر درست، قلبی زخمی پنهان شده که از ترس اعتراف، احساسات واقعی‌اش را انکار می‌کند. «قلب سوخته» داستان عشقی خاموش و پرتنش است که میان زخم‌ها، فاصله‌ها و هیجان اتفاقات، آهسته شکل می‌گیرد و می‌سوزاند.

» 567 102030«